با اینکه چهار سال است کاراته را شروع کرده و دو سال آن هم با شیوع کرونا همزمان بوده است، اما در همین مدت توانسته مدال سوم مسابقات استانی و مقام دوم مسابقات کشوری نوجوانان را کسب کند. حمیدرضا سیستانی متولد1387 و ساکن محله الهیه است. از همان چهارسال پیش که کاراته را شروع میکند، برای کسب مقام مصمم بوده و برای رسیدن به هدفش تمرینات منظم و سختی را پشت سر گذاشته است.
محله
الهیه
مشهدیها، منطقه ۱۲ را با نام «الهیه» میشناسند، محلهای نوپا و مهندسیساز که کوچههای عریض و ساختمانهای شیک و نورانیاش دلیل اقبال زیاد مشهدیها به آن بوده است. وجه تسمیه محله الهیه برگرفته از نام یکی از محلات پایتخت بوده و ساختوساز در آن از اواسط دهه ۸۰ کلید خورده و در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است.
مریم پورجعفریان، اولین داور بینالمللی فوتسال است که هجدهسال سابقه داوری دارد و 9سال در بازیهای مختلف داخلی و بینالمللی سوت زده است. این ورزشکار محله الهیه حالا بهخاطر زندگی و مشکلات جسمانیای که بعد از زایمان و بارداری برایش پیش آمده ، زودتر از آنچه انتظار داشته بازنشسته شده، اما از دنیای فوتسال خداحافظی نکرده است.
دقیق و منظم است و همیشه سر وقت خودش را به تمرین میرساند. انگیزه و هدف دارد و برای رسیدن به هدفش در تمرینات کوتاهی نمیکند. کمربند قهوهای دارد و باید راه درازی را پشت سر بگذارد تا حرفهای شود و مدال طلای جهان را به گردن بیاویزد. حسن پُردل متولد 1384 و ساکن محله الهیه است. چهار سال است که کاراتهکار میکند و دو سال هم بهدلیل کرونا از میدان مسابقات و تمرینات جدی دور بوده است، ولی امسال توانسته در مسابقات کشوری و استانی سبک کیوکوشین مقام اول را به دست آورد.
خیابان محمدیه18 راه اتصال بین بولوارهای محمدیه و سجادیه است که به نام شهید حسین تقیزاده نامگذاری شده است. این معبر سبب دسترسی راحتتر ساکنان مجتمعهای پرشمار حدفاصل سجادیه27تا31 به معابر اصلی شده است. البته علاوهبر تردد ساکنان مجتمعها بیشترین رفتوآمد در این مسیر از سوی دانشجویان و استادان دانشگاه انجام میشود.
با اینکه یک ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته و دانشآموزان از حال و هوای تابستان خارج شدهاند و طبق برنامه هر روز صبح ساعت7 در مدارس حاضر میشوند، ولی هنوز خانوادههای زیادی نگران رفتوآمد دانشآموزان خود در محدوده الهیه منطقه12 هستند. یکی از چالشهای مهم آموزش و پرورش ناحیه7 مشهد کمبود سرانه فیزیکی مدارس در محدوده الهیه است. منطقه12 منطقهای جوان و رو به رشد است و ساختوسازها باعث شده تا تراکم جمعیت هر سال در این محدوده افزایش یابد. ساختوساز در بولوارهای جدید، جمعیت این محدوده را سالانه افزایش میدهد و این جمعیت در کنار فضاهای خدماتی نیاز به مکانهای مختلف تفریحی و آموزشی دارد.
ساکنان اولیه بدون برق، گاز و تلفن در آن ساکن شده بودند. اکنون این مجتمع در میان آبادیها و ساختمانهای نوساز الهیه و اقدسیه رنگ باخته و مشکلات آنزمانش که دوری از مناطق مسکونی و تجاری بوده، برطرف شده و مشکلاتی ازجمله فرسودگی جایش را گرفته است. تعداد زیادی از ساکنان آنزمان نقل مکان کردهاند، اما بسیاری از آنها در قید حیات هستند و خاطرات شنیدنی و جالبی دارند.
برای عملیات فتحالمبین هواپیما باید در منطقه دشمن فیلمبرداری هوایی میکرد. سرگرد نصری، خدا پشت و پناهش باشد، خلبان هواپیما بود و باید بهطور ضربدری چند مرحله منطقه دشمن را طی میکرد. هنگام پرواز یک موشک به هواپیما زده بودند و چون از نوع موشکهای حرارتی بود بین دو اگزوز هواپیما اصابت کرده بود و با وجود این موشک، او هواپیما را به سلامت نشاند.
دختر هنرمند محله الهیه تا دهسالگی تعزیهخوان بوده و بعد از آن ارادتش به آستان حضرت دوست را طور دیگری نشان داده است. مونا پهلوان پنجسالی میشود که پای کار دوخت لباسهای تعزیهخوانی است و بیشتر وقتش را پای چرخ مینشیند و لباس های اولیا و اشقیا را سردوز میزند. لباسهایی که برای اهالی محله متبرک است و از سرقیچی پارچهها برای خودشان میبرند.
سرسبز و دلباز و باصفا، همه آن چیزی است که میشود درباره معبر اقدسیه21 بر زبان جاری کرد. کوچهای با آپارتمانهای شیک و نوساز که بیشتر بافت جمعیتی آن را زوجهای جوان و تحصیلکرده تشکیل میدهند. بافت تجاری محله اقدسیه21 هم بسیار پر و پیمان است و همه نیازهای یک خانواده را برطرف میکند، از میوهفروشی و سوپرمارکت تا رستوران، خشکشویی، قصابی و... بافت مسکونی اقدسیه21 تقریبا کامل است و از زمینهای بزرگمقیاس خاکی که در بیشتر معابر منطقه شهروندان را آزار میدهد، خبری نیست.
امیرمحمد پهلوان که همراه خانوادهاش در محله الهیه سکونت دارد، از یکدهه پیش هر تاسوعا و عاشورا با لباس تعزیهخوانی وارد روستای آبا و اجدادیاش میشود تا ارادتش را به آستان حضرت دوست بهجای آورد، رسمی که او را «علیاکبر خوان» و «قاسمخوان» گروه تعزیه روستای «حسینآباد» شیروان کرده است.آنطور که خودش میگوید تعزیهخوانی در بین فامیلشان موروثی است و نقشها و اشعار آن سینهبهسینه و نسلبهنسل از پدران به پسران رسیده است.
یکدفعه دنیایم عوض شد. یک روز در کارگاه لباس عروس مشغول کار بودم که دو خانم وارد شدند و گفتند: از سر تا ته بازار پرسوجو کردیم، گفتند فقط گلثومهخانم میتواند از پَسَش بربیاید.
گفتم: از پس چهکاری؟ یک عکس شبیه عکس کتاب نقاشی بچهها نشانم دادند و گفتند: از این خیمهها میخواهیم؛ برای نمایشگاه مدرسه در ایام محرم. میتوانید برایمان بدوزید؟ کار خدا بود که بدون هیچ تجربهای گفتم: بله
وقتی کلنگ ساخت مسجد به زمین میخورد، همه اهالی دور هم جمع میشوند و دست در دست یکدیگر، کار ساخت یک مجموعه فرهنگی و مذهبی را آغاز میکنند، بدون آنکه حتی یکریال کمک از سازمانهای متولی دریافت کنند. ساخت این مسجد که از سال۱۳۹۱ آغاز شده بود، بیش از ششسال طول کشید و سرانجام در سال1397 به نام آقا «جوادالائمه(ع)» مزین شد.
مسجد امام رضا(ع) بعد از پنجسال و چندینبار نیمهکاره رهاشدن بابت نبود بودجه، سرانجام در سال 1385 به بهرهبرداری رسید و حالا تبدیل به نقطه اتصال و همبستگی افراد محله الهیه شده است، مسجدی که از شورای اجتماعی محله الهیه و خیریه منتظرین ولیعصر(عج) تا مهدکودک قرآنی و مرکز ترک اعتیاد و دفتر همیاری شورای حل اختلاف را در دل خود جای داده است.
حمیدرضا کامل عباسی یکی از پسربچههای دهه شصتی است که فوتبال را از زمینهای خاکی شروع کرد، اما جنس استعداد او با بقیه همبازیهایش تفاوت داشت. حمیدرضا بیشتر از اینکه نقش یک فوتبالیست ماهر و حرفهای را در زمین داشته باشد، به عنوان یک ناظر، هماهنگکننده و مربی در بازیهای فوتبال محله ظاهر شده و شاید به همین دلیل است که در دوران نوجوانی تیمی را از بچههای فوتبالیست پایینشهر به نام «تیم فوتبال سینا» تشکیل داده و در مسابقات محلات مشهد شرکت میکند. او درحال حاضر مدرک مربیگری (A) آسیا را دارد و بازیکن هایی مستعد فراوانی چون عرفان مرادیان، ارسلان فریدون، امیر مرادی، سجاد رفعتی، امیر سرشار و آرش همایونی را به تیم های پایتخت و ملی معرفی کردهاست.
سال 1387 مرکز نگهداری کودکان اوتیسم به نام «تبسم» با حمایت خانواده قفلیزاده، از خیران مشهور مشهدی در محله الهیه تأسیس شد. این خانواده خیر بر اساس تحقیق و نقشهای که از کشور انگلستان آورده بودند، این مدرسه را تأسیس کردند. مدرسه «تبسم» در زمان تأسیس بهعنوان یکی از مجهزترین مدارس ویژه دانشآموزان اوتیسم در خاورمیانه شناخته میشد و بسیاری از پژوهشگران و محققان برای تحقیق درباره اوتیسم و دانشآموزان اوتیسمی به این مدرسه رفتوآمد میکردند.
همچنین بعدها بسیاری از مدارس ویژه دانشآموزان اوتیسم در ایران و کشورهای همسایه از سیستم ساخت و روش آموزشی این مدرسه الگوبرداری کردند.
خیابان اقدسیه یکی از معابر پررفت و آمد منطقه ۱۲ به حساب میآید، شاید اصلیترین علت آن وجود شهرک صنوف آلایندهای باشد که در ابتدای خیابان اقدسیه جانمایی شده است.
علیاصغر و محمدحسین دو برادر ساکن محله الهیه هستند که در خانوادهای مذهبی متولد شدهاند اما هیچوقت پدر و مادرشان آنها را به حفظ قرآن مجبور نکردهاند. علت علاقهمندشدن این برادران به حفظ آیات الهی برمیگردد به زمانی که علیاصغر 9سالش بود و در کنار مادر، حفظ سورههای کوتاه جزء30 قرآن را آغاز کرد. او مدتی بعد در مسابقات دانشآموزی حفظ قرآن کریم در ناحیه و شهر مشهد عنوان اول را کسب کرد و همین موضوع او و سپس محمدحسین را به حفظ قرآن علاقهمند کرد.
«مینا پدرش معتاد است. از خانه میرود و او را همراه مادرش تنها میگذارد.» این آغازی است برای داستان فیلم تلویزیونی «شب شوم»، فیلمی که به معضل اعتیاد اشاره میکند و مائده پهلوان به عنوان یکی از بازیگران آن به ایفای نقش میپردازد. میگوید: فیلم کوتاه «کوچه ر» درباره بچههای کار ساخته شدهاست و من نقش یک دختر گلفروش را بازی میکنم که نانآور یک خانواده است. همیشه دوست داشتم برای حمایت از بچههای کار قدمی بردارم و خداراشکر در این فیلم حضور داشتم.
یک روز آرزوی دیدار با بزرگانی مثل کیهان کلهر و حسین علیزاده را در دل داشته و روز دیگر پا را از آرزوهایش هم فراتر گذاشته و کنار این بزرگان سنتور نواخته و آواز خوانده است. او حالا سرپرستی گروهی به نام «خسروان» را برعهده دارد و در این گروه در کنار خوانندگان قهاری مثل «سالار عقیلی» مینوازد و هنرنمایی میکند.احسان انوریان تاکنون سه آلبوم موسیقی را روانه بازار کرده است. «پیدای پنهان» با صدای سالار عقیلی، «چنگ عشق» با صدای جاهد ملکزاده و «رنجنامه نسلی سوخته» که ارکستری از سازهای زهی است و خاطرات، دغدغهها و رنجهای 25سال زندگی هنری احسان را با زبان موسیقی بیان میکند.
یک کلاهسبز در 24 ساعت شبانهروز تنها 3 ساعت حق استراحت دارد، در عملیاتهای صحرایی هر روز 45 کیلومتر در بیابانهای بیآب و علف راهپیمایی میکند که بعضا بچهها از فرط خستگی و عطش به حالت اغماء و بیهوشی میرفتند. در عملیاتهای هوایی برای بار اول از ارتفاع 2هزار متری سقوط آزاد با چتر انجام میشود که بسیاری در لحظه پرش، به صورت ناخودآگاه بیهوش میشوند. این تمرینات طاقتفرساست که کماندوهایی ورزیده برای دفاع از جان، مال و ناموس مردم را تربیت میکند.