کد خبر: ۱۴۹۷۱
۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
رزمی کار

اعتماد به نفس هدیه نجفی با کاراته تقویت شده است

هدیه نجفی از همان کودکی نشان داد که قرار است مسیر متفاوتی را انتخاب کند. او با مشت‌های کوچک، اما پرانرژی‌اش رؤیا‌های بزرگی را تمرین می‌کرد. حالا همان دختر پرشور که سیزده‌سال دارد، چندبار بر سکوی قهرمانی کاراته ایران و استان ایستاده است.

گاهی قهرمانی‌ها از جایی شروع می‌شود که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند، مثلا از دل یک اتاق کوچک و کیسه‌بوکس پدر که از سقف آویزان بود، همان شد همه دل‌خوشی و تفریح دختر ورزشکار محله رسالت. هدیه نجفی از همان کودکی نشان داد که قرار است مسیر متفاوتی را انتخاب کند و با عروسک و خاله‌بازی میانه خوبی ندارد.

هدیه از کودکی با مشت‌های کوچک، اما پرانرژی‌اش رؤیا‌های بزرگی را تمرین می‌کرد. حالا همان دختر پرشور که سیزده‌سال دارد، چندبار بر سکوی قهرمانی کاراته ایران و استان ایستاده است و به قول مربی و دوستانش، آینده درخشانی دارد.

 

-از چه زمانی فهمیدی به کاراته علاقه داری؟

از بچگی. آن‌موقع‌ها پدرم بدن‌سازی کار می‌کرد و یک کیسه‌بوکس در خانه داشت. همه تفریح من این بود که به کیسه‌بوکس مشت بزنم. پدرم من را خیلی تشویق می‌کرد. گاهی می‌گفت «عجب ضرب دستی داری، هدیه. قدرت بدنی تو جان می‌دهد برای انجام ورزش‌های رزمی مثل کاراته.»

همین حرف‌ها من را به ورزش رزمی علاقه‌مند کرد و مدتی بعد در باشگاه کاراته محله‌مان ثبت‌نام کردم.

-شنیده‌ام خواهرت هم کاراته‌کار است؟

مائده هم کاراته تمرین می‌کند. یک سال از من بزرگ‌تر است و معمولا حریف تمرینی هم هستیم؛ هم در باشگاه و هم در خانه. او چند عنوان قهرمانی ایران و استان دارد و نکات زیادی را از او یاد می‌گیرم.

-پس خانواده ورزشکاری داری؟

همین‌طور است. پدر و مادرم بدن‌سازی کار می‌کنند، خواهرم کاراته‌کار است و برادرم هم علاقه زیادی به فوتبال دارد.

-تاکنون چه مقام‌هایی کسب کرده‌ای؟

از سال‌۱۴۰۲ در بسیاری از مسابقات کشوری و استانی شرکت و تا الان نوزده‌مدال قهرمانی کسب کرده‌ام. دوتا از این مدال‌ها، طلای مسابقات کشوری است که به ترتیب در شهریور و اسفند سال‌۱۴۰۳ به دست آوردم. سیزده‌مدال طلا و چهارمدال نقره استانی هم کسب کرده‌ام که همه آنها برای من خاطرات شیرینی به همراه داشته است.

-درکاراته به چه سطحی رسیده‌ای؟

الان کمربند مشکی می‌بندم و دان یک کاراته را دارم. برای همین هم شیهان مینا نجفی به من اعتماد کرده و تمرین‌دادن بچه‌های تازه‌وارد را به من سپرده است. همین موضوع انگیزه و روحیه‌ام را برای آمدن به باشگاه چندبرابر کرده است.

-کاراته چه تأثیری در زندگی‌ات داشته است؟

باشگاه رفتن فقط برای ورزش و سلامت جسم نیست. مربی در‌کنار ورزش به ما می‌آموزد که اعتماد‌به‌نفس و احساس قدرت داشته باشیم. تمرکزمان در درس و زندگی زیاد می‌شود و یاد می‌گیریم که باید به خانواده، همسایه و هم‌کلاسی‌ها احترام بگذاریم.

-بهترین خاطره ورزشی‌ات چیست؟

به روز بعد‌از مسابقات کشوری برمی‌گردد که من قهرمان شدم. وقتی عصر برای تمرین وارد باشگاه شدم، همه بچه‌ها جیغ و هورا کشیدند و من را سورپرایز کردند. استادم این جشن را برای من تدارک دیده بود و بهترین خاطره ورزشی من را رقم زد.

-هدفت در زندگی چیست؟

دوست دارم پزشک اطفال شوم و به بچه‌ها خدمت کنم. عاشق مربیگری و داوری کاراته هم هستم.

 

* این گزارش چهارشنبه ۱۰تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام