همسایه - صفحه 9

مجید حبیب، محمد‌جواد ریاضی و رضا مهدیزاده، از کودکی با یکدیگر همسایه بودند؛ حالا هم که هرکدام ازدواج کرده‌اند و زن و زندگی دارند، در‌کنار هم کار‌های فرهنگی محله‌شان را به دست گرفته‌اند.
کوچه مهرمادر ۲۵، همانند نامش به مهر و همدلی همسایه‌های قدیمی و همدلی زبان‌زد است. همسایه‌هایی که عمر آشنایی‌شان از یک دهه عبور کرده است. آنها درست مثل اعضای یک خانواده و حتی شاید نزدیک‎‌تر، با هم نشست و برخاست دارند.
ساکنان این کوچه سال‌هاست کنار هم زندگی می‌کنند، اما آنچه رابطه‌شان را از یک هم‌زیستی ساده فراتر برده، همسایگی با مسجد امام‌هادی (ع) است؛ مسجدی که به باور اهالی، برکت محله است و باعث شده سنت‌های خوب همسایه‌داری در آن زنده بماند.
اینکه پیرمرد چطور توانسته ۲۰‌سال در این دکه زندگی کند برای من جای سوال است، دکه‏‌ای که حتی جایی برای درازکشیدن هم ندارد. محمدناصر می‌‏گوید: وقت خوابیدن پاهایم را جمع می‏‌کنم و تابستان‌ها درِ دکه را باز می‌‏گذارم.
همسایه‌های کوچه شهید‌باغبان۶ همراه و همدل در برنامه‌های خیریه مانند جمع‌وجور کردن جهیزیه و برگزاری مراسم عروسی برای زوج‌های کم‌بضاعت، کنار هم هستند و به‌خاطر همین ویژگی است که پایبند اینجا شده‌اند.
یکی از همسایه‌های سرافرازان ۵۲ می‌گوید: خدا خیرش بدهد؛ از وقتی خانم نعیمی آمد، پیگیری کرد که آسفالت کوچه نوسازی شود و بانوان کوچه را برای استفاده از ورزش همگانی به سالن ورزشی سرافرازان معرفی کرد.
همسایه‌اند و هم‌مسجدی و سال‌هاست یکدیگر را می‌شناسند. اگر قرار باشد رویدادی در محله رقم بخورد، در مسجد با یکدیگر دیدار می‌کنند. مسجد امام علی‌النقی(ع) برایشان پایگاه اجتماعی محسوب می‌شود.
این سه همسایه کاری کرده‌اند که نه‌تنها چهارشنبه‌شب‌ها بیشتر ساکنان بلوک ۳۴ را دور هم جمع می‌کنند، بلکه همراهی سایر ساکنان محله را هم درشهرک ابرارجلب کرده و دست ۱۲ خانواده نیازمند را با کمک‌های مردمی گرفته‌اند.
آقامصطفی‌خمینی۴ کوچه‌ای که بیشتر ساکنانش از قدیمی‌های محله‌اند و یکدیگر را خوب می‌شناسند. فضای صمیمی و همدلانه آن باعث شده است گذر زمان نتواند پیوند بین همسایه‌ها را کم‌رنگ کند.
اینجا شهید اسفندیانی ۶ است؛ خیابانی که همسایه‌ها هر‌روز یکدیگر را می‌بینند و از حال هم باخبرند و پشتشان به هم گرم است. برای کمک‌کردن از هم پیشی می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند مشکلات سد راه فعالیت‌هایشان شود.
کاشانی‌۸ در محله بالاخیابان یکی از مسیر‌های پرتردد زیارتی است که کسبه این گذر، آداب مهمان‌نوازی را رعایت می‌کنند. یکی از این افراد مجتبی ساده، مغازه‌دارقدیمی این معبر است که همسایه‌ها او را معتمد محله می‌دانند.
دورتا‌دور پاتوق محلی خیابان شهید‌غفوری ۳، باغچه‌هایی احداث شده که در آن، چند‌اصله درخت و گل‌های فصلی کاشت شده است. ساخت این پاتوق محلی حال‌خوب‌کن یا «مرکز اجتماع‌محور» از سیاست‌های مدیریت شهری است.
«خاله‌شهربانو» از ده سالگی نابینا می‌شود.نابینایی که چیزی از عصای سفید، خط بریل و عینک سیاه نمی‌داند؛ فقط یاد می‌گیرد که با تقدیر بسازد و گلیمش را تا ۶۰ سال پس از آن به‌تنهایی از آب بیرون بکشد.
امیر ایزدجو صاحب سوپرمارکتی در نبش خیابان آیت‌الله بهجت ۱۶ است، او سماوری ۲۰ لیتری را برای رفتگر‌های شهرداری خریده‌ است و آن‌ها هر روز صبح اینجا می‌آیند و چای می‌خورند.
قدیمی­‌ترین جلسه قرآن بانوان الهیه، ۱۳ سال است که همدلی در دل آپارتمان‌ها را جاری کرده است. این بانوان هر صبح‌ دوشنبه راهی این قرار هفتگی می‌شوند. جلسه‌ای که یکی از اهدافش، نزدیک‌شدن همسایه‌ها به هم است.
محمدجواد برومندفر و سرور لکزاندو دو دوستی هستند که ۲۸ ماه در اردوگاه عراقی‌ها هم‌بند بودند و امروز هم در همان محله شهید آوینی همسایه‌اند با خاطرات روز را به شب گره می‌زنند.
آشنایی همسایه‌های محله خلج رنگ دیگری دارد. صحبت از معرفی همسایه خوب که می‌شود، هر‌کدام، دیگری را معرفی می‌کند و معتقد است همسایه‌اش بهتر از خودش است.
در کوچه آموزگار ۸۰ محله تربیت وقتی سراغ همسایه‌های خوب و مردم‌دار را می‌گیری، ده‌ها اسم از زن و مرد برایت ردیف می‌کنند. در این کوچه، همسایه خوب کم نیست. در این میان برخی برای رونق و آبادانی محله قدم برداشتند.
در الهیه ۶ اهالی با کمی مکث همسایه مورداعتمادشان را به ما معرفی می‌کنند، آن هم به این دلیل که نمی‌دانند از میان این همه همسایه خوب، نام کدام را ببرند. اینجا همسایه‌ها همه همدل هستند.
از نظر علی‌اکبر حبشی، همسایه‌هایشان در کوچه مهر‌۱۸، طلای ۲۴عیار هستند. می‌گوید: در مراسم دیگ، اجاق و لوازم مختلف از هم قرض می‌گیریم و به کمک هم می‌رویم. در همه اتفاق‌ها کمک‌حال هم هستیم.