صدای او همواره با کشتی عجین شده است. لحن حماسی جواد خیابانی، زیرکی عادل فردوسیپور، جملات عجیب و غریب پیمان یوسفی و اطلاعات داوری هوشنگ نصیرزاده را که با هم جمع کنیم، میشود «هادی عامل».
خیلیها صدای حسن معین را با برنامه رادیویی اوسنهها که داستانها و افسانهها را با لهجه مشهدی بازگو میکرد، میشناسند.
نمایشی که رضاپور را در چهاردهپانزدهسالگی به رادیو کشاند، یک خوششانسی بزرگ بود. استاد صلاحی صدا و بازیاش را که دید، پیشنهاد داد بیاید برای رادیو برنامه اجرا کند. از روزهای آخر دهه ۳۰ تا زمانیکه جان داشت، بچه رادیو بود.
رضا سجادی صاحب همان صدای آشنایی است که چهارم اردیبهشت سال۱۳۱۹ برای نخستینبار پشت میکروفن رادیو گفت: «اینجا تهران است؛ صدای ایران». حضور او در رادیو بعدها عاملی برای قرار گرفتنش در سمتهای مهم سیاسی و اجتماعی شد.
شفای یک بیمار لبنانی مبتلا به سرطان پیشرفته در حرمرضوی و سرنوشتش، ماجرایی است که در مستند «من محمدحسن را دوست دارم» روایت میشود. سیدمحمد محمدیسرشت میگوید: تلاشمان این بود که روایتمان شعاری نباشد و به قصه وفادار باشیم.
فریدون صلاحی گفته بود: چند سال پس از آمدنش به مشهد فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرده است. او که از دوستان نزدیک دکترعلیشریعتی بود، در روزنامه خراسان مینوشت.
زندهیاد رضا رضاپور از شرکت در فیلم «میهمان توس» میگفت که برای همه عوامل توأم با برکت و تقدس بود. عنایت امامرضا (ع) آنقدر بود که باعث پیشرفت عوامل شد، بهطوریکه بیشترشان بعدها به پایتخت رفتند.
گوینده جوان رادیو میگوید: من عاشق کار گزارشگری و ارتباط با مردم هستم و اینکه در محلههای مختلف شهر بهسراغشان بروم و احوالشان را بپرسم. لذتبخش است که وقتی در خیابان با کاسب و راننده و مردم عادی حرف میزنم، میگویند «چقدر صدای شما آشناست!»
محمدعلی آئینهچیان خیلی اتفاقی تریبوندار شده و بهناگاه در آغاز دهه سوم زندگیاش، نام مجری در کنار اسمش نشسته است؛ عنوانی که حال با آن، روزهای بازنشستگی را میگذراند.
پنجم اردیبهشت سال ۱۳۱۹، با افتتاح رادیو در ایران، سیدرضا سجادی مشغول بهکار شد و هر سه نوبت گویندگی مطالب را در آن ایام برعهده گرفت.
رضا موسیالرضایی که پیشاز این با تهیه برنامههای کرمانجی شبکه خراسان، در راستای حفظ فرهنگ کرمانج گام برداشته بود، برای اولینبار در جهان موفق به ترجمه قرآن به زبان کرمانجی شد.
پرویز روحبخش میگوید: انقلاب که پیروز شد، گفتند: «گویندههای سابق دیگر نباید خبر بخوانند». این طور شد که من شدم اولین گوینده تلویزیون مرکز خراسان پس از انقلاب اسلامی.
نیلوفر (فاطمه) عیدی متولد۱۳۷۵ و فرزند اول خانواده است. پدرش بازنشسته دادگستری و مادرش معلم است. در منطقه طلاب مشهد زندگی میکند و علاوهبر اینکه دانشجوی رشته جامعهشناسی است، به روزنامهنگاری، داستاننویسی، فعالیت در رادیوهای اینترنتی میپردازد.
ناصر افقهی فریمانی هنرمند صداپیشهای که آوازه طنزپردازیهایش بسیار شنیده شده است. او میگوید: از بچگی استعداد تقلید صدا و طنزپردازی داشتم و از ۱۶ سالگی نیز با هنرم نقل محفل میشدم.
بیژن قنبری گزارشگر قدیمی ورزش خراسان که اواخر دهه شصت با محمدعلی کلی در مشهد مصاحبه کرد هنوز ریز سوالات را در خاطر دارد.
زهرا زندهدل نوجوان محله فردوسی در برنامه رادیو زائر و قرار نوجوانی اجرا داشته است.
نرگس پناهی مدیر دوبلاژ و از اعضای گروه دوبله ویدئورسانه پارسیان در مشهد، تنها ویدئورسانه خارجاز پایتخت در کل کشور است.
علیاکبر اسدی که خودش متولد روستایی در تربت حیدریه است، در دوران کاریاش به گزارشگر دهکده معروف شده بود.
لشکر خراسان با خرید و نصب یک دستگاه فرستنده رادیویی، اتفاق تازهای را برای مشهد رقم میزند و رادیولشکر ۱۹ شهریور ۱۳۲۸ افتتاح میشود.
امیر هادیزاده زرگر ۶۳ سال دارد. او پیش از آنکه چهره معروفی باشد، صدای آشنایی دارد. خراسانیها سالهاست که برنامههای طنز او را از رادیو خراسان دنبال میکنند.