کد خبر: ۸۵۷۳
۱۰ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۶:۰۰
کار این مهندس طلاست!

کار این مهندس طلاست!

مهدی لوحی مهندسی کامپیوتر خوانده و کارآفرین جواهرساز است. او می‌گوید: آدم اگر هدفش را در زندگی پیدا کند و برای آن، همت داشته باشد دست به هر کاری بزند، به قول معروف طلا می‌شود.

 قدیمی‌ها به جوانانی که دنبال کار بودند، معمولا توصیه می‌کردند که بروند سراغ بازار و اعتقاد داشتند دو کار است که در بازار، آدم را بلند می‌کند؛ آهن و طلا. کسی‌که این هفته، سراغ او رفته‌ایم، کارآفرین و طلاسازی است که نه به‌خاطر باکلاس‌بودن و نه زرق‌وبرق طلا، شیفته این کار شده است. «مهدی لوحی» را هنر زرگری پایبند کرده. مثل خیلی از آدم‌ها عاشق کتاب‌خواندن، تفریح و سفر و پیشرفت است. او درجا‌زدن و زندگی یکنواخت کارمندی را دوست ندارد؛ برای همین به‌دنبال شغل متفاوتی بوده و زرگری را برگزیده است.

لوحی متولد‌۱۳۵۴ و ۲۷‌سال است که در‌زمینه طلاسازی مشغول فعالیت است. کارگاه آن‌ها در محله امام‌خمینی (ره) قرار دارد. بنا‌به توضیحاتی که طی گفتگو به آن اشاره می‌کند، این محله را به‌خاطر اینکه در مرکز بافت شهری قرار دارد، انتخاب کرده و مهم‌تر از آن، به‌دلیل امنیتی که در محله برقرار است و کار او به آن نیاز دارد. درِ کارگاه، همیشه بسته است و ورود به مجموعه کاری با‌توجه‌به حساسیت‌هایی که حرفه طلا‌سازی دارد، سخت است.

 

مهندس طلاساز

 


یک کارگاه در دو‌طبقه

کارگاه کوچک آن‌ها در دو طبقه قرار دارد. دفتر کارش در طبقه اول ساده است، عین هزاران دفتر کاری دیگر. هیچ دم‌و‌دستگاه خاصی که نشان دهد اینجا کارگاه طلاسازی است، وجود ندارد.

کف‌پوش اتاق‌ها حالت مشبکی دارد و به‌گونه‌ای است که گرد‌وخاک کفش را می‌گیرد. علت این امر را لوحی توضیح می‌دهد: طلا، فلز ارزشمندی است. کف‌پوش مشبک، مانع‌از انتقال ذره‌های ریز به طلا می‌شود.

همه می‌گویند کار کم است، اما من می‌گویم آدم توانمند کم است. آدم اگر هدفش را پیدا کند مسیرش هموار خواهد شد

اعتماد‌به نفس دارد و راحت و بی‌تکلف حرف می‌زند. این‌ها را شاید به مدد تجربه و ممارست  و ۲۷‌سال کار به دست آورده باشد.
 لوحی، اهل پیوه‌ژن است؛ روستایی بکر و خوش‌آب وهوا در بینالود. بین صحبت‌هایش اشاره می‌کند: «علاقه به زرگری را از همان کودکی کشف کرده بودم. احساس می‌کردم زرگری شغل متفاوتی است.

 به همین دلیل از سال‌۶۸ با شاگرد زرگری شروع کردم و در‌کنارش درس هم خواندم؛ نه به این خاطر که بخواهم پست پشت میزنشینی داشته باشم. از اینکه بخواهم در یک کار راکد بمانم و نگاهم به ساعت‌زدن و تمام‌کردن وقت اداری باشد، متنفر بودم. دنبال پویایی و عاشق خلاقیتم. خلاقیت و نظم در کار برایم خیلی مهم است. البته می‌دانستم بخشی از پیشرفت در هرکاری به درس‌خواندن، معطوف است؛ برای همین ادامه تحصیل دادم.»

 

مهندس طلاساز

 

مهندس طلاساز

رشته تحصیلی لوحی، کامپیوتر است و به همین دلیل، او را «مهندس» خطاب می‌کنند. از این رشته تحصیلی و فن می‌تواند برای طراحی در شغل زرگری استفاده کند.

یک تولیدی کوچک دارد با کلی دستگاه که هرکدام کاری انجام می‌دهند. ۱۵‌نفر که دور هم نشسته‌اند و گرم کارند. بعضی‌هایشان تازه‌وارد و جوان و کم‌تجربه‌اند و برخی، سابقه کاری‌شان، زیاد است و پیش‌کسوت به شمار می‌آیند.

مجموعه کارگاهی آن‌ها در‌زمینه تولید گوشواره‌های دخترانه فعالیت دارد؛ از طراحی گرفته تا قالب‌سازی و تولید.

کارگاه از چند بخش عمده تشکیل می‌شود؛ قالب‌گیری و ریخته‌گری و تراش یا همان مخراج‌کاری که این قسمت از ظریف‌ترین قسمت‌هاست و به‌طور کامل از دیگر نقاط مجزا شده در‌کنار کوره، نبرد، فرز (دستگاه تراش) و میز کار.
 لوحی با نشان‌دادن دستگاه‌ها می‌گوید: «هرکس بخواهد در مجموعه طلا و جواهر‌سازی کار کند، نیازمند گذراندن یک دوره آموزشی لااقل شش‌ماهه است.» او بر‌خلاف اعتقاد خیلی‌ها معتقد است: «هنر در ماندگاری این حرفه بیشتر از سرمایه اهمیت دارد.»

او در پاسخ به این پرسش که طلاسازی، نیازمند سرمایه کلان است، می‌گوید: «با سرمایه اندک ۱۰ میلیونی هم می‌توان اقدام به راه‌اندازی کارگاه طلاسازی کرد، اما اگر تخصص و علم این کار را به‌عنوان پشتوانه در‌کنار سرمایه نداشته باشی، در این حرفه هرگز موفق نخواهی بود و پس‌از مدتی، مجبور به ترک این بازار پرزرق‌و‌برق خواهی شد.»

لوحی می‌گوید: «شمش‌ها را از بنکدار‌ها در تبریز، اصفهان و یزد خریداری می‌کنیم یا از ذوب طلا‌های مستعمل به دست می‌آوریم. برای تولید‌کننده، فروش به‌صورت جزئی ممنوع است. مشتری هم اهل تنوع است و معمولا سراغ مغازه‌هایی می‌رود که تنوع زیاد داشته باشد.»

لوحی می‌گوید: «باور آدم‌ها این است که طلا یک فلز رو به پولی است و تمام کسانی که با این فلز سروکار دارند، آدم‌های متمولی هستند؛ در‌حالی‌که اصلا این‌طور نیست.»

می‌گوید: «این روز‌ها افراد به‌خاطر تنوع بازار جواهر، به‌دنبال جواهر هستند و جواهر به‌خاطر ترکیب‌کردن شکل و رنگ‌های مختلف و استفاده‌از نگین، جذابیت بیشتری برای مخاطب دارد. اما طلا هم هنوز رونق دارد.» او به‌واسطه رشته تحصیلی‌اش، دنبال ایده‌های تازه در طراحی است و عنوان می‌کند: «دنیای طراحی دنیای گسترده‌ای است.»

اینکه چگونه یک ایده به ذهن طراح می‌رسد، گاه آگاهانه و گاه ناخودآگاه است. در برخی موارد طراح با هدف و چارچوب فکری مشخص با الگوگیری از زمینه‌های هنری به خلق ایده می‌پردازد، اما گاه یک اتفاق، یک کتاب، یک تابلوی نقاشی یا حتی قسمتی از یک داستان، جرقه ایده را در ذهن طراح می‌زند.

لوحی درباره اینکه چقدر کار آن‌ها به محله مرتبط است، توضیح می‌دهد: «چون کار ما کلی است، به‌صورت جزئی فروش نداریم و به همین دلیل نمی‌توان خدمات محلی ارائه داد. علاوه‌بر‌این به‌خاطر حساسیت‌های کار ما و مسائل امنیتی، درِ کارگاه معمولا بسته است. با‌این‌همه مشتری‌مداری از اصول کار ماست. هر نوع اشکالی که در تولیداتمان پیش بیاید، تا هر زمانی که باشد، خود را موظف به برطرف‌کردن عیب کار می‌دانیم.»

 

کار این مهندس طلاست!

 

 کار را طلا کنیم

لوحی در آخر گفتگو توضیح می‌دهد: «شاید بیرون، شغل زرگری و طلاسازی، چشم خیلی از جوان‌ها را بگیرد و فکر کنند ما شغل راحت و پر‌زرق‌و‌برقی داریم، درحالی‌که نمی‌دانند ما هم روز‌های سخت کم نداشته‌ایم. اصلا تا روز‌های سخت نباشد، آدم ساخته نمی‌شود.»

او یک توصیه دیگر هم به جوان‌هایی که در انتظار یک کار خوب نشسته‌اند، دارد؛ «همه می‌گویند کار کم است، اما من می‌گویم آدم توانمند کم است. آدم اگر هدفش را در زندگی پیدا کند و برای آن، همت داشته باشد و تلاش را چاشنی‌اش کند، مسیر برایش هموار خواهد شد و دست به هر کاری بزند، به قول معروف طلا می‌شود.»





* این گزارش در شمـاره ۲۱۴ سه شنبه  ۴ آبان ۹۵ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44