هویت - صفحه 90

سال 1359مردم در این کوچه ساکن شدند. سال‌ها پیش از حضور مردم یک درخت توت در آن، جا خوش کرده بود و کوچه به درخت قدیمی‌اش شهرت داشت. چیزی نگذشت که با شروع جنگ، جوان‌های محله راهی جبهه شدند. در کوچه درخت توت نیز 2جوان شهید شدند. نام یکی از آن‌ها روی این کوچه گذاشته شد. شهید هادی چوپان بین 5برادرش به جبهه رفت و در 17سالگی به شهادت رسید.
حاجی حسین‌زاده اولین شعبه نفت را در انتهایی‌ترین نقطه پنجتن راه‌اندازی کرد. شعبه‌ای که هنوز هم هست، اما کاربرد آن سال‌ها را ندارد. فضا به همان شکل و شمایل مانده است؛ محوطه‌ای بزرگ که بخشی از آن شنی است و کنارش مخازنی برای نگهداری سوخت گذاشته بودند و نفت‌ها را داخل آن خالی می‌کردند. منبعی بزرگ وسط محوط بود که داخلش سوخت ذخیره می‌شد و کنارش کسانی بودند که نفت را به دست متقاضیان می‌دادند.
خیابان شاهنامه18، از معابر اصلی و پرتردد محله کلاته‌برفی است. این معبر شهری از سال‌ها پیش میزبان هم‌وطنان ما از استان سیستان و بلوچستان است و بیش از 5هزار شهروند بلوچ در کنار ساکنان قدیمی این خیابان روزگار می‌گذرانند. انتهای این معبر شهری که «آریا» نام‌گذاری شده است مرکز ساخت باغ‌ویلاها شده است که مشکلات بسیاری از جمله ترافیک زیاد و افزایش تصادفات را برای ساکنان محله به وجود آورده است.
کوچه آیت‌الله شیرازی3 در گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده و دیگر خبری از خانه‌های مسکونی و مغازه‌های قدیمی درآن نیست، تنها بازمانده این کوچه مسجدی است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و همه کسبه و اهالی قدیمی، کوچه را به نام امام‌جماعت آن «ملاهاشم» که فرد خیری بود ‌‌‌می شناسند.
اسم ماشاءالله رضایی به میان آمد، مردی که هرجا در توانش بود همراه مرادش بود تا بیاموزد و همراهی کند. رمضان زاده، پارچه فروش کاشمری، بارها و بارها در سفرهایش به مشهد او را دیده بود. او می گفت: «همه کارهای حاج آقا را در مشهد ایشان انجام می داد. خودش و خانمش در خدمت شیخ واله بودند. از نظافت منزل تا شست وشوی لباس هایشان را انجام می دادند. شاید 10 سال یا بیشتر آب خوردن را از یکی از قنات های دهات سمت فردوسی برای ایشان می آورد. خیلی ارادت داشت به حاج آقا.» این رفتارها برای ما حرف است ولی رضایی آن را زندگی کرده است!
حدود سال 50 خانواده امینیان هم به مشهد مهاجرت می کنند تا دعای شب های جمعه شان از کاشمر به مشهد منتقل شود: «ما بیشتر ایشان را در جلسات می دیدیم. حاج آقا دوست داشتنی بود. اهل تعارف نبود ولی اهل مراعات بود. کتابخانه ای داشت که گوشه شیشه اش شکسته بود. یک پرنده بالای کتاب ها لانه کرده بود. بچه ها تصمیم داشتند شیشه را عوض کنند ولی چون راه پرنده مسدود می شد حاج آقا گفت حق ندارید دست بزنید. او عالمی بود که عظمت خلقت را در آن پرنده می دید و حیات را حق او می دانست.»
شیخ محمد واله از خطیبان و محدثان بزرگ معاصر حوزه علمیه مشهد محسوب می شود و دروس و جلسات درس اخلاق او در مدرسه سعادت و سلیمانیه و برخی منازل مؤمنان مشهد مثال زدنی بود و در آن یاد علمای بزرگ شیعه را مانند آیات عظام میرزا جواد آقا تهرانی خوانساری یا کوهستانی و مانندشان را گرامی می داشت و از محاسن اخلاقشان سخن ها داشت.
باغ زیبای وکیل‌آباد را به‌جرئت می‌توان از منحصربه فردترین نقاط گردشگری مشهد دانست. در کنار تمام جاذبه‌های قابل ذکر آن شامل فضای سبز کم‌نظیر و گونه‌های گیاهی و جانوری مختلف، استخرها و عمارت‌های قدیمی و قنات آن، باید به محل قرارگرفتن این باغ و وضعیت توپوگرافی‌اش و به‌تبع این دو، عبور رودخانه‌ای از میان آن اشاره کرد. این رودخانه که در این قسمت به «رودخانه وکیل‌آباد» شهرت دارد از مازاد آب بند گلستان در بالادست خود آب‌گیری کرده و درواقع ادامه رودخانه گلستان است.
زن اهل اینجا نیست ولی خانه فدوی را می شناسد. یک «یا حسین» روی دیوار مطمئنمان می کند که باید در همین خانه را محکم بکوبیم. در زدن حاصلی ندارد جز هجوم سؤال های متوالی در ذهنمان که همسایه ای از راه می رسد! این بار از حاج آقا واله می پرسیم. می خواهیم بدانیم که این شهر او را می شناسند یا نه. «خدا رحمتش کند»، «برای تشییع جنازه اش مشهد هم رفتم.» و چیزهایی از این دست زیاد گفته می شود. کمی که جلوتر می رویم، سؤالمان عوض می شود: «آیا در این شهر کسی هست که او را نشناسد؟»
مشخص‌ترین ویژگی کوچه شریعتی 35(شهید ناصر فضلی) را سر ظهر که خورشید به وسط آسمان رسیده است می‌توان دید. حسن رجبی، رئیس شورای اجتماعی محله شاهد، می‌گوید نیم بیشتری از نمازگزاران مسجد علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) از اهالی همین کوچه هستند. ظهرها و دم غروب که می‌شود اهالی این کوچه مثل اهالی مدینه از خانه‌ها بیرون می‌آیند و به سمت مسجد سرازیر می‌شوند.
«مریم بهروان»، یکی از تهیه کننده های ارشد صدای خراسان، است که بیست و چند سال در عرصه رادیو با این امکانات تلاش کرده و سال 76 تهیه کننده نمونه کشور شده است. او در نویسندگی، پژوهش، گویندگی، تهیه کنندگی، نمایش و اجرا در رادیو و تلویزیون کارنامه موفقی ارائه داده است. آنچه ما را پای صحبت او می نشاند، 2 برنامه محبوب رادیو است. برنامه «دیار اندیشه و هنر» و بعد از آن «مشاهیر خراسان» که به مدت 10سال روی آنتن می رفتند و هر ظهر جمعه طرفداران خود را پای رادیو می نشاندند.
قدمت کوچه ملک‌الشعرای بهار3 به بیش از یک قرن می‌‌رسد. این معبر از حاشیه خیابان بهار آغاز و در تقاطع خیابان فرهنگ خاتمه پیدا می‌کند. نام قدیمی این خیابان سلام بود که توسط ساکنان و کسبه محلی در دهه30 به‌دلیل دیده شدن بارگاه منور امام رضا(ع) گذاشته شده بود. در انتهای خیابان سلام، جوی آبی از مجاورت یک مرکز نگهداری بیماران ذهنی در خیابان فرهنگ جاری بوده که علاوه بر تأمین آب شرب شهروندان بخشی از آن به یک انبار و کارگاه تولید یخ راه پیدا می‌کرد.
محله زیباشهر در طول بولوار امامت از چهارراه معلم تا انتهای این بولوار در سمت راست کشیده شده است و از سه ضلع دیگر به بولوار معلم و بزرگراه‌های آزادی و امام علی (ع) منتهی می‌شود.به گفته یکی از ساکنان قدیمی، محله‌های زیباشهر و آزادشهر و قسمتی از محله سیدرضی تنها محلاتی بودند که در قبل از انقلاب قسمت‌هایی از آن‌ها در منطقه وجود داشت. ابتدا محله آریاشهر ساخته شده بود که بعد از انقلاب به نام آزادشهر تغییر نام یافت و بعد محله زیباشهر با همین نام تشکیل شد.
محدوده محله شهید رضوی شامل قسمت انتهایی بولوار جلال آل احمد در سمت چپ تا قسمت انتهایی بولوار سیدرضی در سمت راست است، این محله در طول بولوارهای آموزگار و بزرگراه امام (ع) کشیده شده است و به این دلیل ساختار متفاوتی با تمامی محلات منطقه 11 دارد، بنابراین درباره مدت تشکیل محله شهید رضوی این نکته برجسته است که این محله شهری نه تنها یک محله تازه ساخت در منطقه 11 که در کل شهر مشهد است.
کوچه باریک و قدیمی محمدآباد22 از کوچه‌های متفاوت مشهد است. کوچه‌ای که حتی نام پرآوازه و قدمت‌دار محمدآباد را تحت الشعاع قرار می‌دهد. گذرگاهی کوچک و فرعی که 7شهید را در دل خود پرورش داده است و تصاویر این شهدا بر سر در آن نقش بسته و دروازه ورود به کوچه است. حالا اثری از این 7نفر نیست، جز همان 7 عکس سیاه و سفید سر در کوچه. اما پشت هر یک از این عکس‌ها و چهره‌ها روایتی نهفته است، 7زندگی مجزا، 7داستان متفاوت که هنوز در حافظه این کوچه زنده است و نفس می‌کشد.
به گفته بسیاری از اهالی محله، زمین‌های محله دانش‌آموز و همچنین محله دانشجو، در دوره پهلوی به آموزش و پرورش واگذار شده است و قرار بر این بوده که یک بسته کمکی مسکونی برای فرهنگیان شهر باشد، انقلاب که اتفاق می‌افتد این تصمیم رژیم پهلوی هم با حکومتش می‌رود و زمین‌ها به شکل دیگری واگذار می‌شود. البته پس از انقلاب هم واگذاری زمین‌های این محله با اولویت دادن به فرهنگیان انجام شده است.در بخشی از تاریخ محله دانش‌آموز امروز می‌توان رد پای دامداران را هم دید. در دهه 30 و 40 خورشیدی دامدارانی در این محله سکونت داشته‌اند که به پرورش دام و فروش محصولات آن‌ها مشغول بوده‌اند.
خیابان‌ها و کوچه‌های این شهر روایت‎‌‌های دلنشینی دارند. این کوچه‌ها هر چه غبار زمان را به خود می‌گیرند شهری‌تر جلوه می‌کنند. محدوده سجاد در دوران پهلوی اول باغ‌های سرسبز و خوش آب و هوایی داشت اما در اواخر دهه50 باغ‌ها به‌سرعت جای خود را به ساخت و سازها دادند. حالا سجاد به شکل راسته بازاری است که پاساژهای قدیمی و جدید را در خود جای داده؛ گویی گذر زمان تب و تاب آن را بیشتر از پیش کرده است.
خیابان راهنمایی در دهه30 معبری گاری‌رو و مال‌رو و چهارمتری داشت که دو جوی آب از دو سوی آن عبور می‌کرد و تیرهای چوبی برق که در این معبر بود به آن روشنایی می‌داد. این محله در آن روزگار بخشی از قلعه آبکوه به حساب می‌آمد با حدود 60خانه کاهگلی گنبدی که در کل خیابان‌راهنمایی و کوچه‌هایش که به شکل و تعداد کنونی بود پخش شده بودند و میانشان زمین‌های گندم و جو بود. قدیمی‌ترها می‌گویند زمین‌های این قسمت از شهر جزو محدوده الندشت حساب می‌شد و زمین‌هایش 200 و 250 متری بود و اگر کسی خانه ‌بزرگ‌تری می‌خواست دو قطعه 250متری می‌خرید.
بنای نهایی هلال احمر مشهد را مردم تا سال‌ها به عنوان «ساختمان شیر و خورشید» می‌شناخته‌اند، ولی سینما بودن ساختمان شیر و خورشید آن هم در خیابان ارگ، گویا به همه فعالیت‌های دیگرش می‌چربیده که این‌طور در حافظه مردم باقی‌مانده است.
نجف25 در نوده سفلی قرار دارد و در گذشته‌های دور زمین‌های آن متعلق به فردی به نام جلیل یهود بود. بعد از پیروزی انقلاب و فرار صاحب زمین‌ها به خارج از کشور تعدادی از غربت‌ها در بخشی از زمین‌هایش ساکن شدند. به همین دلیل این کوچه مشهور به کوچه غربت‌هاست. 50سال قبل اولین ساندویچی نوده در ورودی این کوچه ایجادشد. کوچه ساندویچی نام دیگر این کوچه است در حالی‌که الان اثری از این ساندویچی نیست.