کوی کارگران یکی از آن محلاتی است که نامش اتفاقا هم با شغل و هم با اصلیت تعدادی میوهفروش طبسی گره خورده است، بهطوریکه پیر و جوان و کوچک و بزرگ، اینجا را به خانواده میوهفروشان و طبسیها میشناسند.
آقای موسوی کاسب با انصاف و باتجربه محله پنجتن است. او ۷۷ ساله است. او در طول عمر خود شغلهای مختلفی را تجربه کرده است و این روزها در تعویض روغنی خود کار مردم را راه میاندازد.
محمدرضا نوروزی پس از بازنشستگی مغازه فروش محصولات فرهنگی را راه انداخته است. هرچند دخل و خرجش به هم نمیخورد، اما او دوست دارد سهمی در هدایت درست جوانان داشته باشد.
رمضان حیدری، بیشتر از ۳۰ سال میشود که سرکوچه قدیمی یکی از خیابانهای پیروزی، بقالی دارد. او بهدلیل اینکه قبلا نانوا بوده، طبق همان عادت دیرینه صبح زود مغازهاش را باز میکند.
لحاف دوزی در خانواده جواد ممدی از گذشته جریان داشته است. او ۱۸ سال است که دراین کار فعالیت دارد و خانوادهاش نیز خرج خودشان را با هنر لحافدوزی درمیآوردند.
شاید بارها برای علی مُرگانی که بیماری cp یا همان فلج مغزی کنترل حرکتیاش را مختل کرده، نزدیک میدان شریعتی در محله احمدآباد در حالی که کاغذهای تبلیغاتی مغازهها را به دست مردم میدهد، دیدهاید.
سعید زمانی، کاسب محله فاطمیه بیشاز ۳ هزار جلد کتاب خوانده است. او که تحصیلکرده رشته مرمت آثار تاریخی است تا کنون برای مرمت به شهرهای مختلفی سفر کرده اما در مشهد ماندگار شد تا در کنار مغازهداری بتواند بیشتر کتاب بخواند.
حسن منتخبی میگوید: دلم میخواهد آدم مشتریداری باشم؛ اینکه تا چه حد موفق بودهام، خدا میداند، اما دوست دارم کسانی که به هر بهانهای از دستم دلگیر شده مرا حلال کند.
رضا زمانی با آنکه سن زیادی ندارد، آن زمانی را به یاد دارد که برخی لحافدوزها به خانهها میرفتند؛ هم پنبه میزدند و هم سفارش لحاف و تشک میگرفتند.
حاجمحمدحسن نوری به دلیل آشنا بودن با گلههای گاو و گوسفند از دوران کودکیاش و مهارت در پخت گوشت آنها، به مغازه حاجاصغر کلهپز در فلکه حضرت رفت و کنار او شاگردی کرد تا شبی ۵قران دستمزد حاصلش شود.
زهرا نیکبخت از خیاطان قدیمی محله جاهدشهر است که غیر از لباسهای پر زرق و برق مجلسی، بابت دوخت انواع چادر شهره شده است.
حسین فروردین از فروشندگان خیابان شریعتی، انصافش زبانرد اهالی است. او در مغازه فروش پوشاک، بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب دارد که همراه با خرید به مشتریان به صورت رایگان اهدا میکند.
حاج علی گل محمدی میگوید: از همان اول هم به خودم قول دادم که هوای زائران را داشته باشم. الان هم با کمترین سود جوراب دست زائر میدهم. به برکت همین دعای زائران تا حالا دستم را پیش کسی دراز نکرده ام و در این سن سرحال و سلامتم.
در یک بازارچه در چهارراه مخابرات قاسمآباد، پشت میز یکی از غرفهها یک زوج نشستهاند که دلیل شکلگرفتن کارهای هنری زیبا و حال خوب برای مشتریانشان هستند.
صفورا مالدار میگوید: بیایید دستتان را بگیرم و ببرم درِ خانه همسایهها و بگویم پول نیاز دارم تا ببیند آنها چه بیریا به من قرض میدهند.
مجتبی فرزانه، صاحب یکی از فستفودهای منطقه ۱۰ است که به خاطر روحیه فرهنگیاش، چندین قفسه کتابخانه در مغازهاش جانمایی کرده و به یک پاتوق فرهنگی و تجاری برای دانشجویان تبدیل شده است.
سیدرضا حسینی بین مشتریانش به لبنیاتی حسینیِ باانصاف معروف است. مشتریهایی که میگویند صاحب مغازه به خاطر انصاف و خلق نیکویی که دارد، باعث جذب آنها شده است.
سیدجلال موسوی، موسس شیرینی فروشی جام عسل، ۳۳ سال برای شیرینکردن دهان و دل همشهریان خود تلاش کرد و سرانجام در ۱۳ مهر سال ۱۳۹۹ خبر تلخ درگذشتش منتشر شد.
سیدامیر موسوی که هنوز مغازه نقلی هر کسی که برای پیداکردن کتابش از همه جا بماند به اینجا میآید تا شاید ما اینجا کتابش را داشته باشیم. گاهی اوقات هم به قول خودش هرکس پول نداشته باشد اینجا میآید تا شاید کتاب ارزانتری پیدا کند.
عزتالله بشکنی صاحب سوپرمارکت محله کوثر میگوید: بیشتر مغازهداران درآمد خوبی از فروش سیگار دارند، اما برای من واقعا دردناک است که جوانهای ۱۵، ۱۶ ساله برای خرید سیگار به مغازهام مراجعه میکنند.