خیابان طبرسی ۶۵ که به خیابان میثم ۲۰ ختم میشود، به خیابان تخمه داغ معروف است. دلیلش جانمایی چندفروشگاه بزرگ است که در کار آجیل هستند و در شهر بهنام و معروف.
خیابان ابوذر غفاری 7/ 37 به نام شهید هادی اسلامی مزین شده است تا چندی پیش به نام خیابان شهید اسدی31 بود. بههمین خاطر است که هنوز برخی این معبر را به نام قدیمیاش میشناسند. این خیابان از یکسو به بوستان کوهسنگی و مجتمع مهر و از سمت دیگر به خیابان ناصرخسرو23منتهی میشود.
در همه روستاها که نه، اما خوش اقبال اگر باشید، لابه لای تودرتوی ته خانه های قدیمی و تاریک بعضی خانه های روستایی هنوز رد و اثری از کندوها پیدا می شود، گندم دان های خمره ای یا دوکی شکل از گل رس که گاهی تا 2 متر هم قد کشیده اند و آن زمانی که تنور خانه های روستا زودبه زود گرم می شد، یکسره پر و خالی می شدند. از همین رو هم شاید بشود کندوها یا ابزارهای مشابه انبار خانگی گندم را هم عمر تنورها یا به تعبیر دیگر هم عمر زندگی جامعه کشاورزی دانست.
بیشترین شهرت خیابان سرو به سکونت خانواده سردار شهید ولیالله چراغچی در یکی از کوچههای فرعی این خیابان است. به همین دلیل نیز یکی از خیابانهای کناری به نام این سردار نامگذاری شده است. به غیر از خانواده شهید چراغچی خانوادههای شهدای دیگری نیز در این خیابان زندگی میکنند. کوچه صارمی 49 که از سوی دیگر به وکیلآباد 36 میرسد، با نام «سرو» شناخته میشود.
کوچه سبحان23 که به نام شهید «محمود خوشظاهر» نامیده شده درختان قدیمیای دارد، داخل کوچه که میشویم گنجشکها و قمریهای روی درختان یک لحظه از خواندن دست نمیکشند.
منظره ابتدای کوچه کرامت در میدان کوچکی خلاصه میشود که تنها تزیین آن، درختچه ای خشک و بیبر در وسط آن است. بعد از آن از یک سو ردیف به ردیف منازل مسکونی ریزدانه قرار دارد و جایی برای تردد خودرو نیست. ابتدای کوچه کرامت به سبب وجود این خانههای در هم تنیده حالت بن بست به خود گرفته است اما از طرف مقابل آن تا میدان کرامت و جمعه بازار قدیم، خیابانها عریض است. پارکهای خطی و وجود مشاغل صنعتی آشکار و پنهان در کوچه پس کوچههای کوچه کرامت به این محدوده محله ثامن واقع در منطقه 5 بافتی صنعتی داده است.
کوچه شافعی9 در بولوار توس55قرار دارد. این کوچه که در گذشته به کوچه مسجد معروف بوده است از گذشتههای خیلی دور، داخل بافت قدیمی روستای مهدیآباد قرار داشته است. بیشتر ساکنان این کوچه از کشاورزان قدیمی هستند. بعد از الحاق محله به شهر، این کوچه توسط شهرداری به نام کوچه شهید محمدباقر ترک نامگذاری شده است. درخت توت تناوری در این معبر هست که به عقیده اهالی بیش از 300سال قدمت دارد. این درخت تنها بازمانده درختان توت قدیمی است.
علی طهماسبی و ناصر بلوکینژاد با هم شریک هستند و حالوروز کاسبیشان هیچ خوب نیست، حتی اجاره چندمیلیونی مغازهشان را هم بهسختی درمیآورند. با همه اینها، طهماسبی میگوید چارهای جزادامه دادن ندارند. میگوید هر کارگاهی حدود 10هزار متر سنگ دارد که اگر تعطیل کند، باید برای انبار آنها باز جایی را اجاره کند، پس بهناچار همینجا میماند؛ بهخاطر خرابی بازار، من و همکارانم سنگها را زیر قیمت بازار میفروشیم تا جوابگوی چهار تا چک و سفته بازار باشیم.
کوچه بوستان14 یکی از معابر محله جاهدشهر است که به نسبت سایر معابر منطقه امکانات زیربنایی بهتری دارد، از مدرسه و فضای سبز و تجاری محله پررفت و آمد گرفته تا ایستگاه آتشنشانی و فروشگاه «شهر ما» و مجموعه ورزشی روباز دردسترس اهالی است.
روزگاری تمام محله جاهدشهر فقط از چند ده خانواده کارمندان جهادسازندگی تشکیل شده بود که علاوهبر آبادانی روستاها، سازندگی محله و شهرشان را هم برعهده گرفته بودند.
حدود یک قرن پیش پشت برج و باروی دروازه نوغان، رودی خروشان بود که اگر کسی از روی آن رد میشد، دریادل میخواندندش. بخشی از این رود در محدوده کنونی خیابان شهیدمحسن کاشانی بود. به همین دلیل نام قدیم این خیابان دریادل بود تا اینکه 40سال پیش بهدلیل رشادت جوان مشهدی در کشتن استاندار همدان و همراهانش (19آذر1357) به نام شهیدمحسن کاشانی شد.
از یک طرف میشود کوچه «استاد یوسفی 15» و از سمت دیگر «شریعتی 29»، اما به 16متری عدالت معروف است. اهالی میگویند آن اوایل که این خیابان هنوز اسمی نداشت، آقایی به نام «دانش عدالت» که از اولین ساکنان این خیابان بود، همه کارهای محله را رسیدگی میکرد. یکجور ریشسفید محله به حساب میآمد. بازنشسته ارتش بود و با تلاشهای او خیابان اصلی و میلانهایش آسفالت شدند. در کل آدم خیرخواهی بود و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی زیادی را در محله رهبری میکرد.
کوچه شهید بهشتی48 به نام شهید شهرام رمضانزاده نغندر و آخرین معبر در خیابان شهید دکتر بهشتی است که با معابر اطرافش متفاوت است. به این صورت که مقابل آن پارکینگی برای خودروهاست و پس از تغییرات اطراف کوهسنگی، تنها بناهای باقیمانده در این کوچه،مقبره میرزا ابراهیم رضوی، حسینیه نامقیهای مقیم مشهد و دو مدرسه است.
کوچه شهید صادقی9 در محله گوهرشاد قرار دارد و به اسم «رز» نامگذاری شده است. این کوچه به دلیل وجود مدرسه قرآن، مدرسه استقلال، دبیرستان دخترانه سیدجعفر مرتضوی و همچنین اداره آموزشوپرورش ناحیه4 مشهد میزبان دانشآموزان و فرهنگیان بسیاری است. درمانگاه شبانهروزی شرکت نفت نیز در افزایش میزان رفتوآمد شهروندان در این معبر تأثیر گذاشته است.آنچه موجب نارضایتی ساکنان و کسبه شده است نبود جای پارک برای خودروهاست.
کوچه بوستان27 بخشی از محله قدیمی جاهدشهر است که برخی از اولینهای منطقه12 را درخود جای داده و میزبان اولین دبستان، پیشدبستانی و اولین سالن ورزشی محله جاهدشهر و منطقه12 به شمار میآید. اهالی این کوچه و کوچههای اطراف عموما از افرادی هستند که سابقه دودهه سکونت در محله جاهدشهر را دارند و از جهادیهای قدیم محسوب میشوند که با کمک یکدیگر محله را ساختند و آباد کردند و حالا به خاطرات 20سال تلاش خود افتخار میکنند.
وارد خیابان امیریه۳۱ که میشویم ۲۴مجتمع مسکونی در هر دو ضلع شرقی و غربی به چشم میخورد. آرمان قدیمیترین مجتمع مسکونی خیابان امیریه۳۱ است که ساخت آن به اواخر دهه۷۰ برمیگردد.
وجود مسجد رضوی در ابتدای کوچه، آن را به محوریترین معبردر خیابان پیروزی6 تبدیل کرده است که به نام شهید محسن نوکاریزی نامگذاری شده است. این مسجد پاتوق فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و مذهبی اهالی است. قدیمیها میگویند اولین مالکان خانههای این حوالی، کارمندان آستان قدس رضوی بودند که قبل از انقلاب اسلامی در دهه50 شمسی زمینهایی را از این آستان در قطعات 500متری برای ساخت خانه تحویل گرفتند و ساختند. حالا کمتر اثری از آن خانههای 500متری ویلایی در این خیابان مانده است.
حامد طاهری موسیقی را با سنتور شروع کرد و بعد از 5سال به عنوان ساز دوم و سوم، سه تار و سازهای کوبه ای تنبک و دف را انتخاب کرد. او میگوید: رشته دانشگاهی من فناوری اطلاعات بود و در دانشگاه هم رتبه الف داشتم. پس موسیقی خلاف تصور بسیاری از خانواده ها مانعی برای درس خواندن نیست بلکه می تواند یک آموزش پایه برای هر فرد باشد. من معتقدم ریتم ملودی بخشی از زندگی ماست.
یکی از مکانهایی که از حدود دو هفته مانده به «شب یلدا» مملو از جمعیت میشود، بازار گل فتحآباد در کوی امیرالمونین است.
وقتی وارد بازار میشوم، دسته دسته آدم را میبینم که در حال خرید هستند و با بستههای خرید خود به مغازههای دیگر سرک میکشند که مبادا چیزی را از قلم انداخته باشند. صاحبان فروشگاهها و مغازهداران هم چیزی کم نگذاشتهاند و آنچنان مغازهها و جلوی در آنها را آراسته و تزئین کردهاند، که زرق و برق آن هر بینندهای را جذب میکند و حتی اگر کسی هم قصد خرید آنچنانی نداشته باشد، شیفته این رنگ و لعاب میشود و حداقل دقایقی را مات و مبهوت به تماشا کردن میایستد.
برای شنیدن خاطرات و آداب و رسوم شب چله میهمان خانه «رجب کریمی طرقی» شدیم و حال و هوای خانه، ما را به روزگار قدیم برد. کرسی که روی آن لحافی با زمینه قرمز و آبی پهن شده، دور تا دور کرسی کناره برای نشستن است، روی کرسی مجمعه قدیمی به رسم گذشتگان گذاشته شده و چراغ گردسوزی هست که بوی نفتش به مشام میرسد.
یهودیها بناهای زیادی را در کوچهپسکوچههای محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شدهاند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را بهدوش میکشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که بهگفته قدیمیهای محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها بهسوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودیها حق استفاده از آن را داشتند.