زن - صفحه 3

فاطمه سلطان‌فریمانی‌سپهر می‌گوید: قدیم رسم بود دختر‌ها وقتی که مدرک کلاس ششم خود را می‌گرفتند، دو سال دوره فراگیری خیاطی می‌گذراندند و بعد هم ازدواج می‌کردند، اما من خلاف این قانون عمل کردم.
«شهربانو خالقی» ساکن محله کاشانی است و مادر خیلی از اهالی محل، به درِ خانه‌اش که می‌رسم بوی عطر درختان تازه روییده به استقبالم می‌آیند و در را که برایم باز می‌کند سال‌های سال خاطره را در چهره‌اش می‌توان دید.
خدیجه عرفاتی بانوی انقلابی از خاطرات انقلاب و دفاع مقدس می‌گوید: بهترین خاطره من در زندگی، جاری‌شدن خطبه عقدمان توسط امام راحل در مهرماه ۱۳۵۹ و در جماران است.
زهرا سهرابی دارنده مقام دوم کشوری شمشیربازی بچه محله سعدآباد است. او می‌گوید: شمشیربازی سه مدل اسلحه دارد که هرکدام رشته‌ای مجزا به خود دارد؛ سابِر، اِپه و فلوره که بازی با هرکدام از این شمشیر‌ها فوت‌وفن و قوانین خاصی دارد.
خدیجه باغبانی، از اهالی محله الهیه، یکی از سه خانم دارنده کارت نقره‌ای در مشهد است که طبق آمار ثبت‌شده، حدود پنجاه‌وهفت‌بار خون اهدا کرده است.
مهناز علیزاده، در اوج مشکلات و سختی زندگی، دست به زانو گرفت و نه تنها برای خودش کارآفرینی کرد که در زمینه کاریابی به مراجعه‌کنندگان بهزیستی نیز کمک می‌کند.
چه فکر می‌کنیم درباره زنان و مادران کارگر؟ زنانی که دست‌هاشان پینه‌بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خود را می‌خورند.
آزاده درویش، نایب‌قهرمان مسابقات کاپ آزاد کوالالامپور مدالش را به خانواده شهدای مدافع حرم تقدیم کرد.
اولین حوزه علمیه زنان مشهد با نام شهربانو صفری گره خورده است. زنی با اصلیتی گیلانی که نمی‌شود نامش را آورد و یاد ۴۰ شعبه حوزه علمیه عصمتیه در ایران، قطر، دبی و بحرین نیفتاد.
فاطمه نیک خورمیزی بانوی انقلابی محله هنرور می‌گوید: روزی مادرم انباری را تمیز می‌کرد و برحسب کنجکاوی‌ام، کتاب‌ها را ورق می‌زدم که چشمم به عکسی افتاد. عکس، زمینه سبزرنگی داشت. عکس را به مادرم نشان دادم و پرسیدم این فرد کیست؟
حبیب‌الله حبیبی، محضردار محله طلاب، ۳۰ سال است که دفترخانه دارد و هزاران نفر را به عقد یکدیگر درآورده است او این کار را ذخیره آخرت خود می‌داند.
انتخاب طرح کره زمین با آن هوای دودآلود اطراف و پرنده‌ای که بال‌هایش را انسان‌ها بسته‌اند نگاه داوران را معطوف به خود کرد تا اثر «مژگان شادکامی» رتبه نخست این رقابت‌ها را از آن خود کند.
معصومه آل‌عامر، مربی باشگاه کانون فرهنگی «شهید جهان آرا» تا به حال مدال‌های رنگارنگ بسیاری را به ویترین افتخارات جنوبی‌های خونگرم شهرک اضافه کرده است اما آنچه اکنون به او انرژی می‌دهد قهرمانی دختران باشگاه است.
عطیه انتظام می گوید: اول دبیرستان بودم که یکی از شعرهایم را در کلاس ادبیات خواندم. دبیرم با شنیدن شعر من به وجد آمد و بسیار تشویقم کرد این تشویق و راهنمایی، برایم انگیزه‌ای شد تا جدی‌تر علاقه خود را دنبال کنم.
خانم جان که حدود ۹۰ سال دارد و مدتی می‌شود میهمان خانه سالمندان است می‌گوید: من در طول زندگی‌ا‌م غصه زیاد دیدم، اما هیچ کدام را به دلم راه ندادم، از گذشته‌ها همیشه شاد بودم و با همه مشکلات منطقی برخورد کردم.
زهرا هوشیارامامی مربی خیاطی محله بهشتی می‌گوید: یکی از شاگردان کلاسم می‌گفت که افسردگی داشته و به‌سراغ روان‌شناسی مشهور رفته است. او پیشنهاد کرده که در یکی از دوره‌های خیاطی ثبت‌نام کند.
مرکز انسان سالم محله امیرآباد زیرنظر و با مجوز سازمان بهزیستی فعالیت می‌کند و مکان آن را شهرداری و امور مساجد تأمین کرده‌اند.
۱۲۰ خیاط با مرضیه خیرخواه‌ کار می‌کنند که حدود ۱۵ نفر از آن‌ها به‌صورت مستقیم و با حضور در داخل کارگاه و مابقی نیز با گرفتن کار در خانه همکاری می‌کنند. اغلب آن‌ها را زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرست تشکیل می‌دهند.
نگار روحبخش برنامه‌نویس ۱۶ ساله‌ای است که تا امروز ۵ نرم‌افزار طراحی کرده است. آموزش زبان انگلیسی، آموزش آشپزی و دانش‌آموزیار ازجمله این برنامه‌هاست.
درِ سبزرنگ کلانتری ۳۴ به رویش باز می‌شود و دو سرباز وظیفۀ موتراشیده، برای خانم‌رئیس پا روی زمین می‌کوبند و خبردار و پاجفت می‌ایستند.