اگر کارگاهها و کارخانههای حلاجی در مشهد شکل نمیگرفتند، خبری از رونق کارگاههای قالیبافی نبود تا پشم خام را به محصولی قابلاستفاده تبدیل کنند.
زهره مشکاتیان میگوید: خانم! پرسهزنی سگها در کوچه و خیابانها شده کابوس شب و روز ما. ما که بزرگ هستیم از این صداها لرزه به جانمان میافتد، چه برسد به بچهها.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
هتل پارس سال ۱۳۱۶ بهدست یک معمار روس و بهسبک روسی ساخته شده است. اولین مالک این هتل که از نخستینهای مشهد است، فردی بهنام «امیناف» بود که چند سال بعد از ساخت، بنا را به آقای «مجاورتوسی» فروخت.
حسین جلائیانوحیدی میگوید: مشکلات حقوق بازنشستگی همچنان پابرجاست. پا به سن که میگذاریم، از یک طرف هزینههای درمان اضافه میشود و از طرف دیگر بچهات، خانوادهای تشکیل داده که همراه آنها به دیدنت میآید.
گوینده جوان رادیو میگوید: من عاشق کار گزارشگری و ارتباط با مردم هستم و اینکه در محلههای مختلف شهر بهسراغشان بروم و احوالشان را بپرسم. لذتبخش است که وقتی در خیابان با کاسب و راننده و مردم عادی حرف میزنم، میگویند «چقدر صدای شما آشناست!»
این مربی حاشیه شهر برای پسربچههایی که در رعایت چارچوبهایش، تخلفاتی جزئی دارند، اغماضها و ترفندهایی درنظر میگیرد، حتی شده از آنان شهریهای کمتر بگیرد فقط برای اینکه پایشان از این دورهها قطع نشود و در این فضای سالم، رشد کنند.
پیشنهاد میدهم سراغ خانواده مرحوم حاج رضا سراج علیایی هم بروید. ایشان تنها کسی بوده که سنگ مزار حضرت رضا (ع) را تراشیده است. ساخت ساعت سنگی آفتابی صحن جمهوری نیز کار دست ایشان بوده. علاوه بر این تمام کتیبههای شعر داخل رواقهای قدیمی حرم هنر خطاطی ایشان روی سنگ بوده و تعداد زیادی هنر حجاری ایشان در حرم حضرت رضا(ع) موجود است. حتی خاطرم هست زمانهای قدیم اتاقی داخل یکی از صحنها دست ایشان بود و در آنجا مشغول حجاری بودند.
این ورزشکار میگوید: پدرم اعتقاد داشت بچهها ابتدا باید در تحصیل موفق باشند؛ بعد درکنار آن، فعالیت ورزشی انجام دهند. از سال۱۳۹۳ بهدنبال آموزش رفتم تا اطلاعاتم را بهروز کنم و بتوانم به جامعه و کودکان و نوجوانان خدمت کنم.
من و بهاحتمالقوی شما، بوستان کوهسنگی را از انتهای خیابان کوهسنگی تا محدوده استخر بزرگی که در همان ورودی است و پیادهروهای اطرافش میشناسیم.
این ساختمان چندصد سالهی تازه متولد شده، نه تنها با کتابهایش، که با معماری منحصر به فردش حرف برای گفتن دارد؛ انگار میگوید، نه فریاد میزند، با تک تک آجرهایش.
شهر تابران یا توس امروزی؛ خطهای تاریخی است که قدمت برخی از بناهای آن پهلو به هزار سال میزند و برخی دیگر، اما به زحمت به صد میرسد. با اینحال به دلیل شباهت معماری و مصالح به کار رفته در بناهای آن، تشخیص قدمت، برای هر بینندهای ممکن نیست.
جواد اسداللهزاده، معاون مشهدی بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی، یکی از اعضای حزب جمهوریاسلامی که همراه با آیتالله بهشتی بر اثر بمبگذاری در دفتر حزب به شهادت میرسد. او در آمریکا تحصیل کرده بود.
قدیمیترین سیلوی مشهد که به کوچیکه معروف است و درست سمت چپ بنای بزرگتر قرارگرفته، ۱۸ سال بزرگتر است.
گود توس از سال ۸۳ متولد و از همان زمان با استقبال هواداران کشتی باچوخه مواجه شد. چنانکه این روزها تعداد تماشاچیانش به ۵ هزار نفر هم میرسد.
نیم قرن پیش، گردشگران خارجی خانه تاریخی مولویها را در خراسان و مشهد میشناختهاند. چون صاحبش عضو یونسکو بوده و هر مسافری که قصد سفر به خراسان را داشته، میتوانسته مهمان خانه پلاک ۸۸ بشود.
دکتر محمدمهدی رکنی سال ۱۳۸۲ پس از ۴۶ سال تدریس تمام وقت، با رتبه علمی استادتمام از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد بازنشسته شد و هم اکنون عضو شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی است.
کلهپزها که تعدادشان به ۲۰ نفر میرسید، از ظهر شروع میکردند به پاککردن کلهپاچهها و ۲۰ دیگ بارمیگذاشتند. کلهها تا ۴ صبح فردا میپخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در میایستادند، تقسیم میشد.
سخدری از جنس پهلوانانی بود که نه غلو میکرد و نه دوست داشت خیلی زور بازویش را به رخ کسی بکشد. این را حسن ریاحی، از شاگردان قدیمی این پهلوان و از پیش کسوتان کشتی پهلوانی مشهد، میگوید.
عباس، خودساخته بود و مدام تلاش میکرد به آنجایی که دلش میخواهد برسد، یک آدم ایدئالیست که دوست داشت تجربههای تازه داشته باشد و این تجربهها را به دیگران هم منتقل کند.