هویت - صفحه 88

اینجا بزرگ‌ترین بازار معاملات خودرو کشور است که از ساعت 6صبح روز جمعه می‌توان شاهد صف ورود خودروها به این مجموعه بود. فروشندگان خودرو پس از پرداخت هزینه وارد جایگاه کارشناسی شده و سپس در پارکینگ قرار می‌گیرند. در برخی جمعه‌ها بیش از 1000فروشنده خودرو به این بازار مراجعه می‌کنند. حدود ساعت9 به بعد حضور خریداران و فروشندگان به اوج خود می‌رسد و این ازدحام تا حدود ساعت 7شب ادامه دارد.
در گذشته که کوچه‌ها باریک‌تر و تعداد خانه‌ها کمتر بود، کوچه نوغان۵ بزرگ‌تر از دیگر کوچه‌ها بود و 40خانه یک‌طبقه در آن ساخته شده بود و در بین مردم به نام کوچه چهل‌خانه شناخته می‌شد.
خیابان نوزدهم بهمن در محله نیروهوایی به مناسبت سالروز پیوستن ارتش به انقلاب اسلامی که در سال 1357 اتفاق افتاد نام‌گذاری شده است. زمین‌های این شهرک پیش از انقلاب به ارتشیان نیروهوایی فروخته شد و بعد از انقلاب توسعه پیدا کرد. در سال‌های اخیر خانه‌های 250متری قدیمی یکی یکی تخریب شدند و آپارتمان‌های 5طبقه به جایشان ساخته شدند تا جواب‌گوی جمعیت رو به افزایش ساکن در این محله باشند.
کوچه هفده شهریور4 با وجود اینکه کمتر از 200متر طول دارد، به دلیل مجاورتش با جایگاه سوخت و انسداد دیگر معابر فرعی خیابان 17شهریور- از حد فاصل چهار راه نخریسی تا تقاطع عنصری- یکی از پرتردد ترین معابر فرعی در محله 17شهریور است. این معبر از حاشیه خیابان 17شهریور آغاز و تا حاشیه خیابان نسترن خاتمه پیدا می‌کند.
محله سیدرضی از ابتدای بولوار سیدرضی در حاشیه وکیل‌آباد شروع شده است و تا بزرگراه امام علی (ع) ادامه دارد، بولوار سیدرضی در مسیر خود بولوارهای فرهنگ، معلم، مهران و آموزگار را قطع می‌کند و به میدان امام علی (ع) می‌رسد. این محله منطقه 11 قسمتی از بولوار جلال‌آل‌احمد را نیز در بر می‌گیرد و از سمتی همسایه محله دانشجو محسوب می‌شود.
کوچه شهید ظفری یکی از کوچه‌های محله شهید باهنر است. کوچه‌ای باریک و طولانی که انتهای آن به باغ تره می‌رسد. باغ تره‌ای که برخی کشاورزان ساکن این کوچه در آن مشغول کار هستند. کوچه شهید ظفری 30سال پیش به کوچه عیش‌آباد معروف بوده است. قدیمی‌ترها تعریف می‌کنند این کوچه منتهی می‌شده به روستای عیش‌آباد. به همین دلیل تا مدت‌ها به این اسم معروف بوده است.
عدم تطابق این طرح که یک بنای هرمی شکل شبیه اهرام ثلاثه مصر بود، گلایه‌های مردمی بسیاری به دنبال داشت که در نهایت با شکست سقف هرمی در حین اجرای کار، توقف این طرح مسئولان را به فکر راه چاره دیگری می‌اندازد. نگاه‌ها دوباره به سمت بهزاد معطوف می‌شود.
مرحوم واله برای هیچ سخنرانی و منبری پول نمی‌گرفت و هرچه داشت به‌راحتی می‌بخشید تا زمان مرگ جز کتاب‌هایش و چند دست لباس هیچ چیز دیگری در این دنیا باقی نگذارد. پدر شیخ از بزرگان کاشمر با ثروت بی‌شمار بود که همه آن‌ها را به مستأجران ‌بخشید. وقتی به دنبال یافتن نشانه‌‌هایی از او هستیم، بیش از عنوان «آیت‌ا... محمد واله» به‌عنوان «شیخ محمد واله» برمی‌خوریم. انگار این سادگی و بی‌پیرایگی را حتی در عنوانش هم باید حفظ کند. بزرگان دین درجه علمی او را در حد اجتهاد می‌دانند و مردم او را مردی ساده می‌بینند که در مجالس این شهر منبر می‌رفته و همیشه یک دستمال پر از کتاب همراهش بوده که با اشاره‌ای آن‌ها را می‌بخشیده است.
کوچه قائمی35 در محله بلال که نام شهید مجید یعقوبی‌ریاحی را بر خود دارد، بین اهالی به راسته فعالان فرهنگی معروف است. علاوه بر مجموعه‌های فرهنگی، خیلی از ساکنان نیز در این حوزه پویا هستند؛ ازجمله خانواده شهید احمد فلاحتی و حاج‌آقای محبی که هیچ‌وقت نگذاشته‌اند برنامه‌های مناسبتی لنگ بماند و اجرا نشود. یک قسمت از فضای کوچه برای اجرای این برنامه‌ها در نظر گرفته شده است که در مناسبت‌های خاص مثل عزاداری امام حسین(ع) و اعیاد صندلی چیده و مراسم برگزار می‌شود.
در معدود نقشه‌هایی که از دهه ۲۰ و ۳۰ مشهد به جا مانده است، هیچ اثری از محدوده غربی مشهد که امروز به نام قاسم‌آباد شناخته می‌شود وجود ندارد و انتهای مشهد فلکه دروازه قوچان یا همان میدان توحید امروزی است. در این سال‌ها تنها در نقشه‌ای که فردی انگلیسی در سال ۱۳۳۸ از مشهد برداشته است، غرب مشهد برای اولین‌بار به شکلی تقریباً رسمی وارد نقشه‌های شهر مشهد می‌شود‌. البته در آن نقشه نامی از قاسم‌آباد وجود ندارد و تنها زمین‌های کشاورزی روستای یوسفیه و امامیه و قلعه این روستا که امروز بخش‌هایی از آن در میدان‌نمایشگاه باقی مانده است، مشخص شده است.
خیابان طباطبایی در محله گلشور از یک سمت به بیمارستان امام حسین(ع) و از طرف دیگر به میدان جوادالائمه(ع) می‌رسد. شاید همین 2ویژگی است که کوچه را به بازاری کوچک تبدیل کرده است و بیشتر اصناف در آن مشغول کارند؛ از کارواش و باتری‌سازی گرفته تا عکاسی، سمساری، پرنده‌فروشی و... .ترافیک از مشکلات مهم این خیابان است که به مراکز مهم درمانی نظیر بیمارستان هاشمی نژاد و امام حسین راه دارد.
شاید کمتر کسی بداند که در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله مسلم هنوز هم درهای مسجدی صدساله به روی نمازگزاران باز است و مناره‌هایش از دور چشم را می‌نوازد. رو‌به‌‌روی در مسجد ایستاده‌ام؛ خیره به کاشی‌های لاجوردی و نقش‌ونگارهای اسلیمی حک‌شده بر دیوار. عبارت «مسجد حضرت ابوالفضل(ع)» بر کاشی طلایی‌رنگ بزرگ سردر‌ مسجد و کلمه «شقاء» ریزتر ‌با رنگ سفید در کنارش نقش شده است. خیلی از قدیمی‌های محله مسجد را ‌به همان نام «شقاء» می‌شناسند.
سال 1359مردم در این کوچه ساکن شدند. سال‌ها پیش از حضور مردم یک درخت توت در آن، جا خوش کرده بود و کوچه به درخت قدیمی‌اش شهرت داشت. چیزی نگذشت که با شروع جنگ، جوان‌های محله راهی جبهه شدند. در کوچه درخت توت نیز 2جوان شهید شدند. نام یکی از آن‌ها روی این کوچه گذاشته شد. شهید هادی چوپان بین 5برادرش به جبهه رفت و در 17سالگی به شهادت رسید.
حاجی حسین‌زاده اولین شعبه نفت را در انتهایی‌ترین نقطه پنجتن راه‌اندازی کرد. شعبه‌ای که هنوز هم هست، اما کاربرد آن سال‌ها را ندارد. فضا به همان شکل و شمایل مانده است؛ محوطه‌ای بزرگ که بخشی از آن شنی است و کنارش مخازنی برای نگهداری سوخت گذاشته بودند و نفت‌ها را داخل آن خالی می‌کردند. منبعی بزرگ وسط محوط بود که داخلش سوخت ذخیره می‌شد و کنارش کسانی بودند که نفت را به دست متقاضیان می‌دادند.
خیابان شاهنامه18، از معابر اصلی و پرتردد محله کلاته‌برفی است. این معبر شهری از سال‌ها پیش میزبان هم‌وطنان ما از استان سیستان و بلوچستان است و بیش از 5هزار شهروند بلوچ در کنار ساکنان قدیمی این خیابان روزگار می‌گذرانند. انتهای این معبر شهری که «آریا» نام‌گذاری شده است مرکز ساخت باغ‌ویلاها شده است که مشکلات بسیاری از جمله ترافیک زیاد و افزایش تصادفات را برای ساکنان محله به وجود آورده است.
کوچه آیت‌الله شیرازی3 در گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده و دیگر خبری از خانه‌های مسکونی و مغازه‌های قدیمی درآن نیست، تنها بازمانده این کوچه مسجدی است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و همه کسبه و اهالی قدیمی، کوچه را به نام امام‌جماعت آن «ملاهاشم» که فرد خیری بود ‌‌‌می شناسند.
اسم ماشاءالله رضایی به میان آمد، مردی که هرجا در توانش بود همراه مرادش بود تا بیاموزد و همراهی کند. رمضان زاده، پارچه فروش کاشمری، بارها و بارها در سفرهایش به مشهد او را دیده بود. او می گفت: «همه کارهای حاج آقا را در مشهد ایشان انجام می داد. خودش و خانمش در خدمت شیخ واله بودند. از نظافت منزل تا شست وشوی لباس هایشان را انجام می دادند. شاید 10 سال یا بیشتر آب خوردن را از یکی از قنات های دهات سمت فردوسی برای ایشان می آورد. خیلی ارادت داشت به حاج آقا.» این رفتارها برای ما حرف است ولی رضایی آن را زندگی کرده است!
حدود سال 50 خانواده امینیان هم به مشهد مهاجرت می کنند تا دعای شب های جمعه شان از کاشمر به مشهد منتقل شود: «ما بیشتر ایشان را در جلسات می دیدیم. حاج آقا دوست داشتنی بود. اهل تعارف نبود ولی اهل مراعات بود. کتابخانه ای داشت که گوشه شیشه اش شکسته بود. یک پرنده بالای کتاب ها لانه کرده بود. بچه ها تصمیم داشتند شیشه را عوض کنند ولی چون راه پرنده مسدود می شد حاج آقا گفت حق ندارید دست بزنید. او عالمی بود که عظمت خلقت را در آن پرنده می دید و حیات را حق او می دانست.»
شیخ محمد واله از خطیبان و محدثان بزرگ معاصر حوزه علمیه مشهد محسوب می شود و دروس و جلسات درس اخلاق او در مدرسه سعادت و سلیمانیه و برخی منازل مؤمنان مشهد مثال زدنی بود و در آن یاد علمای بزرگ شیعه را مانند آیات عظام میرزا جواد آقا تهرانی خوانساری یا کوهستانی و مانندشان را گرامی می داشت و از محاسن اخلاقشان سخن ها داشت.
باغ زیبای وکیل‌آباد را به‌جرئت می‌توان از منحصربه فردترین نقاط گردشگری مشهد دانست. در کنار تمام جاذبه‌های قابل ذکر آن شامل فضای سبز کم‌نظیر و گونه‌های گیاهی و جانوری مختلف، استخرها و عمارت‌های قدیمی و قنات آن، باید به محل قرارگرفتن این باغ و وضعیت توپوگرافی‌اش و به‌تبع این دو، عبور رودخانه‌ای از میان آن اشاره کرد. این رودخانه که در این قسمت به «رودخانه وکیل‌آباد» شهرت دارد از مازاد آب بند گلستان در بالادست خود آب‌گیری کرده و درواقع ادامه رودخانه گلستان است.