خدیجه باغبانی، از اهالی محله الهیه، یکی از سه خانم دارنده کارت نقرهای در مشهد است که طبق آمار ثبتشده، حدود پنجاهوهفتبار خون اهدا کرده است.
مهناز علیزاده، در اوج مشکلات و سختی زندگی، دست به زانو گرفت و نه تنها برای خودش کارآفرینی کرد که در زمینه کاریابی به مراجعهکنندگان بهزیستی نیز کمک میکند.
چه فکر میکنیم درباره زنان و مادران کارگر؟ زنانی که دستهاشان پینهبسته و اشک چشمهاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه میدارند و نان بازوی خود را میخورند.
آزاده درویش، نایبقهرمان مسابقات کاپ آزاد کوالالامپور مدالش را به خانواده شهدای مدافع حرم تقدیم کرد.
اولین حوزه علمیه زنان مشهد با نام شهربانو صفری گره خورده است. زنی با اصلیتی گیلانی که نمیشود نامش را آورد و یاد ۴۰ شعبه حوزه علمیه عصمتیه در ایران، قطر، دبی و بحرین نیفتاد.
حبیبالله حبیبی، محضردار محله طلاب، ۳۰ سال است که دفترخانه دارد و هزاران نفر را به عقد یکدیگر درآورده است او این کار را ذخیره آخرت خود میداند.
انتخاب طرح کره زمین با آن هوای دودآلود اطراف و پرندهای که بالهایش را انسانها بستهاند نگاه داوران را معطوف به خود کرد تا اثر «مژگان شادکامی» رتبه نخست این رقابتها را از آن خود کند.
معصومه آلعامر، مربی باشگاه کانون فرهنگی «شهید جهان آرا» تا به حال مدالهای رنگارنگ بسیاری را به ویترین افتخارات جنوبیهای خونگرم شهرک اضافه کرده است اما آنچه اکنون به او انرژی میدهد قهرمانی دختران باشگاه است.
خانم جان که حدود ۹۰ سال دارد و مدتی میشود میهمان خانه سالمندان است میگوید: من در طول زندگیام غصه زیاد دیدم، اما هیچ کدام را به دلم راه ندادم، از گذشتهها همیشه شاد بودم و با همه مشکلات منطقی برخورد کردم.
زهرا هوشیارامامی مربی خیاطی محله بهشتی میگوید: یکی از شاگردان کلاسم میگفت که افسردگی داشته و بهسراغ روانشناسی مشهور رفته است. او پیشنهاد کرده که در یکی از دورههای خیاطی ثبتنام کند.
مرکز انسان سالم محله امیرآباد زیرنظر و با مجوز سازمان بهزیستی فعالیت میکند و مکان آن را شهرداری و امور مساجد تأمین کردهاند.
۱۲۰ خیاط با مرضیه خیرخواه کار میکنند که حدود ۱۵ نفر از آنها بهصورت مستقیم و با حضور در داخل کارگاه و مابقی نیز با گرفتن کار در خانه همکاری میکنند. اغلب آنها را زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرست تشکیل میدهند.
نگار روحبخش برنامهنویس ۱۶ سالهای است که تا امروز ۵ نرمافزار طراحی کرده است. آموزش زبان انگلیسی، آموزش آشپزی و دانشآموزیار ازجمله این برنامههاست.
درِ سبزرنگ کلانتری ۳۴ به رویش باز میشود و دو سرباز وظیفۀ موتراشیده، برای خانمرئیس پا روی زمین میکوبند و خبردار و پاجفت میایستند.
فاطمه مرادی که چهارمین دهه از زندگیاش را به تازگی شروع کرده است از آن زنان کارآفرینی است که با کمترین امکانات دست به کار زده و با همراهی خانمهای محله توانسته است کسب و کاری راه بیندازد.
تنها کلانتری خاص زنان در کشور است. حوزه استحفاظیشان کاملا زنانه است و هر گونه ورود آقایان با هماهنگی قبلی با رئیس کلانتری امکانپذیر است.
آمدم بیرون و روبهروی پنجره فولاد ایستادم و گفتم: آقاجان نمیخواهم هیچکس پارتی من شود اگر لیاقت دارم خودتان اسمم را بنویسید.
برخی ترکشها باعث آسیب به رودهها و آپاندیس بانوی جانباز ساکن شهرک شهید رجایی شده است و بعضی از آنها هم در طول زمان با تیغ جراحی از بدنم بیرون کشیده شدند.
یک روز که خانه برادرش مهمان بودند، معصومه به مرغ عشقها نگاه میکند و صمیمانه و خودمانی به همسرش میگوید که برای روز مادر یک جفت مرغ عشق برایش بخرد. همان یک جفت مرغ عشق کار خودش را میکند و او درگیر دنیای پرندهها میشود.
یکی از این بانوان مشهدی فاطمه پیلتن است که نشان داده حس مادرانگی و شغل پرخطر آتشنشانی را میتوان با هم جمع بست و به دل سختیها زد. این بانوی ساکن محله سرافرازان دو فرزند دارد و از 10سال پیش به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار شهروندان منطقه9 حضور دارد. او از سال91 در آزمونهای عملی و تئوری آتشنشانی شرکت میکند و سابقه یک دهه فعالیت به عنوان آتشنشان را دارد. شعرگفتن، نویسندگی، ورزش فوتسال و البته هیجان و ماجراجویی از دیگر علایق فاطمه است، بانویی که با آتش زندگی میکند.