فروشنده - صفحه 5

میدان بار رضوی مشهد که در دهه ۴۰ تاسیس شد، حالا با وجود تغییر چهره و مشکلات زیاد هنوز هم مرکز بزرگ معاملات میوه و تره‌بار است
لیلا جعفرزاده می‌گوید: از هفته بسیج امسال با همراهی و موافقت امام جماعت مسجد الزهرا (س)، اینجا را برای خانم‌هایی راه انداختیم که دنبال یک راه درآمد بودند. بیشتر هدف ما خانم‌هایی بودند که خودسرپرست هستند.
حاج محمدتقی مهشاد از قدیمی‌ترین کاسب‌های محله طلاب است. مردم «حاج تقی ماست بند» صدایش می‌کنند. حاج تقی ۴۵ سال است در پای پاتیل شیر، عرق ریخته است تا امروز یکی از لبنیاتی‌های معروف محله بشود.
جواد نجف‌پور از سال۱۳۲۹ که در خیابان عشرت‌آباد به دنیا آمد تا امروز نتوانسته از محدوده خیابان هاشمی‌نژاد دل بکند و تمام سال‌های کودکی و جوانی و سالخوردگی‌اش را در اینجا سپری کرده است. 
روبه‌روی ایستگاه راه‌آهن مشهد در بولوار شهیدکامیاب، اغذیه‌فروشی‌های فراوانی غذاهای آماده را در هیئت ساندویچ یا به صورت پرسی به مشتری ارائه می‌دهند و از طریق این شغل روزگار می‌گذرانند. 
یخچال‌های ویترینی در مغازه‌های مواد پروتئینی، سوپرمارکت‌ها، لبنیاتی‌ها و رستوران‌ها دیده می‌شود. فروشگاه‌هایی که اگر گذرتان به خیابان شهیدمحسن کاشانی افتاده باشد، با انواع آن روبرو شده‌اید.
قربانعلی رحیم‌دل از اهالی محله تلگرد است که در خاطره‌ای از خانی صحبت می‌کند که سال‌ها پیش در روستای محل زندگی اش، بسیار به مردم جفا می‌کرد.
حاج فتاح، لباس‌فروش ۷۰ ساله و قدیمی محله طلاب، ۴۰ سال از عمرش را در همین مغازه و در میان لباس‌های رنگارنگی که برای فروش می‌آورده، سپری کرده است. دفتر حساب‌های او از سال ۱۳۵۰ موجود است.
سعید چوگانیان، بچه‌محل و کاسب قدیمی چهارراه خواجه‌ربیع خاطرات زیادی از گذشته این محله دارد. او تعمیرکار شیشه اتومبیل است و همه اهالی را می‌شناسد.
سیدرضا هاشمی متولد سال۱۳۱۴ از قدیمی‌ترین مغازه‌داران و به‌نوعی بخشی از تاریخ زنده محله طلاب است که اهالی او را به نام «سیدرضا» می‌شناسند.
سجاد چهارده‌ساله مردی است که با وجود جثه کوچک و ریزنقشش، کمک‌کار خانواده‌اش است و بعد از فوت پدرش، مرحوم علی‌اکبر قانع در کنار مادرش مغازه لبنیاتی‌شان را می‌چرخاند.
محمدرضا ریاحی‌نژاد می‌گوید: متاسفانه پارچه‌های ایرانی جدید مانند پارچه‌های قدیم مرغوبیت و مقاومت لازم را ندارند. این کار باعث استقبال‌نشدن از جنس ایرانی و اقبال مردم به جنس خارجی شده است.
چهارشنبه بازار طرق در سمت راست بولوار شهید ساعی هرهفته برقرار است. البته غرفه‌داران همه اهل طرق نیستند و هرکدام از محله‌ای می‌آیند. یکی از طلاب، یکی خواجه‌ربیع و دیگری مهرآباد.
رضا فرهمندیان سی‌و‌یک‌ساله، جوان خوش‌مشرب و اهل موسیقی، در محله ابوطالب چندسالی می‌شود که مغازه کافی‌شاپش را در حاشیه خیابان حرعاملی راه‌اندازی کرده و به این شغل مشغول است. پشت پنجره مغازه یا بهتر بگویم کافی‌شاپ او در خیابان حر عاملی این عبارت نوشته شده است: «قهوه برای پاکبانان عزیز و زحمت‌کش شهرمان رایگان می‌باشد.»
وحید ضیافتی ۱۴ سالش بود که تصمیم گرفت وارد جنگ شود. هرچه به این در و آن در زد، به‌دلیل جثۀ کوچکش او را قبول نکردند، اما بعد از دست‌کاری شناسنامه‌اش، بالاخره تلاش‌ها نتیجه داد.
داوود ناصح یک موسسه قرآنی تشکیل داده که رویکردش ترویج فرهنگ سلامت و تغذیه قرآنی است و در کنار آن دفاتری را برای عرضه محصولات طبیعی و سالم و بدون موادنگهدارنده و شیمیایی ایجاد کرده است.
پدرم همیشه وقتی در نانوایی بود می‌گفت، مراقب باش نان حلال برای خانواده ببری، در شغل ما یکی از مصادیق نان حلال این است مردم نانی که سر سفره می‌برند، با خدابیامرزی بخورند.
محمدابراهیم میرزازاده از کاسبان خوب محله کوشش و متعصب به سلامت جوانان است، کسی که دلش برای از بین رفتن سلامتی جوانان می‌سوزد و به کسی سیگار نمی‌فروشد.
افزایش نرخ دلار، بند شدن سرمایه مردم در بنگاه‌های سرمایه‌گذاری، بی‌پول شدن و در نتیجه کاهش قدرت خرید مردم از جمله مواردی است که بیشتر کسبه هفده شهریور آنها را دلیل هیاهوی بی‌مایه این روز‌های کاری‌شان عنوان می‌کنند.
حسن جوان ۵۰ سال است که با پیچ و مهره و ابزار سر و کار دارد. او بزرگ و معتمد محله است؛ به‌گونه‌ای که در اختلافات همسایگی همیشه به‌عنوان قاضی و معتمد محله وارد میدان می‌شود.