تشویق دبیر ادبیات من را شاعر کرد
شعر و ادب، شناسنامه هویتی ایرانیان است و از قدیم الایام، ایران به عنوان سرزمین زیباییها و شاعرانی همچون فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی و عطار شناخته میشدهاست. این طبع شعر نسل به نسل گشته و اکنون شاعران جوانی در همین حوالی داریم که شاید نام آنها همچون حماسهسرایانی مثل فردوسی بر سر زبان نباشد، اما عشق و علاقه آنها به شعر باعث شده تا آنچه را که میسرایند، بر دل بنشیند. یکی از این شاعران جوان، «عطیه انتظام» هممحلهای ماست که گفتوگوی کوتاهی با او انجام دادهایم.
شاعری از کودکی
عطیه انتظام متولد ۱۳۶۰ است. سن و سالی نداشته که با خرید کتاب شعر کودکانه، به شعر علاقهمند میشود؛ طوری که از همان دوران دبستان، اوقات فراغت خود را با خواندن شعر و کتاب داستان میگذراند. چند سالی که میگذرد، از طرف یکی از دوستانش کتاب سه دفتر شعر فریدون مشیری را هدیه میگیرد و خواندن این کتاب باعث میشود تا او بیش از گذشته مشتاق به شعر شود؛ بنابراین در ۱۱ سالگی نخستین شعر خود را میسراید.
انتظام میگوید که اوج علاقه او به شعر از دوران دبیرستان و در کلاس ادبیات فارسی شکل گرفت: «اول دبیرستان بودم که یکی از شعرهایم را در کلاس ادبیات خواندم. به خاطر دارم دبیرم با شنیدن شعر من به وجد آمد و بسیار تشویقم کرد و حتی دفتر شعر من را برای برادرش که شاعر بود، برد تا اشکالات من را بگیرد و راهنماییام کند. این تشویق و راهنمایی، علاوه بر اینکه به من کمک کرد، برایم انگیزهای شد تا جدیتر علاقه خود را دنبال کنم.»
وی با اشاره به اینکه خواندن شعر حافظ از کودکی در خانواده ما جایگاه خاصی داشت، بیان میکند: «بعد از خواندن اشعار قیصر امین پور و فروغ فرخزاد، شعر گفتن برایم جایگاه ویژهتری پیدا کرد و نخستین اشعارم را برای پدر و مادرم میخواندم و آنها نیز از من حمایت میکردند.»
انتظام که در کلاس خاصی شرکت نکرده و بنابر علاقه خود شعر سرودهاست، میگوید: «اصولا طبع شعر مانند سایر رشتههای هنری نیست. به عنوان مثال فردی با علاقه به نقاشی، کلاس میرود و این استعداد خود را شکوفا میکند، اما شعرگفتن با استاد و کلاس درس پیشرفت نمیکند و فرد باید اسلوب شعر را یاد داشتهباشد. البته خواندن شعر در جلسات کمک میکند.»
استعداد درونی
او اعتقاد دارد که شعرگفتن استعداد درونی فرد است که با علاقه به شعر و خواندن کتابهای شعر و ... رشد پیدا میکند: «فردی که نخستینبار میخواهد شعر بگوید، ممکن است آشنایی چندانی با وزن، قافیه و ... نداشته باشد و هر آنچه را که به ذهنش تراوش میشود، به عنوان شعر قلمداد کند. در صورتی که شعر دارای یک اسلوب خاص است که باید رعایت شود.»
انتظام که از همان دوران نوجوانی سبک شعری غزل را انتخاب کرده، علاقه خود را در این نوع شعر میداند و عنوان میکند: «غزل و چهارپاره از علایق من بود که هنوز هم در همین سبک شعر میگویم. البته رباعی و شعر سپید نیز میگویم و در همه این قالبها، مضمون اجتماعی و اشعار آیینی و زنانه را میپسندم و در این زمینه فعالیت میکنم.»
وی چند سالی به دلیل مشغله زندگی از دنیای شعر دور افتاد، اما به دعوت یکی از دوستانش در جلسه شعرخوانی که توسط اداره ارشاد برگزار میشد، شرکت کرده و یکی از اشعارش را خوانده که مورد توجه استاد شکوهی قرار گرفتهاست: «استاد شکوهی راهنماییهای بسیار خوبی در جلسه به من کردند که همین موضوع باعث شد شعرگفتن را دوباره از سر بگیرم و بسیار خوشنودم که در آن جلسه حاضر شدم.»
با وجودی که علاقه چندانی به شرکت در جشنوارههای شعر نداشتهاست، اما شعرهای او آنقدر بامسما و آهنگدار بوده که در برخی از ویژهنامهها به چاپ رسیدهاست. به عنوان مثال شعری که در ارتباط با شهید حججی گفتهاست، در کتاب ویژه مراسم بزرگداشت این شهید به چاپ رسیدهاست.
شاعر و درد اجتماعی
انتظام با بیان اینکه شاعران دید متفاوتی نسبت به دنیای پیرامون خود دارند، میگوید: «ممکن است یک موضوع اجتماعی برای مردم عادی در حد یکی، دو روز مورد توجه باشد و سپس با آن برخورد عادی کنند، اما یک شاعر به راحتی از کنار درد اجتماعی نمیگذرد و به صورت جزئیتر موضوع را میبیند و در قالب شعر آن را به تصویر میکشد. به همین دلیل میگویند که شاعران روحیه لطیفتری دارند.»
وی همچنین به نبوغ شاعران جوان اشاره میکند و ادامه میدهد: «شاعران بااستعداد زیادی داریم که بسیاری از آنها دیده و شناخته نمیشوند. گاهی ممکن است برخی از آنها نسبت به این موضوع دلسرد شوند. به نظر من، نحوه برخورد با شاعران جوان مهم است. چون متأسفانه شاعران جوان هنوز بعد از این همه سال، تریبونی پیدا نکردهاند که بتوانند خودشان را سالم معرفی کنند. نیاز امروز این است که افرادی که میتوانند، از شاعران جوان حمایت کنند.»
او که علاقه زیادی به مطالعه دارد و در روز، ساعتی را به مطالعه میگذراند، میگوید: «همین موضوع باعث شده تا دستی در نوشتن رمان داشتهباشم و مضامین اشعارم به موضوعات روز نزدیکتر باشد.»
انتظام بهترین خاطرات خود را مربوط به دوران نوجوانی میداند که همراه با دایی شاعرش شعر میخواندند و از دنیای شاعرها و اشعاری که گفتهاند، با یکدیگر صحبت میکردند: «هنوز هم یادآوری آن خلوتهای شعر و صحبت از شاعران و زندگی آنها برایم بسیار لذتبخش است و من را به وجد میآورد.»
او شاعر مورد علاقه خود را فریدون مشیری عنوان میکند و ادامه میدهد: «با خواندن سه دفتر شعر این شاعر بزرگ، به شعر گفتن علاقه پیدا کردم و هنوز هم خواندن اشعار مشیری برایم لذت دیگری دارد.»
این گزارش شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۵ در شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است