حکایت اجاره نامه قدیمی حمام مهدیقلیبیک
در ضلع غربی حرم مطهر رضوی و راسته بازار فرش که زمانی بخشی از بازار بزرگ شهر بود، در همسایگی مسجد تاریخی ۷۲ تن، بنایی چشمنوازی میکند که از شکوه روزهای دور حکایت دارد. این عمارت تاریخی همان حمام مهدیقلیبیک است که اکنون آن را به نام موزه مردمشناسی میشناسیم. سالیان درازی است هیچکس در حوضچه و خزینه این حمام تن به آب نزده، اما همچنان میتوان بوی سفیدآب، بخار آب و نم را از درودیوارش استشمام کرد و در هیاهوی آن غرق شد.
حمام مهدی قلی بیک از سال ۱۳۶۹ خورشیدی متروکه شده بود و در سال ۱۳۷۶ خورشیدی در کنار دیگر بناهای ارزشمند ایرانی به ثبت ملی رسید. سال ۱۳۷۸ هم با همکاری میراثفرهنگی و آستانقدس، مرمت شد تا در سال ۱۳۸۵، همزمان با سالروز ولادت امامرضا(ع)، با عنوان موزه تخصصی مردمشناسی افتتاح شود. اما حکایت امروز ما به چهارصد سال پیش بازمیگردد؛ آن زمان که این موزه آرام و زیبا، قلب تپنده میان بازار شهر و محله قدیمی سرسنگ بود.
قصه امروز بر سر اجاره یک حمام قدیمی و فعال است و با استناد به یک سند مالی برجایمانده از همان روزگار روایت میشود. حدود ۴۰۰ سال پیش، درست در واپسین سالهای پادشاهی شاهعباس اول، در کوچهپسکوچههای قدیمی ارض اقدس، بنایی زیبا و استوار که مردم آن را به نام سازندهاش مهدیقلیبیک میشناختند، دستاویز یک معامله شد.
مهدیقلیبیک از صاحبمنصبان و امیران نظامی معتبر دربار صفوی (میرآخورباشی) بود که سالها پیش از این ماجرا، حمام و رقبات دیگری را وقف حرم امامرضا (ع) و مسجد گوهرشاد کرده بود. اما اداره چنین گرمابه پررفتوآمدی روال خودش را داشت؛ سازوکاری که ردپای دقیق و خواندنی آن در سندی بهجامانده از سال ۱۰۳۷ قمری ثبت شده است.
داستان از ماه رمضان سال ۱۳۰۷ شروع شد. دو کاسب شهر، یکی «خواجه عزیزبیک» تبریزیتبار و دیگری رفیقش «میرزاخان»، راهی محکمه عالیه مشهد شدند تا کار و کاسبیشان را قانونی و محکم کنند. آنها قصد داشتند این حمام دایر و مجهز را همراه با تمام دیگها، ظروف، آبانبار و وسایلش از متولیان آستان قدس رضوی (که در اسناد به احترام «سرکار فیضآثار» نامیده میشد) اجاره کنند.
گفتوگوها انجام شد، شرطها روی کاغذ آمد و سرانجام دو ماه بعد، یعنی در ذیالقعده همان سال، قرارداد نهایی بر پیشانی اوراق دیوانی نقش بست. مدت این قرارداد یک سال تمام، از نخستین روز بهار و «نوروز سال نهنگ (لویئیل در تقویم دوازدهحیوانی)»، تعیین شد.
طبق این قولوقرار، مالالاجاره یکساله حمام، «۳۲ تومان عراقی» تعیین شد و مستأجران موظف بودند این پول را خردخرد و در قالب قسطهای منظم ماهانه و روزانه به وکلای تولیت برسانند، اما ماجرا به همینجا ختم نمیشد؛ پشت این ورقه، جزئیات حسابوکتابی آمده بود که نشان میداد دیوانسالاری آن دوران چقدر مو را از ماست میکشیده است!
واقف در زمان وقف شرط کرده بود که بخشی از درآمد به ورثهاش برسد. از همین رو، قرار شد از این مبلغ، «یکپنجم» به وکیل ورثه مهدیقلیبیک برسد و «چهارپنجم» باقیمانده مستقیم به حساب حرم مطهر واریز شود تا صرف امور موقوفه شود.
همچنین دنیای سکهها و پولهای آن روزگار، خودش کاربلدی و مهارت میخواست. در این قرارداد، اجارهبها بر مبنای «تومان عراقی (واحد رایج مرکز ایران و پایتخت)» نوشته شده بود، اما مستأجران در مشهد باید حسابشان را با پول محلی یعنی «تومان خراسانی» تسویه میکردند.
حسابدار خوشخط پشت سند، چرتکه انداخته و نرخ تبدیل را موبهمو ثبت کرده بود: ۳۲ تومان عراقی معادل دقیق «۳۸ تومان و ۴۰۰۰ دینار خراسانی» شد! مستأجران هم که از سال قبل (سال خرگوش یا توشقانئیل) مبلغی بدهکار بودند، حساب دو سال را با هم جمع زدند تا تعهد نهایی به رقم دقیق ۳۹ تومان و ۶۱۴۴ دینار برسد. اما انسانیترین و جذابترین بخش این سند تاریخی، توافقی بود که درباره تعطیلیها بسته شد.
در قرارداد قید شده بود که روزهای تعطیلی ایام عزاداری عاشورا در نظر گرفته شود؛ حمام در این روزها کار نمیکرد، درآمدی نداشت و در نتیجه، اجاره آن روزها باید از حساب مستأجر کسر میگردید. حتی تأکید شده بود اگر در طول سال پیشامد غیرمترقبه یا تعطیلی دیگری هم رخ دهد که گرمابه از کار بیفتد، پای مستأجر نوشته نخواهد شد و از سهم اجاره او کم میشود.
موجر هم پذیرفته بود که اگر شرایط بحرانی شد، دست از سر مستأجر بردارد و اجاره روزهای بحران را به او ببخشد. همین جذابیتهاست که مرور این سند مالی چهارصد سال پیش را خواندنی میکند و باعث میشود به گذشته پل بزنیم تا از آن سر درآوریم.
منبع سند:
نشانی از مشهد قدیم در گذر اسناد تاریخی نوشته زهرا طلایی و شکوهسادات سمیعی
* این گزارش سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۸۷ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.