محله پروین اعتصامی با قدمتی بیش از 6دهه جزو محلات قدیمی و ریشهدار منطقه محسوب میشود. اولین ساکنان این محله کارگران و کارکنان کارخانه نخریسی بودند که با ساخت منازل خود در این محله باعث شکلگیری و رونق آن شدند به طوری که امروز بالغ بر 21هزار نفر در این محله زندگی میکنند.
روزی روزگاری قابلهها جایگاه مهمی در میان مردم داشتند. در هر محله و روستایی حتما یکی دو تا از آنها پیدا میشد تا بیدرنگ خودشان را به خانه زائو برسانند و بچه را صحیح و سالم به دنیا بیاورند. آنها ناجی بودند و میان اهالی ارج و قرب خاصی داشتند و گاهی بدون هیچ چشمداشتی در تولد نوزادان نقش داشتند اما حالا مدتهاست تمام این مناسبات تغییر کرده است. با بازشدن بیمارستانها نقش قابلهها روز به روز کمرنگتر شد تا جایی که حالا میتوان گفت قابلگی تقریبا فراموش شده است. ننه شیرین یکی از همین قابلههاست. پیرزنی باتجربه و همه فن حریف که کنار پسر و عروسش در خانهای کوچک در خیابان ذاکری در محله شهید باهنر زندگی میکند.
سالهای طولانی است که دستی در پخت شله دارند. شله حاج محمد و پسرانش که دستور پختش خانوادگی و کار دست و بدون ابزار مکانیکی است. علی، احمد، محمود و جبار حالا با پا به سن گذاشتن پدر، اجاق شلهپزی را در محله مهرآباد روشن نگه داشته و نگذاشتهاند این رسم دیرین خانوادگی فراموش شود. رسمی که حاج محمد سرورینیا از پدرش حاج رمضان به ارث میبرد و معلوم نیست این پخت شله چند پشت در خانوادهشان رسم بوده است. حاج محمد از مهرآبادیهای قدیمی و متولد همین محله است و 4پسرش که استاد شلهپزی هستند، هر سال 6دیگ بر پا میکنند و آن را با کیفیتی میپزند که خیلی از مهرآبادیها طعم آن را هرچند یکبار چشیدهاند.
شمایل شهید حسین صادقی در همان ابتدای ورود به خیابان، روی دیواری بلند دیده میشود. او یکی از اهالی همین محله بوده که سال ١٣٦٢ در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت میرسد. ابتدای امسال به درخواست اهالی و مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه6 شمایل او روی دیوار این محله نقش میبندد. کوچهای که سالها با نام ٢٢بهمن یا کوی صادقیه شناخته میشد اما حالا مدتی است که به نام یکی از شهدای محله نامگذاری شده است.
قدیمیهای خیابان حجت، این محدوده را به نام آسیاب میشناختند. علت این نامگذاری هم وجود آسیابی در ابتدای این خیابان بود. انتهای حجت هم به کوره آجرپزی میرسید. کوچه حجت18یکی از کوچههای میانی این خیابان است. کوچهای که فاصله مناسبی با کوره آجرپزی داشته و زمینش استقامت ساخت و ساز و تراکم زیاد را داشته است به همین دلیل از کوچههای پرجمعیت محدوده حجت محسوب میشود.
کوچه شهید رحیمی در تقاطع با بولوار میرزاکوچکخان و در همسایگی ساختمان شهرداری منطقه5 واقع در محله حسینآباد است.
به گفته حسین دری سالارآبادی که قدیمی محله است، دورانی که این کوچه در تملک اربابها بود، به 4بلوک تقسیم شده بود. دور تا دور هر بلوک درخت توت و انگور بود و در میان این همه دار و درخت، عمارتی باشکوه قرار داشت که به باغ چهارتخته معروف بود. آن زمان شغل رعیتهای این کوچه، کشاورزی و کار در قناتهای معروفش بود.
کوچه حسینیه9(شهید حسین عباسی) از سمت بولوار مسلمشمالی۱0 به اسم کوچه شهید مهدی خوشید طوسی نامگذاری شده است. از ظرفیتهای آن میتوان به مسجد و حسینیه امام حسن مجتبی(ع) با قدمتی بیش از نیمقرن اشاره کرد؛ مسجدی وقفی که یکی از خیران و معتمدان قدیمی محله به نام حاجحسن فدویشادمهری آن را وقف کرد. پیکر مرحوم فدوی به وصیت خودش در اتاقک کنار پلههای ورودی مسجد به خاک سپرده شده است. از ویژگیهای مثبت این کوچه سرسبز و ساکت بودن آن است. علاوه بر این بهخاطر داشتن عرض مناسب، فضای پارک برای خودروها فراهم است.
کوچه شهید صادقی6 در محله آبکوه یکی از قدیمیترین کوچههای منطقه است. در گذشته این کوچه به کوچه اصلی محله آبکوه- سعدآباد معروف بود. خانههای 500متری آن اکنون یا کوچک شده و یا تخریب شده است و تنها درختان توت حیاطشان به جا مانده است. رسم نیک آن دوران جمعآوری توت و گذاشتن آن در ظرفی به همراه گلهای محمدی و بردن آن نزد همسایگان بوده است.
نزدیک به 700برگه که هر کدامشان بخشی از تاریخ مشهدقلی و حتی شهرمان است در جعبه مهمات روی هم ریخته شده است: نزدیک به 5سال است از اسناد قدیمی گرفته تا سماور و ظروف قدیمی را از پستوها و زیرزمینها جمع کردهایم. در این بین هر عکس را که از دفاع مقدس پیدا کردیم به بنیاد حفظ آثار تحویل دادیم تا اسکن کرده و از آن به عنوان تاریخ جنگ حفاظت کند. اما هنوز نتوانستهایم با کل اسناد کار خاصی انجام بدهیم. این بخشی از روایت محمود جنگی درباره هویت محله است.
کوچه شاهنامه69 که به نام خیابان ملاصدرا نامگذاری شده است معبری است در محله فردوسی که در ابتدا با بوستان بزرگ و فاخر جلوخان آرامگاه فردوسی آغاز میشود و در انتها با خرابههایی از برج و باروی توس به اتمام میرسد که در واقع ابتدا و انتهای آن با المانهای تاریخی مزین شده است. این گذر تاریخی که در جوار آرامگاه فردوسی قرار گرفته است باوجود ظرفیتهای بسیاری که دارد با کمبودهای پرشماری روبهرو است. از کوچههای خاکی که در کشمکش شهرداری و میراث فرهنگی رها شده است و دودش به چشم مردم میرود تا کمبود امکانات رفاهی، درمانی و تفریحی.
هرکس حادثهای را تعریف میکند هنوز حرفش تمام نشده دیگری حادثهای بدتر از آن را تعریف میکند که همه آنها داستان سرقت، خفتگیری و ایجاد مزاحمت برای زنان و مردان است. همه مردهای حاضر بی هیچ ابایی میگویند: «این زیرگذر اینقدر ناامن است که ما هم جرئت رد شدن از آن را نداریم چه برسد به خانمها» و مابین هر عبارتی این جمله تکرار میشود: اگر یک پل هوایی بزنند اینقدر مورد تعرض سارقان و اراذل قرار نمیگیریم.
همه خیابان آیتالله شیرازی4 را با نام چهارباغ میشناسند؛ که اولین کوچه آن به نام مؤسسش، خواجه نظامالملک طوسی وزیر سلجوقیان است.
این کوچه را نهتنها قاسمآبادیها بهویژه اهالی محله امامیه میشناسند، بلکه آوازه آن به گوش شهروندان سایر مناطق نیز رسیده است؛ کوچهای که بیشتر شهرتش را مدیون مسجد جامع و مجتمع فرهنگی امام محمد باقر(ع) است. واحدهای تجاری متعددی که حول و حوش این کوچه عریض و طویل توسعه پیدا کردهاند نیز روزانه بسیاری از اهالی قاسمآباد را به این محدوده میکشاند. یک ویژگی دیگر این کوچه خانههای یکطبقه و ویلایی فراوانی است که هنوز تبدیل به آپارتمان نشدهاند و میتوان حال و هوای دهه 60 و 70 را در آن حس کرد.
قرارگرفتن محله چهاربرج بر سر راه گردشگران داخلی و گردشگران خارجی مجموعه آرامگاه فردوسی به آن موقعیت گردشگری برجستهای داده و در سالیان اخیر به عنوان قطب گردشگری منطقه معرفی شده است.
حسن مهدوی از قدیمیهای بحرآباد میگوید: همه این خیابان ده متری باغهای مردم بود و تک و توک خانه مسکونی داشت. در دهه50 اگر اشتباه نکنم، یک آقایی که سید هم بود آمد اینجا و 3000متر زمین خرید. خیلی طول نکشید که در همان زمین یک کارخانه کمپوت راه انداخت. تعدادی کارگر از جایِ دیگر استخدام کرد و چند نفری هم از جوانهای محله برای کار رفتند آنجا. درِ این کارخانه کمپوت دقیق در حاشیه ده متری بود و همین که کارخانه راه افتاد، مردم ناخودآگاه اسم این ده متری را گذاشتند کمپوت! آدرس پستی هم که میخواستند بدهند از همین اسم استفاده میکردند.
کوچه حسینباشی، یکی از محلههای قدیمی مشهد است که از یک طرف به مطهری شمالی 7 و از سمتی دیگر به آیتالله عبادی 18 متصل است. اهالی آن، محله حسینباشی را هویت خود میدانند و به گفته خودشان به این هویت علاقه دارند. درست است که تعدادی از خانههای محله رنگ و بوی سنتی خود را از دست دادهاند و به شکل ساختمانهای امروزی درآمدهاند اما هنوز هم خانههایی با بافت قدیمی در محله یافت میشود؛ حتی هستند مغازههایی که شکل ظاهری آنها به همان صورت قدیمی با ترکیب سنتی باقی مانده است.
قدمت قلعه آبکوه طبق کتاب «روزی، روزگاری آبکوه» از علی دشتبان به ۴۰۰ سال قبل میرسد که البته عدهای از قدیمیهای محل قدمت آن را به بیش از هزار سال نسبت میدهند.قلعه قدیمی آبکوه را در ابتدا چهاربرجی مینامیدند و دلیل آن داشتن ۴ برج بلند در اطراف روستا بوده است. این قلعه شامل ۳ محدوده قلعه کهنه، آبکوه و سعدآباد بوده است. قلعه کهنه محدوده چهاربرجی قدیم است و در قسمت غرب قلعه آبکوه فعلی قرار داشته که مردم پس از خرابشدن قلعه نام آن را قلعه کهنه گذاشتند.
بعد از محله مشهدقلی، سهراه دانش پرجمعیتترین محله توس 71 تا 95 محسوب میشود که به نوعی شلوغ است. این محله بافت جمعیتی مهاجر دارد و در سالهای اخیر بر تعداد مهاجرانش افزوده شده است. این مهاجرت به دلیل وجود زمینهای بایر در انتهای سه راه دانش شکل گرفت که مردم از شهرستانهای اطراف آمدند و ساکن شدند. زمینهای خالی زیادی در این محدوده وجود داشت که برای سکونت و ایجاد کسب و کار مناسب بود و کمکم رونق گرفت.
در واقع پیش از اینکه شهرسازان مشهدی، تصمیم به آباد کردن قاسمآباد بگیرند، اینجا منطقهای به نسبت آباد بوده و به قول معروف برای خودش کیا و بیایی داشته است. شاهد مثال اینکه در قاسمآباد زندگی جریان داشته و روستایی آباد بوده است، نوشتههایی از ناصرالدین شاه قاجار و ادوارد ادنوان ایرلندی وجود دارد که هر دو حول و حوش صد و اندی سال پیش گذرشان به اینجا افتاده است.
خانهموزه حکام در خانه داروغه بعد از اعلام رسمی ستاد مبارزه با ویروس کرونا درباره بازگشایی مکانهای تفریحی و گردشگری افتتاح خواهد شد.