حمیده لطفینیا، مترجم کتاب «یک مرد معمولی» سالهاست در حوزه ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی و آموزش دانشگاهی فعالیت میکند. او ترجمه را نه صرفا یک مهارت زبانی، بلکه شکلی از کنش فرهنگی میداند.
شرمین نصیری با متمرکز کردن توان خود بر اثر«مگنوم، ۵۰ سال در خط مقدم تاریخ» به دنبال پرکردن یک خلأ حیاتی در جامعه عکاسی ایران است. هدفش این است که نسل جوان عکاس، در کنار تسلط بر نور و کادر بتوانند به جای تقلید، صاحب نگاهی تحلیلی باشند.
از روزی که حسن لاهوتی دست به نوشتن و ترجمه برد، تا آن اسفندماهی که سرانجام بر اثر بیماری سرطان ریه چشم از جهان فروبست، شمار مقالاتش از پنجاه فقره گذشت و دستنوشتهای ارزشمند او در مجلات جاودانه شد.
محسن گلزردی مترجم و دبیر زبان انگلیسی است. او درحالحاضر با رسانهها و دانشجویان در زمینه ترجمه متون انگلیسی همکاری میکند و درحال یادگیری زبان اسپانیایی است.
رضا موسیالرضایی که پیشاز این با تهیه برنامههای کرمانجی شبکه خراسان، در راستای حفظ فرهنگ کرمانج گام برداشته بود، برای اولینبار در جهان موفق به ترجمه قرآن به زبان کرمانجی شد.
ساره سرگلزایی میگوید: مشهدیها برای مانتو و لباسهای فلان مزون میلیونی هزینه میکنند ولی برای تابلویی که منحصربهفرد است و نمونهاش نیست، خرج نمیکنند، چون به چشم نمیآید.
اولین روزهای کارم در روزنامه خراسان بود و قرار بود در سرویس فرهنگی و اجتماعی کار کنم، یعنی خودم علاقه داشتم که در این دو گروه باشم. صفحه حوادث نیز در همین گروه بود و سرویس مستقلی نداشت. خبرنگار و نویسنده صفحه حوادث هم آقای توپریز بود، مردی نازنین دوستداشتنی و کاربلد. به من گفت که میخواهم بروم دادگاه تو هم میآیی؟ گفتم: بله برویم. برای اولین بار دادگاه را از نزدیک میدیدم آن هم دادگاهی که پروندهای مربوط به قتل را بررسی میکرد. قاتل و خانواده مقتول و داستانهای روحآزاری که در این دادگاهها هست مرا که آدم صلحجو و دلنازکی بودم بهشدت تحت تأثیر قرار داد.






