کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
بولوار ابوریحان به میدانی به همین نام ختم میشود و یکی از محدودههای پرتردد منطقه به حساب میآید که از یک طرف به بازار بزرگ مفتح (سیمتری طلاب) راه دارد و از طرفی میانههای بولوار به تقاطع بازار بزرگ مانتو ایثار میرسد. آنهایی که ادعا میکنند مشهدیها این محدوده را با نام حاجاصغر غفوریمقدم و بستنی معروف دقت میشناسند، کم نیستند. بعضیها که سنوسالدارترند هم یاد گذشته را اینطور زنده میکنند: اینجا قلعه «شاتکن» بود و سالها حالت روستایی داشت.
خاطرههای حاج حیدر رحیم پور از دوران مبارزه علیه استبداد پهلوی در زمان ملیشدن صنعت نفت و آشناییاش با شهید نوابصفوی و مراوده نزدیکش با مقام معظم رهبری برای همه درسآموز بود. سراسر زندگی او عدالتخواهی و ظلمستیزی بود. او و دوست قدیمیاش، مرحوم علامه محمدرضا حکیمی، همیشه بهدنبال تحقق عدالت در جامعه اسلامی بودند. حاجحیدر انقلابی بود و انقلابی زیست و تا آخرین لحظه بر این عهدش استوار ماند. او ظهر جمعه ۱۹شهریور در هشتادونهسالگی دار فانی را وداع گفت.
20متری شهید خاوری در توس91 و محله شهید بصیر قرار دارد. از شهید خاوری اطلاعاتی در دست نیست و خانوادهاش در این محله ساکن نیستند. این کوچه تا حدود 15سال پیش خاکی و محله بدون امکانات شهری اداره میشد. تا 30سال پیش کوچه شهیدخاوری فقط 20خانوار داشت اما اکنون پر از مهاجران افغانستانی و پاکستانی است.
منطقه قلعه ساختمان را شاید بتوان یکی از قدیمیترین محلهها در شهر مشهد نامید. محدودهای که سالها پیش از انقلاب به گفته قدیمیها، دارای چند قلعه بزرگ بوده و اندک ساکنان این منطقه داخل این محدوده روزگار میگذراندند. با گذشت زمان مردم کم کم از این قلعهها بیرون میآیند و در خانههای خشتی ساکن میشوند. با شروع انقلاب این خانهها بیشتر میشود و این سوی شهر هم کم کم با افزایش جمعیت رونق میگیرد. این محله پرسابقه و قدیمی حالا ساکنانی دارد که بیشتر سالهای زندگیشان را اینجا گذراندهاند و خاطرات زیادی از آن دارند.
خیابان سجادیه 67 از جدیدترین و نوسازترین معابر منطقه 12 است که جزئی از شهرک نیروی انتظامی هم به حساب میآید. در سه چهارسال گذشته بیشاز هزار خانوار به این معبر و معابر اطراف آن در غرب شهر مشهد کوچکردهاند و این مسیر آرام، دنج و خوشآبوهوا را برای سکونت برگزیدهاند. با این حال، این خیابان از حیث داشتن امکانات رفاهی و تفریحی بسیار فقیر است و هرچه این خیابان را بالا و پایین کنیم به جز سهچهار دفتر مشاور املاک و یکی دو بقالی چیزی نمیبینیم!
پیروزی 18 از یک بوستان خطی شروع و به یک بوستان خطی در بولوار شهید فکوری نیز ختم میشود. درخت قدیمی و بلند کاجی که در ابتدای این کوچه سر به آسمان برداشته است، دست کم باید مال 40 سال پیش باشد. آن وقت ها اینجا مثل خیلی از مناطق دیگر که شباهتی به شهر نداشتند، فقط بیابان بود و بیابان. در دهه۶۰ زمینهای این محدوده که شهرک نجفی نام داشت، از سوی سازمان زمین شهری وقت به داوطلبان خرید خانه فروخته شد، البته اولویت با خانوادههای پرجمعیت بود.
تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد، نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سالهای دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاهعباس بزرگ بهصورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.
خانه تاریخی ملک، یادگار یکی از بزرگ ترین واقفان معاصر ایران است که از اواخر دوره قاجار پابرجا مانده و 18شهریور سال 77 در فهرست میراث ملی جا گرفته است اما نکته مهم اینکه با وجود بهجا ماندن وقفیات زیاد از حاج حسین آقا ملک، ایشان خانه اش را وقف یا اهدا نکرده است، بلکه اداره میراث فرهنگی در اقدامی شایسته، حدود سال 1380 این خانه را از دختر حاج حسین آقا ملک خرید.
زمینهای این کوچه و بخش مهمی از محله مشهد قلی به «ارباب کدیور» تعلق داشته است. از گذشتههای دور «کدیور» مسجدی را در این کوچه میسازد. به همین دلیل این معبر از همان زمان یعنی حدود50سال پیش به کوچه مسجد معروف میشود. مدتی بعد و در دوران جنگ این معبر به نام شهید علی نبی خاکی که یکی از شهدای دفاع مقدس است نامگذاری می شود. این شهید ساکن محله نبود.
کوچه شهید ستاری۱۳ در محله شریف قرار دارد. نخستین ساکنان این معبر افسران و درجهداران نیروی هوایی ارتش بودند که حدود ۳۵سال قبل در این کوچه ساکن شدند. در ادامه سپاه بخشی از زمینهای این خیابان را خرید و آنها را به نیروهای خود واگذار گرد. در اواخر دهه۷۰ فضاهای این معبر از سوی شهرداری ساماندهی شد و اولین قشری که بعد از آن تمایل به سکونت در این کوچه را داشتند فرهنگیان بودند. بعد از گذشت سالها هنوز بافت این معبر تا حدود زیادی حفظ شده است و بیشتر ساکنان از بین فرهنگیان و نیروهای نظامی کشور هستند.
زمانی که خبری از خودرو نبود و رفتوآمد مردم با پای پیاده و دوچرخه انجام میشد، بیشتر کوچههای شهر باریک و تودرتو ساخته میشد. در این میان یکی از کوچهها عرضی بسیار بیشتر و حدود 8متر داشت و بین اهالی به همین نام معروف شده بود.
با اینکه در دهههای گذشته پیشرفتهای علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاریها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهلساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی میشود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازهاش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
خیابان حجاب77 که خود شامل یک مرکز محله بزرگ و قدیمی است در یکی از پررفت وآمدترین محدودههای قاسمآباد نیز قرار گرفته است: در حاشیه میدان شهید قاسمیدانا و روبهروی بازار ابریشم. اما اهمیت این کوچه فقط به این دلیل نیست. آنچه این اواخر بیشتر درباره این معبر شنیده میشود اجرای طرحی پیادهمحور از ابتدای این کوچه تا بولوار اندیشه و بوستان نیلوفر آبی در این مسیر است.
اگر حالا به کوچه مهرآباد3 قدم بگذارید کوچهای قدیمی که با گسترش شهرنشینی بافت روستایی آن هم رفتهرفته شکل و شمایل شهری به خود گرفت؛ هر چند اکنون از کمبودهایی رنج میبرد. تردد اندک شهروندان و مغازههای انگشت شمار آن باعث شده این کوچه منظر محلی آرامی به خود گرفته باشد.
به ما گفتند ترکیب کلر و وایتکس برای ضدعفونی کردن خوب است. رفتیم سراغ یکی از کشاورزهای قدیمی محله و موتور سمپاشش را قرض گرفتیم و شروع کردیم به ضدعفونی کردن خیابانها. هر سه چهار روز یکبار ماشین را راه میانداختیم و همهجا را ضدعفونی میکردیم. اشتباه نکنم فقط بچههای ما 9 بار کل نهضت و یوسفیه را گندزدایی کردند. جاهایی هم که ماشینرو نبود بچهها با سمپاش دستی میرفتند. آنطور که به آمار دادند، شیوع کرونا در یوسفیه کم بود.
ماجرای گرمابه ولیعصر برای اهالی قاسمآباد مدتهاست عادی شده و حتی بعضیهایشان پا را فراتر از عادیسازی میگذارند و آن را مثل مجسمه مادر و سینما سیمرغ و... جزو عناصر هویتی منطقه میدانند. قصه تأسیس این گرمابه برمیگردد به سال1357. یعنی درست آن زمانی که قاسمآباد و غرب مشهد کمکم داشت آباد میشد، اما با هزار و یک مشکل. یکی از اصلیترین مشکلات هم دسترسی سخت مردم به آب بود.هرکسی که میخواست برود حمام بقچهاش را جمع میکرد، میآمد حاشیه بولوار وکیلآباد، سوار ماشینهای میدان شهدا میشد و میآمد آنجا که یک حمام ساده برود.
بیشتر ساکنان خیابان مفتح34 راندهشدگان از عراق بودهاند که در سالهای ابتدای انقلاب در این محدوده ساکن شدهاند و شغل بیشترشان نانوایی بوده است.
خیابان مالکاشتر در محله ارشاد، راسته خیابانی آرام و سرسبز است. سکوت آن در هر ساعت از شبانهروز توجه هر رهگذری را به خود جلب میکند. در این خیابان که برخی آن را با شرکت گاز میشناسند به جز این شرکت و مرکز سنجش استعداد نیروی انسانی شرق کشور تنها یک دبستان و یک دبیرستان به چشم میخورد. به گفته اهالی اینجا در گذشته زمین بیابانی بوده و به تبعیت از بولوار سازمان آب و بیدهای مجنون آن که در نزدیکی مالکاشتر قرار دارد به مرور رشد یافته و با کاشت درختان و ساخت و ساز به شکل امروزی درآمده است.
خیابان امیریه ۳۱ بافت جمعیتی متراکمی که مجتمعهای مسکونی متعددی از جمله ترمه، سجان، زمرد، آرمان، باران، الزهرا، امام رضا (ع) و... را در خود جای داده و بیشتر از ۷ هزار نفر در این خیابان سکونت دارند.