وقت گذاشتن برای همسایهها در کوچه چمن ۹۵
در بعضی کوچهها، همسایهداری هنوز چیزی بیشتر از سلام و احوالپرسیهای روزانه است؛ آدمها از حال هم باخبرند، در روزهای سخت سراغ یکدیگر را میگیرند و شادیهایشان را با هم قسمت میکنند. کوچه چمن۹۵ در محله جلالیه، از همین کوچههاست؛ جایی که ارتباط میان همسایهها در گذر سالها شکل گرفته و با روضههای خانگی، جلسه قرآن، دورهمیهای شبانه و کمکهای کوچک و بزرگ به یکدیگر ادامه پیدا میکند. صندوق مهربانی کوچه برای کمک به همسایه نیازمند یا تهیه هدیه برای نوزاد تازهمتولدشده، تنها یکی از نشانههای این ارتباط است.
اینجا همسایهها فقط از کنار هم عبور نمیکنند؛ در عیادت بیمار، روزهای سوگواری و حتی مهمانیهای یکدیگر حضور دارند و بخشی از بار زندگی را از دوش هم برمیدارند.
رفاقت ۴۰ ساله
طاهره چاهچی، چهلسال است در کوچه چمن۹۵ زندگی میکند و بخش مهمی از خاطراتش با همین همسایهها گره خورده است. او از «مادر زهرا» یاد میکند؛ همسایهای که از روز نخست اسبابکشی تا آخرین روز زندگیاش، دوست و همراه او بوده است؛ «هردو بیرجندی بودیم و همین وجه مشترک، صمیمیتمان را بیشتر کرد. خدا رحمتش کند. او اولین کسی بود که باعث شد دلبسته این کوچه شوم.»
به باور او برگزاری روضههای خانگی و جلسه قرآن فاطمه زهرا (س)، ارتباط اهالی را بیشتر کرده است. چاهچی میگوید: در این کوچه همه اهل دعا، قرآن و کمک به یکدیگرند. صندوق مهربانی هم دارند و برای همسایه نیازمند یا نوزاد تازهمتولدشده از آن استفاده میکنند.
طاهره خانم، طیبه علیزاده را به عنوان همسایه نمونه معرفی میکند و او را از کسانی میداند که در گرفتاریها زودتر از بقیه سراغ همسایهها میرود.
همسایهها، حامی یکدیگر
وقتی همسایهها در روزهای سخت، پیش از آنکه از آنها درخواست کمک شود، سراغ آدم را میگیرند، معنای همسایهداری از دیوارهای مشترک خانهها فراتر میرود. طیبه علیزاده شانزدهسال است در کوچه چمن۹۵ زندگی میکند و از نخستین روزهای حضورش در این کوچه، این همراهی را تجربه کرده است.
او تعریف میکند: همان روزهای اولی که به این کوچه آمدیم، مادرم را از دست دادم و دخترم را باردار بودم. همسایهها برای تسلیت به خانهمان آمدند و در آن روزهای سخت کنارم بودند. از آن زمان، رابطهام با اهالی محکمتر شد. مسجد علیبنابیطالب (ع) نیز یکی از محلهای ارتباط همسایههاست.
همسایهها اینجا مثل خواهر هستند و میشود روی آنها حساب کرد
طیبه خانم را همسایه مهربان و حامی میدانند، چون در سالهای حضورش در کوچه، هرجا همسایهای بیمار میشود، خانوادهای عزادار است یا کسی گرفتاری مالی دارد، تاجاییکه بتواند همراهی میکند.
او صدیقه خزایی را معرفی میکند؛ همسایهای که به گفته او، سالها در کنار خانوادهاش و همسایهها بوده است و میتوان در کارها روی کمکش حساب کرد.
برگشت به کوچه
صدیقه خزایی حدود پانزدهسال است که در کوچه چمن ۹۵ سکونت دارد و در این مدت، رابطهاش با اهالی فقط به دیدارهای روزمره محدود نمیشود. او سالها از همسر بیمارش مراقبت میکند و درکنار مسئولیتهای خانواده، هر زمان بتواند برای همسایهها وقت میگذارد.
خزایی در مراسم عزاداری و شادی همسایهها آشپزی میکند و اگر کسی مهمانی داشته باشد، کارهای خانه و همسرش را از قبل سامان میدهد تا چندساعتی به کمک همسایهاش برود. حتی یک سال از این کوچه رفت، اما دوری از همسایهها برایش سخت بود و دوباره به همینجا برگشت.
او درباره رابطه اهالی میگوید: همسایهها اینجا مثل خواهر هستند و میشود روی آنها حساب کرد. همچنین الان حدود هفتماه است که همراه بیشتر همسایهها شبها در تجمعات خیابان حاضر میشویم و دیدارهایمان در همین دورهمیها ادامه دارد.
* این گزارش دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۵ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.