آرزوهای فاطمه محمدی منتظرش ماند
مهناز لقایی| نمیدونم بهش بگم قهرمان کوچک یا بزرگ؛ بزرگه، چون به سرعت تونسته به موفقیت برسه و کوچیکه، چون سنوسال زیادی نداره. قهرمان نوجوان ما، زمانی که ۹ ساله بود و در کلاس سوم ابتدایی درس میخوند، به دنیای تنیس روی میز وارد شد. تنها یک ماه از اولین روزهایی که راکت پینگپنگ رو در دست گرفته بود میگذشت که به مسابقات اعزام و در رده تیمی به مقام قهرمانی کشور دست یافت.
فاطمه فقیر محمدی کاریزی ۱۳ ساله از سال ۸۷ به عنوان یک ورزشکار درجه اول در رشته تنیس روی میز تونست مقامهای شایستهای کسب بکنه. قهرمان کوچک ما و محله امامیه مشهد، لوحها و مدالهاش رو به دیوار زده و لباس ورزشی به تن آماده مصاحبه است.
-از کجا به اینجا رسیدی؟
از همون ابتدا به پینگپنگ علاقه داشتم و البته برای تقویت دست چپم که کمی مشکل داره به این ورزش روی آوردم، که از این بابت خیلی خوشحالم. من از زمان پرداختن به این ورزش حتی یک لحظه در تمریناتم غفلت نکردم و با جدیت به این ورزش پرداختم که در این راه پدرم، مادرم و مربی خوبم خانم مهشید برنا خیلی به من کمک کردن. به همین دلیل الان احساس ضعف نمیکنم، چون موفقم.
-میدونی جاده خاکی یعنی چی؟
با خنده میگه؛ یعنی راه خاکی و من هم با خنده میگم؛ جاده خاکی یک اصطلاحه. یعنی اینکه راه رو عوضی رفتی یا خودتو گم کردی، تقریبا هردو معنا رو داره. مبادا حالا که به موفقیت رسیدی، در ادامه راهو اشتباه بری و یا خودتو گم کنی و خودت رو برتر و بهتر از دیگران بدونی یا هدف اصلیتو قربانی حاشیههایی که گاهی گریبان دیگران رو میگیره بکنی! باز هم با خنده، اما محکم میگه: «نه»
فاطمه علیرغم سنوسال کم، خوب صحبت میکنه و از موفقیتهاش خوشحاله. اما زندگی اون تنها در ورزش و پینگپنگ خلاصه نمیشه. فاطمه یکی از دانشآموزان نمونه مدرسهاس و در تحصیل علم نیز کوشاست.
فاطمه میگه، برنامهریزی مهمترین اصل زندگی من محسوب میشه، پس از برگشتن از مدرسه به درسهام میرسم و ۳ بار در هفته هم به تمرین اختصاص میدم. همکلاسیهام به رقابتها و برنامههای ورزشیام علاقهمند هستن و از موفقیتهای من خوشحال میشن.
-به تیم ملی هم دعوت شدی؟
بله ولی، چون سنم به رده ۱۴ سالهها نرسیده بود، نتونستم در تیم حضور داشته باشم.
به تیم ملی دعوت شدم ولی چون سنم به رده ۱۴ سالهها نرسیده بود، نتونستم در تیم حضور داشته باشم
-با این همه موفقیت در این سنوسال آرزویی داری؟
آرزوی رسیدن به پارالمپیک، هرچند اطمینان دارم به پارالمپیک میرسم.
-فکر میکنی آرزوت منتظر میمونه تا تو به اون برسی؟
فکر میکنم آرزوم منتظرم میمونه، چون من تلاش میکنم. پس مجبوره که منتظر باشه.
*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره شش شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.