بولوار وحدت حدفاصل پنجراه پایین خیابان و چهارراه مقدم طبرسی است که نام هر دو مکان تغییر کرده و به میدان شهدای مسجدگوهرشاد و میدان شهدای گمنام نامگذاری شده است. نام بولوار وحدت نیز پس از انقلاب و احتمالا به سبب وجود مسجد اهل تسنن در وحدت ۱۲ و محله رضائیه بر این بولوار نهاده شده است. در گذشته در محل این بولوار دیوار شرقی شهر مشهد قرار داشته است که به آن «بهره» میگفتند.
خیابان عامل15 که در گذشته به خیابان منوچهری شهرت داشت یکی از قدیمیترین خیابانهای محله عامل است. وجود خانههایی با بافت خشت و گلی نشاندهنده قدمت 150ساله این خیابان است. ساکنانش بیشتر از طبقه متوسط شهری و صنعتگر هستند. با توجه به قدمت بالای این خیابان خانوادههای قدیمی برای چندمین نسل در آن ساکن هستند و با وجود همه تغییرات و گسترش آن اصالتشان را حفظ کردهاند.
از مهمترین وقایع مبارزاتی شهید هاشمینژاد میتوان به سخنرانیهای افشاگرانه او در مسجد فیل با مستمعین حدود 6 تا 8 هزار نفری در 21 مهر سال 42 اشاره کرد که به انتقاد شدید از دولت وقت پرداخت و به خیمهشببازی انجمنهای ایالتی و ولایتی، سخت اعتراض کرد.
در سال 1263 خورشیدی اما به عنوان پزشک ارتش با یک هنگ، مأمور خراسان شده و دو سال بعد، به دلیل درمان همسر «میرزا محمدتقی خان رکن الدوله» والی و حاکم خراسان و تولیت آستان قدس رضوی، برای سپاسگزاری، یک عبا و قرآن به عنوان هدیه دریافت می کند و چندی بعد نیز او را به ریاست دارالشفای آستان قدس منصوب میکنند و این آغاز راهی 47ساله میشود برای معالجه بیماران و تدریس طب در مشهد.
خیابان آموزگار شهید رجائی38 جزو اولین معابر محله دانشجو بوده است که 25سال قبل ساخت و ساز در آن آغاز شده است و شکل مسکونی به خود گرفته است. این معبر که به معلم53 هم متصل است به نام قائم مقام فراهانی نامگذاری شده است و 2مدرسه پیشدبستانی و دبستان نابینایان امام علی(ع) و هنرستان ناشنوایان حضرت زهرا(س) را در خود جای داده است و این کوچه را تبدیل به مرکز آموزش استثنایی منطقه کرده است.
حمام حاج نوروز 150سال قبل بهدست حاجنوروز در کوچه انتهایی گنبدخشتی ساخته شد و نامش نشست روی همان کوچه. مسگرها در همسایگی حمام، آبانبار و دهها دکان داشتند.امروز دیگر خبری از پیآب مسگرها نیست و از حمام که تا سال1380 بههمت نوههای حاجنوروز اداره میشد، جز تکهزمین خاکی محصورشده میان ورقهای گالوانیزه چیزی باقی نمانده است.
از در چوبی مسجد که وارد بخش مردانه بشوید، دیوار روبهرو توجه شما را به خود جلب میکند؛ طراحی مواج پرچم سهرنگ ایران که در دوسوی نشان الله، تمثال شهدا خودنمایی میکند. المان پلاکی که از بالای پرچم آویزان است، غرفههای سبزرنگ که با یادگاریهای شهدای محله تزیین شده است، چفیه، کلاه، خودکار و گاه دفترچهای با کاغذهای کاهی که نشانی از کهنگی دارد، همه آن چیزی است که در موزه یادمانهای شهدای مسجد فقیه سبزواری جانمایی شده است، با یادگاریهایی از اولین شهید محله طلاب و ...
کوچههای تو در تو که جابهجا درختهای توت قدیمی از دیوار خانههایش به بیرون سرک کشیدهاند، با جویهایی در وسط و زنان کوچهنشینی که صحبتهای گل انداختهشان با عبور هر غریبهای لحظهای متوقف میشود و لختی بعد دوباره از سر گرفته میشود، مشخصترین ویژگی بیشتر کوچههای محله ریشهدار خاتمالانبیا(ص) در حاشیه جاده قدیم قوچان است. کوچه امام زمان(عج)2 در ابتدای خیابان امام زمان(عج) یکی از پررفتوآمدترین این کوچههاست.
خیابان جهانآرا12 یکی از معابر پرتردد در محله بهشتی است که با وجود فرعی بودن آن، روزانه خودروهای زیادی در آن تردد دارند. این معبر که به گفته اهالی بعد از انقلاب آسفالت شده و کم کم شکل گرفته است، هنوز صفا و صمیمیت گذشته را دارد و اهالی یکدیگر را میشناسند و هوای هم را دارند. درست مانند روزگاری که با هم جمع میشدند تا بروند و از منبع آب ابتدای بولوار فعلی شهیدان خلیلی آب بردارند .
در قدیمیترین سندهای موجود آمده است؛ باتوجه به افزایش وقف زمین و مزارع در اوایل دوره صفوی و شکل گرفتن ادارات مختلف و منظم، برای روغنگیری هم ادارهای شکل گرفت. این اداره با نام عصارخانه سال 1011هجریقمری در آستانقدس رضوی شکل گرفت و ریاستش به خواجه درویشعلی عصار سپرده شد.
جعفر نقیبی یکی از پسران روحانی خوشنام محله نوغان بود. مادرش خانهدار بود و از نظر کدبانویی برای زنان اهل محل نمونه و الگو بود. پدرش روحانی مسجد تپلمحله بود. از همان سنین جوانی که مردم او را در کوچه و خیابان میدیدند، بسیار محجوب و سر به زیر بود.
وقتی در رشته طبابت قبول شد و درسش را تا گرفتن مدرک ادامه داد، به گفته مردم نه خودش را گرفت و نه سلام کسی را بیجواب گذاشت
خیابان سعدی در گذشته پاتوق کاروانسراهای چوب بود. بیشتر خانههای قدیمی با چوب ساخته میشد، مردم چوبهای مورد نیازشان را از این خیابان میخریدند، اما از زمانی که تلویزیون به بازار آمد، این خیابان کمکم محل فروش لوازم صوتی و تصویری شد.
کوچه شهید آوینی 43 (شهید صادق حسین پورعلوی) مدتها مرز منطقه شهری و روستایی بوده است. سمت چپ این خیابان از سمت بولوار آوینی، زمین کشاورزی و زمینهای بایر بوده است، اما در سمت راست اهالی قدیمی با بیشتر از 30سال سکونت دارند. قدیمیها میگویند که این کوچه به کوی امام خمینی(ره)معروف بوده و حکایت از علاقه زیاد مردم به امام خمینی(ره) داشته است. از دیگر ویژگیهای قدیم کوچه، وجود چند مرغداری بوده است که با پیگیری اهالی یکی یکی جمع میشوند. یکی مخروبه و دیگری بوستان گلشن شده است و سومی هم انبار شده است.
اعلان فروش خانه تاریخی سالاری بر سردرِ این بنای 100 ساله -و البته ثبتی در پشت باغ نادری مشهد- نصب شده است و سایه تخریب بر سر یکی از خاص ترین بناهای تاریخی مشهد (از نظر نوع معماری سردر) سنگینی می کند و میراث دوستان مشهدی نگران اند که نکند این خانه هم به بلایی که بر سر خانه های حناساب و کوزه کنانی و سایر بناهای تاریخ آمد دچار شود.
کوچه شهیدصادقی 2/15 یکی از کوچههای اصلی محله آبکوه محسوب میشود و رفتوآمد در آن زیاد است. اهالی این کوچه در گذشتههای خیلی دور شاهد عبور حیواناتی مانند شتر، الاغ و... بودند که راکبانش برای کار از این معبر گذر میکردند. سالهاست که همه چیز نوین شده اما هنوز هم رفاقتها و دورهمیهای اهالی برقرار است. هنوز میشود سبزیپاککردن بانوان و نذریدادن را در این کوچه دید.
بیمارستان دکتر حجازی، مرکزی ابدی برای نگهداری بیماران روانی با زور دارو نیست. امروز در این بیمارستان، مجال بیشتری به بیماران روانی میدهند و برای درمانشان از هنر و مشغولیتهای روزمرهای که جنبه هنری دارد (خیاطی، گلسازی و مجسمهسازی) بهره میبرند. برای بیماران ورزش صبحگاهی راه انداخته و هنوز چندی نگذشته که آمارها نشان میدهد روال سازگاری بیماران تسریع شده است.
سجادیه7 که به نام «گلها» نامگذاری شده است خیابانی عریض است با بناهای نوساز، آسفالت یکدست و بیچالهچوله، بوستانهای محلی تزیین شده با چمن و گلهای فصلی، آرام و نزدیک به بازار تجاری محله. در واقع هرآنچه برای یک زندگی آرام و بدون دغدغه احتیاج است در خیابان گلها یافت میشود. محدودهای دنج از محله جاهدشهر که یک سالن ورزشی سرپوشیده، تنها کتابخانه منطقه12، مرکز بهداشت و فضاهای سبز و رفاهی و آموزشی متعددی را در خود جای داده است.
کوچه شوکتالدوله که به موازات خیابان خسروینو (شهیداندرزگو)، مسیری برای رسیدن به حرم مطهر است، روزگاری در قرق امیراسدالله خان، فرزندان و خاندانش بود.
«قدر زر زرگر شناسند، قدر گوهر گوهری» این ضرب المثل معروف، حکایت محمدتقی صفار است که ۹۰۰ سکه تاریخی و باارزشش را به موزه حرم امام رضا (ع) اهدا کرده است. وقتی که بگوییم صفار کارشناس باستانشناسی است، ربط این ضربالمثل به او را بیشتر درک میکنید. این کارشناس ۳۵ سال از عمرش را برای یافتن هرکدام از سکههای مجموعهاش در سفر یا در بازارچههای قدیمی سکه و طلا گذرانده است. سکههایی که هرکدام روند تحول سکه را در دورانها و حکومتهای مختلف روایت میکنند.
صفار از تمامی ادوار تاریخی ایران و از تمام شاهانی که بر ایران حکومت کردهاند سکهای در مجموعهاش دارد. بهطور کلی مجموعه سکههای اهدایی او در فاصله زمانی ۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۱۶۱ قمری ضرب شدهاند. سکههایی که جمعآوری و اهدایشان به حرم مطهر رضوی داستان زیبایی دارد.
مرحوم دکتر محمدتقی صراف سال ۱۳۰۷ در خانوادهای مذهبی در شهر یزد متولد شد. او میگفت: «اولین جرقههای پزشکشدنم در همان دوران کودکی زده شد. کودک بودم که برادرم به دلیل ابتلا به بیماری دیفتری فوت کرد. آنزمان هنوز علم پزشکی این قدر پیشرفت نکرده بود تا بیماریها به کمک واکسن درمان شوند. فوت برادرم تأثیر بسیاری روی اعضای خانواده از جمله پدرم گذاشت. او همواره به من تأکید میکرد؛ درست را بخوان و دکتر بشو تا کودکی به خاطر بیماری فوت نکند.