یدالله حسینی، قدیمیترین کتابفروش محله صاحبالزمان (عج)، از پنج سالگی شیفته دنیای کتاب شد. او که تمام عمرش را با عطش خواندن و کسب دانش گذرانده، امروز هم در کتابفروشیاش، میراثدار عشقی دیرینه به فرهنگ و علم است.
احمد یوسفی طی چهارسال کتابفروشی در گلشهر از دوستیهایی میگوید که در مغازهاش شکل گرفته، برنامههایی که ایدهپردازی و اجرا شده، جروبحثهایی که بچهها در ثابتکردن اینکه کدام کتاب خواندنیتر است، باهم داشتهاند.
کسانی که در محله فاطمیه زندگی میکنند، حتما چند باری از کتابفروشی طوسی خرید کردهاند. او مردی ورزشکار و ورزشدوست است که بسیاری از فوتبالیستهای سابق محله از شاگردانش هستند.
عیسی خضرایی هشت سال است که نماینده فروش کتابهاي دانشگاه پیامنور در مشهد است و به نوعی نخستين و بزرگترین نمایندگی فروش این کتابها به حساب میآید.
قاسمی میگوید: زمانهای قدیم مردم دوست داشتند قرآن سر عقد عروس و داماد را برای تبرک از مشهد بخرند. چون مغازه ما در مسیر رفتوآمد زائران قرار داشت، خیلیها برای خرید قرآن سفره عقد اینجا میآمدند.
علی میرزاییمقدم روزهای بازنشستگیاش را میگذراند. او قبلا کتابفروش بوده است و کنارش جانماز و مهر میفروخته است.میگوید: یک روز داخل حجره کتابفروشی نشسته بودم. طلبه جوانی برای خرید قبا وارد مغازه شد.
کنار بانک ملی فعلی در خیابان سعدی کوچه باریکی قرار داشت که گوارگاه سراب نامیده میشد. گوارگاه مکانی بود که احشامی مانند گاو و گوسفند در آنجا نگهداری میشد. گاریهای اسبها در این کوچه استقرار داشتند.
در نوشتار زیر به بهانه هفته کتابخوانی سه کتابفروشی، سه کتابخانه و سه انتشارات مشهد را کوتاه معرفی کردهایم.
داخل مجتمع زیستخاور و در طبقه منفی یک مجتمع، کتابخانه «گلستان» قرار دارد جایی که «محمد اقبال» یکی از کتابفروشهای قدیمی مشهد در آن -به قول خودش- کتاب هدیه میدهد.
بدون شک بسیاری از کتابخوانهای شهر حداقل یکبار سروکارشان به محمد رجبی یا به قول خودش «محمد آرزونفروش» افتاده است. او که خوره فیلم و کتاب بوده، در جوانی تصیم گرفت خودش کتابفروش شود.
هیچکس مثل عباسعلی پاسبان جرئت سرمایهگذاری برای انتشار کتابهای قطور و پرحجم را نداشت؛ به همین دلیل کتابفروشیاش، گعده استادان دانشگاه بود و اهل فن.
سیدامیر موسوی که هنوز مغازه نقلی هر کسی که برای پیداکردن کتابش از همه جا بماند به اینجا میآید تا شاید ما اینجا کتابش را داشته باشیم. گاهی اوقات هم به قول خودش هرکس پول نداشته باشد اینجا میآید تا شاید کتاب ارزانتری پیدا کند.
اسدالله غفوریثانی داستان کتابفروششدنش را که در ادامه به راهاندازی جمعهبازار کتاب منتهی شد، اینطور روایت میکند: من و آقایان مقدسی، سیدآبادی، امیری، آخوندی و... در زیرزمین پاساژ مدرس مغازه داشتیم.
امین محمدزاده مدرک ارشد در رشته جامعهشناسی دارد. او موسس بانک کتاب در چهارراه ورزش است که حالا به عنوان یکی از بزرگترین کتاب فروشیهای غرب مشهد شناخته میشود.
این کتابخانه اینجا ۵هزار جلد کتاب دارد و ۱۵۰۰عضو فعال که روزبهروز بر تعدادشان افزوده میشود؛ اعضایی که بیشتر از محلههای اطراف مثل شهیدمعقول، شهید فولادی، شهیدغلامی و... به اینجا میآیند. نرجس عابدزاده یکی از دلایل این استقبال خوب را نبود مکانهای فرهنگی و تفریحی برای بچههای این منطقه میداند، درنتیجه بچهها با تمام وجود قدر این بستر را میدانند.
اشکاوند که چندسالی میشود مدیر فناوری انتشارات آستان قدس رضوی است، برای مخاطبان گوناگون مینویسد؛ هم کتابهای تخصصی برای دانشجویان و متخصصانی که زندگیشان با کامپیوتر گره خورده است و هم برای عموم مردم که برای کارهای روزمرهشان به نرمافزارهای دم دستی مانند اکسل و وُرد نیاز دارند. او میگوید فروش کتابهایش بسیار خوب بوده است؛ به این دلیل که استادانی در دانشگاههای تهران و دیگر شهرها بدون اینکه او را بشناسند، کتابهایش را بهعنوان یک منبع کامل به دانشجویانشان معرفی کردهاند.
اینجا کتابفروشی است، اما نه به سبک معمول کتابفروشیها. این مجموعه فقط کتابفروشی نیست و به مکانی فرهنگی برای اهالی محلات اطراف تبدیل شده است. اینجا پاتوق کتاب شعبه خیابان طلاب است که نبش خیابان شهید رحیمی محله حسینآباد و در حاشیه بولوار میرزاکوچکخان قرار دارد. محلی فرهنگی که اسفند سال گذشته جایگزین بازار میوه و ترهبار شد.
مخلص کلام اینکه الیاس علیزاده می خواهد در هر کنج پررفت وآمدی در این شهر کتاب فروشی بسازد؛ این کنج می خواهد در دل یک هایپرمارکت بزرگ باشد یا یک مجتمع تجاری بزرگ. او سال هاست که از کف میدان کتاب شروع کرده، کتاب فروخته، فروشگاه داری کرده و حالا به اینجا رسیده است و هنوز برای آینده برنامه های زیادی دارد.
برای معرفی این طرح به روضههای خانگی و کلاسهای آموزش هنری رفتم. خانمها درخواست کتابهای آموزشی، داستان و رمان داشتند. دختران نوجوان 12 تا 18سال بیشترین کتاب را در این مدت از ما گرفتهاند اما عناوینی که این گروه سنی را پوشش میداد، کم بود.
میزان راحتی یا دشواری دسترسی به کتاب فروشی ها در مشهد، ارتباط مستقیمی دارد با مکان زندگی شما در این دیار. مرکز شهر، بهشت کتاب خوان هاست و هرچه از مرکز به جهت های مختلف دور شوید، میزان و امکان دسترسی به کتاب فروشی ها دشوارتر می شود.خیابان ابن سینا، خیابان دانشگاه و پاساژ مهتاب در خیابان سعدی، محل اجتماع بیشترین و قدیمی ترین کتاب فروشی هاست و همان طور که می دانید، همه این خیابان ها در مساحتی محدود واقع شده اند؛ البته کتاب فروشی های دیگری نیز در نقاط مختلف شهر هستند و برهوت کامل نیست، اما بسیار پراکنده، کم تعداد و البته از نظر تنوع و موجودی کتاب نیز به اندازه کتاب فروشی های مرکز شهر غنی نیستند!