از چهارراه خسروی که به سمت گنبدسبز میآییم سومین کوچه آخوند خراسانی5، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمدرواقی است که انتهای آن به دیالمه3 ختم میشود. این کوچه از ضلع جنوب غربی خیابان آخوند خراسانی منشعب شده و عرض آن 2متر است. در این کوچه حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است. در قدیم قبل از احداث خیابان خاکی این کوچه امتداد داشته و تا بازار بزرگ نزدیک حرم ادامه داشته است.
آن زمان امیرعلیشیرنوایی تصمیم میگیرد آب چشمه گلسب را که حالا ما بهنام «چشمه گیلاس» میشناسیم، به مشهد منتقل کند؛ چشمهای جوشان که در سهفرسنگی مغرب شهر تابران توس قرار داشته و یکی از چند چشمه پرآب و مشهور ولایت توس در آن زمان بوده است و تا پیش از خرابی و ویرانی نهایی تابران در سده نهم، تأمین عمده آب شهر برعهدهاش بوده است. امیر همتش را بر انتقال این آب میگذارد تا یکی از مشکلات اساسی مشهدیهای آن زمان را رفع کند.
با یک جستوجوی کوتاه میفهمیم که این روستای خوشنام هنوز در میان سایتهای گردشگری جایگاه دارد. در جستوجوهای اینترنتی نوشته شده چشمهاش همیشه خروشان است، اما کسی از وضعیت کنونی آن خبر ندارد. خاطرات و تصویر خوبی که در حافظه تاریخی مشهدیها از چشمهگیلاس وجود دارد، میتواند روزی پای آنها را به آنجا باز کند، اما وقتی به مقصد برسند، با چه تصویری روبهرو میشوند؟ قرار است آن تصویر تاریخی زنده شود یا همانجا در خاطرات دفن میشود؟
خیابان ارشاد در محلهای به همین نام واقع شده و از یک سمت به خیام جنوبی و از سمت دیگر به خیابان شهید صادقی منتهی شده است. این محدوده به دلیل داشتن فضایسبز و همچنین وجود ارگانهای دولتی یکی از خیابانهای شناختهشده شهر محسوب میشود. محوطههای 512دستگاه و 600دستگاه و 2بوستان «مهر» و «ماه» فضایی برای استفاده از وسایل ورزشی، تفریح و حتی عکس گرفتن بهویژه در فصل خزان برای شهروندان مهیا کرده است.
خیابان معلم26 از معابر فرعی بولوار معلم است که شهروندان زیادی در آن تردد دارند. این معبر جزو معدود معابر فرعی بین بولوارهای فرهنگ و معلم است که از 2طرف بازگشایی شده است و این 2بولوار را به یکدیگر متصل میکند.
از کوچه پرشوکت جوادیه که روزگاری در هیاهوی دانشآموزان نمونه مدرسه جوادیه غرق میشد، چند کاسبکار و مسجد معروفش باقی مانده و البته بنای جوادیه که اکنون از کاربری خود یعنی مدرسه خارج شده و به خانه زائر تبدیل شده است.
وقتی در کوچه پس کوچههای شهر راه میروید خانههای قدیمی با معماریهای خاصش را میبینید که آجرها و کاشیکاریهایش بیانگر دوران معماری قدیمیاش است، اما در همین کوچه پس کوچهها هستند خانههایی که در پشت درهای فلزی پنهان شدهاند و هیچ نشانی از قدیمی بودنشان ندارند. یکی از همین خانهها واقع در سرشور33 با نام خانه شاملو است که ساکنان این خانه (خانواده ابوالقاسم شاملو منتظر مَقدَم) مدعی است نسل هفتم شاملوها هستند و این ملک وقف اولاد است و نسل اندر نسل در بین آنها چرخیده است.
علی اکبر ایماندوست که رفیق گرمابه و گلستان علما و مداحان زیادی بود با حساب و کتاب پایه یک روضه را در عصرهای جمعه گذاشت که تاکنون ادامه یافته است. بزرگ خاندانِ ایماندوست غرق در روضه بود و انگار برای این کار نفس میکشید. حتی خانهاش را برای زندگی نساخت بلکه دیوارهای آن را جوری بالا برد که بشود در آن یک مجلس خوب برای ابا عبدا...(ع) برپا کرد. پیرمرد سال 83 بساط روضهاش را برای فرزندان گذاشت و از دنیا رفت، ولی بچهها پرچم روضهداری را زمین نگذاشتند.
قدیمها جایی که در حال حاضر کوچه سرافرازان۱۳ و کوچههای حوالی آن قرار دارند، کورههای گچپزی بود. گاریها بارشان را پر گچ میکردند و به خانههای در حال ساخت در کل شهر میبردند. حالا دیگر خبری از آن کورهها نیست و سرافرازان13 محل تردد بسیاری شهروندان حتی از دیگر محلههاست. در انتهای این کوچه میتوان تصویر کوه را دید و یک مجتمع بزرگ تفریحی که روی کوه جاخوش کرده است.
سند روضهشان را از زمان منشی بمرودی دارند تا ادعای 250 ساله بودن روضهشان مستند باشد. حالا ما با یک روضه روبهروییم و سه نسل. روضهای که از نسل منشی بمرودی به پسرانش در نسلهای بعدی رسیده است و سپس از سال 54 توسط محمدعلی دانش همراه با هجرت تعداد زیادی از بمرودیها به مشهد آورده شد و حالا با نظارت خودش به دست نوههایش اداره میشود. حضور نسل جوان و نوجوان در کنار بزرگترها، راز ماندگاری این میراث ارزشمند است که امید حفظش را برای بزرگان خاندان دانش دوچندان میکند.
خیابان جهاد حد فاصل چهارراه بیسیم تا انتهای خیابان دانش است. این خیابان در نقشه سال 1333با نام خیابان دوچرخه ثبت شده است و تاریخچهای بس قدیمی دارد. در گذشته کسانی که تمایل به یادگیری دوچرخه سواری داشتند به آنجا میرفتند و آموزش میدیدند.
روستای بحرآباد یا آنچنانکه بومیهای قدیمی آن میگویند «بهرآباد» یا «بهارآباد»- وجه تسمیه آن به علت آب و هوای خوش و قناتهای متعددی بوده که داشته است- یکی از همان روستاها بود که اربابش، محمد حبیباللهی، توانست قبل از انقلاب سفید شاه تمام 1100 هکتار «بهرآباد» را قطعهبندی و از اصلاحات ارضی حفظ کند. حبیباللهی از اولاد حاج میرزا حبیبا... مجتهد معروف خراسانی و از رهبران دینی معروف مشهد در عصر مشروطه بود.
بنیاد که زمینها را بین جانبازان تقسیم کرد، دو تا راه جلوی ما گذاشت، گفت یا خودتان بروید زمینها را تقسیم کنید و سهم همدیگر را بخرید و بسازید، یا اینکه کار ساختوساز را به من واگذار کنید. آن خانههای دو طبقه آجرسفال که هنوز تعدادیشان باقی مانده همانهایی است که بنیاد ساخت و تحویل جانبازان داد. تعدادمان خیلی زیاد نبود و نهایت 2000-1000نفر بیشتر نبودیم. در هرکوچهای به زحمت یکی دو خانه ساخته شده بود و اینجا خلوتِ خلوت بود. پرنده پَر نمیزد.
بولوار شهید آوینی مسیر اصلی دسترسی شهروندان ساکن محدوده گلشهر به دیگر نقاط شهر و بهعکس است. در ابتدای این بولوار خیابان آوینی5 قرار دارد. این خیابان روبهروی کلانتری انتظامی گلشهر و در جوار بوستان آلالههاست. انتهای آن به خیابان گلریز گلشهر میرسد که در گذشته به عنوان قلعه کهنه گلشور یا گلشن شناخته میشده است.
۷مهر ۱۳۶۰ به دنبال سقوط هواپیمای سی -۱۳۰ ارتش در منطقه کهریزک تهران پنج تن از فرماندهان نظامی کشور سرلشکر ولیا... فلاحی، جانشین رئیس ستاد ارتش، یوسف کلاهدوز قائم مقام سپاه، سید موسی نامجو وزیر دفاع، جواد فکوری مشاور جانشین ستاد ارتش و محمد جهانآرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر به شهادت رسیدند. این حادثه در پی موفقیت عملیات ثامنالائمه (ع) و شکست حصر آبادان به وقوع پیوست، زمانی که فرماندهان نظامی برای ارائه گزارش این پیروزی به امام(ره)، عازم تهران بودند. چند سال پس از آن بود که به یادبود شهید کلاهدوز اسم خیابانی فرعی از احمدآباد را به نام شهید کلاهدوز گذاشتند.
هنوز هم بافت شیرین و دلچسبی دارد؛ محدودهای که در همسایگی حرم مطهر است. قدمزدن و راهرفتن کنار آدمهایش حس مطبوعی در رگهای آدم میدواند، حتی در گرمای تیز تیرماه؛ کوچههایی پر از قصههای واقعی ریز و درشت.روایت ما درباره کوچه شیرازی19 است که به کوچه ثبت معروف است و داستانهای جالبتر از این دارد. نقل است 3خاندان مشهور ساکن آن بودهاند؛ خاندانهای امیرعلی میرنقیب و عمید صفوی و تقی بینش، سرکشیک حرم که اسم و رسمی برای خودش داشت و همچنین نویسنده مقالات مجله دهه1300 با نام «فرهنگ خراسان» بود.
خیابان وحید9 بهدلیل وجود مدارس و پژوهشسرای ابوریحان، از همان گذشته به چهارراه مدرسهها معروف بوده و هست. چهارراه مدرسهها یک ویژگی دیگر هم دارد و آن وجود بازار سمساریهاست که به قول کسبه از دهه70 پا گرفته است و بیش از دهها مغازه را شامل میشود. در کنار همه اینها بنگاههای اتومبیل آن را شلوغ کرده است. این خیابان وصل به میدان عسکریه میشود که قدیم به نام شیر محمد معروف بوده است.
از محله عیدگاه که روزگاری دروازههایش به روی تجار راه ابریشم باز بود و کاروانسراهای آن بسیار پررونق بودند و از ٨ آبانبار، ٢مدرسه، ١٦مسجد، ١٧تکیه، ٩کاروانسرا و تیمچه، ٧حمام، ٢٨کارخانه شعربافی و ١٤باغ، حالا یک راسته خیابان باقی مانده است و چند یادگار مخروبه. از قدیمیهای عیدگاه فقط بامشکی، عابدیان و جلالیان هنوز هم در محل هستند.
حاجمحمود قنادطوسی بهواسطه شغل پدرش سر از شیرینی و شکلات درآورد، در جوانی خودش یکپا قناد شد و تا آخرین لحظه عمرش قنادیاش را اداره کرد. حاجمحمود در سالهای فعالیتش خدمات بسیار ارزندهای انجام داد. یکی از این خدمات ابداع شیرینی «عسلی مربایی» در کشور بود. این پیشکسوت قنادان مشهد در دوم تیرماه 1400خورشیدی در 94سالگی درگذشت.
در گذشته نهچنداندور، بیشتر کسانی که این دیگهای سنگی یا هرکاره را میساختند، اهل نوغان بودند.
کارگرها با بیل و کلنگ بهسختی سنگهای کوهسنگی را استخراج میکردند و آنها را به کارگاههای سنگتراشی و هرکارهسازی در نوغان میآوردند. شاید الان دیگر خبری از این کارگاههای تولیدی نباشد، اما هنوز هم مغازههای صنایعدستی در محله نوغان قرار دارند که دیگهای سنگی را به زائر و مجاور میفروشند