کد خبر: ۸۲۶۴
۰۸ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۰

پذیرایی نوجوانان پنج‌تن با یک استکان چای

خادمان نوجوان سه‌سالی می‌شود که به‌اتفاق دوستانشان در مناسبت‌های ملی و مذهبی، بساط چایشان را با شوق و ذوق برپا می‌کنند و یک استکان چای داغ دست مردم می‌دهند.

مهدی نوروزی، محمدرضا ترابی، مجتبی قاسمی، محمدطه محمدی امید‌های محله التیمور هستند. آن‌ها سه‌سالی می‌شود که به‌اتفاق دوستانشان در مناسبت‌های ملی و مذهبی، بساط چایشان را با شوق و ذوق برپا می‌کنند و یک استکان چای داغ دست مردم می‌دهند.

با توزیع یک سینی چای از خانه پدربزرگ محمدرضا کارشان شروع شده است و حالا هر مناسبت که سر می‌رسد، سماور هفتاد‌لیتری‌شان را بر‌می‌دارند و در حاشیه خیابان پنج‌تن ایستگاه صلواتی راه می‌اندازند.

یکشنبه هفته گذشته محمدرضا پشت خط تلفنمان آمد و از ما دعوت کرد که شام ولادت امام‌جواد (ع) در‌کنار چای‌خانه کوچکشان، نبش کوچه پنج‌تن ۷۹ یا به‌قول خودشان جلو مغازه جعفرآقای کفاش باشیم و از حال و هوای چای‌خانه شان بنویسیم.

 

آغاز فعالیت ایستگاه با یک سینی چای داغ

شب بعد، حوالی ساعت‌۱۸ به محل قرارمان می‌رسیم. هر‌کدام سرگرم کاری هستند. محمدرضا سماور را آب کرده و منتظر است به جوش آید. مهدی لیوان‌ها را می‌چیند. محمدطه پرچم‌های دور ایستگاه را محکم می‌کند و مجتبی هم گوشی‌اش را به سیستم صوت وصل کرده است و مولودی‌ها را یکی پس‌از دیگری پخش می‌کند.

تا سماورشان به جوش آید، از فرصت استفاده می‌کنیم و با آن‌ها کلام می‌شویم. محمدرضا ترابی چهارده‌سال دارد. او ماجرای راه‌اندازی چای‌خانه را به سه سال قبل بر‌می‌گرداند و می‌گوید: دهه اول محرم بود. وقتی از مدرسه می‌آمدم، یک سینی چای و قند از خانه‌مان می‌آوردم کنار خیابان و به مردم تعارف می‌کردم. بعضی‌ها وقتی چای را می‌خوردند، دستی به سرم می‌کشیدند و با «خدا خیرت بده»، «چای رو به‌موقع آوردی، خستگی‌م در رفت» کلی تشویقم می‌کردند.

 

اقوام بانی شدند

پدربزرگ محمدرضا وقتی می‌بیند نوه‌اش سرش برای کار خیر درد می‌کند، بانی می‌شود و هرروز چند سینی چای هم او می‌دهد تا محمدرضا افراد بیشتری را مهمان کند. بعد هم که بچه‌های محله، محمدرضا را در‌حال توزیع چای می‌بینند به‌سراغش می‌آیند و رفته‌رفته گروهی تشکیل می‌دهند.

آن‌ها تصمیم می‌گیرند با همکاری هم ایستگاه صلواتی راه‌اندازی کنند، ولی پولی در بساط ندارند. با همفکری یکدیگر تصمیم می‌گیرند به‌سراغ نزدیکانشان بروند و موضوع ایستگاه صلواتی را مطرح و هزینه قند و چای و... را تأمین کنند.

محمدرضا به روضه خانگی اقوامشان می‌رود؛ وقتی روضه تمام می‌شود، بلند می‌شود و موضوع را بیان می‌کند. اقوام هم وقتی از کارشان باخبر می‌شوند، کمک می‌کنند؛ عمه‌خانم بسته چای، عموجان ۱۰۰ هزار‌تومان پول نقد و... بانی می‌شوند و ایستگاهشان راه می‌افتد.

مهدی نوروزی یک سال از محمدرضا بزرگ‌تر است او رشته کلام را به دست می‌گیرد و می‌گوید: من هم به‌سراغ مادر‌بزرگم رفتم و ماجرای راه‌اندازی ایستگاه صلواتی را برایش تعریف کردم. از کمبود‌های ایستگاه صلواتی گفتم، گفتم‌ای کاش کتری بزرگی داشتیم و چای یک رنگ می‌کردیم و داخل استکان‌ها می‌ریختیم.

مهدی حرف‌هایش را با آب و تاب برایمان تعریف می‌کند و ادامه می‌دهد:آن روز وقتی می‌خواستم با مادربزرگم خداحافظی کنم، صدایم زد تا سر برگرداندم دیدم با یک کتری بزرگ وسط حیاط ایستاده، می‌خواستم از خوشحالی بال دربیاورم. کتری را گرفتم و تا ایستگاه دویدم نمی‌دانم خودم را چطور به بچه‌ها رساندم.

چراغ ایستگاه روشن است

بچه‌هاحالا با کمک‌های مردمی و صندوقی که در‌کنار موکبشان دارند، توانسته‌اند سماور هفتاد‌لیتری را که قیمتش حدود ۳ میلیون‌تومان بوده است، ۷۰۰‌هزار‌تومان بخرند. ۲ میلیون‌و‌خورده‌ای را وقتی فروشنده متوجه می‌شود همه نوجوان هستند، تخفیف می‌دهد! سیستم صوت را ۲ میلیون‌و‌۵۰۰ تومان خریده‌اند.

چهارچوب ایستگاه صلواتی‌شان، رگال‌های کارگاه خیاطی عموی محمدرضاست که قرض گرفته‌اند و کپسول گاز را هم از خاله یکی از بچه‌ها که به‌تازگی روستایشان گاز‌کشی شده است، هدیه گرفته‌اند تا به قول خودشان چراغ ایستگاه روشن بماند.

بعد‌از گذشت یک ساعت، سماورشان جوش آمده است و چایشان به‌راه است و مولودی حاج‌محمود کریمی هم می‌خواند: جانی و جانان تویی/ تفسیر قرآن تویی/ فرزند دردونه شاه خراسان تویی/ جود خدایی اصل عطایی/ دست کریم سلطان مایی.

ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۶ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۸
10
0
دم تون گرم خداخیرتون بده بچهاالتماس دعادارم..کاشی منم توانش رومیداشتم کمک تون می کردم برای منم دعابکنین بچهای گلم...
غلامرضا رحمانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۸ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۹
3
0
عالی بود ?????
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۰ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۹
3
0
دمتون حیدری
وطن خواه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۴ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۹
3
0
سلام خدا قوت اجرتون با مادر سادات یار امام زمان عج باشید ان شاءالله در دو دنیا خدا پشت وپناهتون سماورتون همیشه پابرجا دلتون گرم تنتون سالم یاعلی
رحمانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۴۵ - ۱۴۰۲/۱۱/۱۰
1
0
انشاالله ک عاقبت بخیر باشید و سرباز آقاجان امام زمان علیه السلام باشید
مهدی علوی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۱ - ۱۴۰۲/۱۱/۱۰
1
0
عالی بود. چه بی ریا. اجرتون با امام حسین)ع(
مسلم میخوش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۸ - ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
1
0
ایول
آوا و نمــــــای شهر
03:44