سوریه

میرزا محمود تقی‌پور معروف به شهید اربعین است
شهید تقی‌پور در اربعین سال ۹۵ در سامرا در حال مأموریت بود که در آن روز خود را به کربلا می‌رساند و در حرم امام حسین (ع) دعا می‌کند تا در یک روز خاص و به زودی شهید شود.
نقش کاشی‌کار افغانستانی بر آسمان حرم بی بی
روح الله رضایی سال ۱۳۹۲ آن هم در روز‌هایی که بیشتر از چند‌ماه تا عروسی‌اش نمانده بود، با پیوستن به تیپ فاطمیون راهی سوریه می‌شود و در کمتر از دو‌ماه حضورش در دمشق، هدف تک‌تیرانداز داعش قرار می‌گیرد.
شهید می‌گفت نمی‌گذارم عمه‌مان تنها بماند
شهید سیدعلی احمد جعفری می‌گفت حضرت زینب (س) در خطر است و نمی‌گذارم عمه‌مان تنها بماند. باید بروم و دفاع کنم.
خانه‌ شهید جواد جهانی، «بیت الشهدا» است
مریم خلقی، همسر شهید جواد جهانی، بعد از شهادت همسرش نام «بیت الشهدا» را بر روی منزل کوچک استیجاری‌شان گذاشته است.
۸ سال حضور در جبهه‌های جنگ به همراه ۳ برادر
دستم هنوز کامل بالای سرم نرسیده بود که نارنجک منفجر شد و دیگر چیزی نفهمیدم. یک‌ربع بعد بچه‌ها صدایم کردند. انگشتانم را از دست داده بودم و خون آن روی صورتم پخش شده بود. همه فکر کردند شهید شده‌ام.
برای حاج قاسم «نمی‌شود» معنا نداشت
او در جنگ کربلایی‌وار می‌جنگید و در کارها محکم و استوار بود. «نمی‌شود» را قبول نمی‌کرد و همه اطرافیانش تلاش می‌کردند کارها به نحو احسن انجام شود. سردار همواره در خط مقدم حضور داشت و جلوتر از نیروهایش قدم برمی‌داشت. همین حضورش سبب ارتقای روحیه نیروها بود. هر زمان که بین بچه‌ها حضور می‌یافت، با آن‌ها شوخی می‌کرد و خنده را روی لب‌هایشان می‌آورد.خاطرم هست تازه آشپزخانه‌ای در مقر پایگاهمان درست کرده بودیم. بچه‌ها می‌دانستند که غذای مورد‌علاقه حاج قاسم، میرزاقاسمی است. سفره پهن شد.
تنهایی همسر شهید مدافع حرم در بزرگ کردن فرزندان معلولش
بعد از شهادت حسن آقا روزگار بسیار سختی برای رقیه خانم پیش می آید. نازنین زهرا عمل می کند و شش توده استخوانی را از استخوان پاهایش خارج می کنند. لگنش را می شکنند و اصلاح فرم می کنند. عمل مهمی داشته و روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. رقیه خانم می ماند و دو بچه معلول و یک دل شکسته تا اینکه با انسانی شریف آشنا می شود.