مشاغل - صفحه 10

در آن روز‌های کرونایی که رنج ورشکستگی، سوز سرمای زمستان را برای خانواده کوچک بختیاری مضاعف کرده بود، دلشان فقط به یک چیز گرم بود؛ اینکه نمی‌خواهند پیش پای مشکلات، سر خم کنند.
ایستگاه شماره ۱۴ آتش‌نشانی آژیرش پشت سر هم به صدا درمی‌آید و مأموریت‌هایش بیشتر از سایر ایستگاه‌هاست. نیروهایش اغلب طی این سال‌ها سوخته‌اند و مصدوم شده‌اند.
حضور یوسف مقدم‌پور در آتش‌نشانی با‌وجود تمام سختی‌های کار، دریچه‌ای برای ورود همسر و پسرش به آتش‌نشانی شد. الهه عباسی همسر یوسف‌آقا و مادر سه فرزند دو سال بعد‌از همسرش وارد آتش‌نشانی شده است.
این پسر هنرمند که راه آینده شغلی‌اش را پیدا کرده‌است، در فضای مجازی صفحه پرمخاطبی با موضوع کارش دارد که نمونه‌های سفارشی زیادی از آن طریق قبول می‌کند.
هادی سوقندی بیست‌سالی می‌شود که مغازه سوپر‌مارکت دارد. او یکی از کاسبان معتمد و امین محله است که مشتری‌ها و مغازه‌دار‌های اطرافش بدون حساب‌دفتری از او خرید می‌کنند.
فتح‌الله صادقی از تعمیرکاران قدیمی کفش در محله جنت است. می‌گوید: قدیم به دلیل قناعت و فرهنگ بهینه مصرف که بین مردم رواج داشت تا جایی‌که ممکن بود، از وسایل مصرفی استفاده بهینه می‌شد.
حسین هوشیار یکی از قدیمی‌ترین نردبان‌ساز‌های شهرمان است که از گذشته در میدان توحید، مشغول به کار بوده معتقد است: نردبان اصولا شئیی شاعرانه‌ای است که خاطره‌های زیادی برای ما ساخته است.
اصغر توکلی که ۴۵ سال است در محله بالاخیابان چرخ خیاطی تعمیر می‌کند، می‌گوید: از پدرم شنیدم که مظفر‌الدین شاه قاجار اولین چرخ خیاطی را به همراه یک خیاط قفقازی به ایران آورد.
محمدرضا نوری دلوئی می‌گوید: علاقه‌ام به درس‌خواندن سبب شده بود در‌ کنار کار معلمی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.
کوی کارگران یکی از آن محلاتی است که نامش اتفاقا هم با شغل و هم با اصلیت تعدادی میوه‌فروش طبسی گره خورده است، به‌طوری‌که پیر و جوان و کوچک و بزرگ، اینجا را به خانواده میوه‌فروشان و طبسی‌ها می‌شناسند.
برای محسن خردمندروشن قابلی ندارد، تعارف نیست. سررسید مقابلش، این را تأیید می‌کند. صفحات آن پر است از نام همسایه‌هایی که گوشت را به نسیه برده‌اند.
هاشم تفکری یکی از زرگران قدیمی سی‌متری‌ احمدآباد است که که مغازه او به عنوان واحد نمونه صنف طلافروشان نیز معرفی شده است.
گفتگو با محمدمهدی عباس‌زاده تاکسی ران هم‌محله‌ای که با کتاب از مسافران خود پذیرایی می‌کند
مغازه کوچک علی اصغری معلم قرآن و اولين خياط محله آبكوه هنوز محلی ثابت برای رفع گرفتاری‌ها و ریش‌سفیدی، برطرف کردن اختلافات خویشاوندی، تحقیق در امر ازدواج و پاتوق دوستان قدیمی است.
محمدعلی قاسمی که ۲۸ سال است بوی کبابش در خیابان عامل پیچیده می‌گوید تا به حال پیش به اداره بهداشت باز نشده است.
سر نخ یکی از گل‌های روی پارچه را که بگیری می‌رسی به کاشانی ۱۲ و مغازه‌ای که چرخش همیشه کوک است؛ کوک کوک. از خود عباس پوریزدیان، گلدوز ۶۳ ساله این مغازه که بپرسی می‌گوید «همه‌اش قسمت بود».
آقای موسوی کاسب با انصاف و باتجربه محله پنجتن است. او ۷۷ ساله است. او در طول عمر خود شغل‌های مختلفی را تجربه کرده است و این روز‌ها در تعویض روغنی خود کار مردم را راه می‌اندازد.
علی‌اصغر اکبری یک روز برای کار رفت، مغازه اوستا رضا. او کنار دست اوستا کار یاد گرفت و حالا خودش یکی از استاد‌های موفق سیم کشی خودرو است.
مهرماه سال‌۹۸ بود که مریم آسمانی و یوسف یاری به این فکر افتادند تا برای خودشان کارآفرینی کنند. تصمیم گرفتند از باغ پدر یوسف در تبریز، آلو و لواشک و سنجد را به مشهد بیاورند و بفروشند.
کارگاه علیزاده، یکی از ده‌ها موردی است که چراغ انگشترسازی در خیابان شهید مفتح را پرفروغ نگه داشته و نام محله طلاب را به‌عنوان قطب این هنر، سر زبان هنردوستان ایرانی و خارجی انداخته است.