حمید کرمی میگوید: از همان روزهای اول سکونت، جلسه قرآن را به منزلمان آوردم. ولی دو سال بعد طبقه پایین خانه را تبدیل به حسینیه کردم تا شبهای دوشنبه هرهفته در آن زیارت عاشورا خوانده شود.
زهرا براتی میگوید: وقتی ما به این محله آمدیم، خداراشکر بیشتر خانهها حمام داشت، اما حمام عمومی که به «ننهقربان» معروف بود، هنوز سرپا بود و یکیدوبار اینجا آمدم. الان بخشی از آن را ورثه بازسازی کردهاند و قسمتی از آن هنوز دستنخورده ولی کهنه و قدیمی و متروکه شده است.
به نظر میرسد که پس از دوره صفویه، نام سراب به تدریج به عنوان محلهای وسیع در غرب مشهد تثبیت شد؛ اما این محدوده پیش از آنکه عنوان «سراب» بگیرد، چه نام داشت؟ مهدی سیدی در اینباره محله سراب را پس از نوغان، قدیمیترین محله مشهد دانسته است.
سال۱۳۴۸ بود که عباس آهور مغازه خودش را راه انداخت و از آن زمان، زندگیاش با عطر شیرینی، گرمای فر و رفتوآمد مشتریهایی گره خورد. تعریف میکند: پلههای خانه حاجآقا فهمیده، دیواربهدیوار قنادی پدرم، پاتوق بچههای کوچه بود.
مهدی جعفری میگوید: آنسالها انتهای محمدآباد مستقیم به خیابان عماریاسر و جاده قدیم طرق میرسید و پارکینگ درشکهها و گاریها طرف صدمتری بود؛ که مردم را تا پنجراه پائین خیابان میبردند.
سکینه اسماعیلینسب میگوید: هر وقت یاد خانه پدریام در کوچه حمیدیه ۱۲ میافتم، خاطرات شیرین دورهمی همسایهها زنده میشود. آن زمان ماه رمضان یا موقعی که فصل پاککردن زعفران بود، هر کدام از همسایهها غذای خودش را میآورد و دورهم جمع میشدیم.
بازارچه «سلام محله» به همت اداره کل بهزیستی استان خراسان رضوی و با مشارکت مرکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی محله شهیدآوینی، از ٢۴ تا ٢٧شهریور در بازار ملل گلشهر برگزار شد. غرفهداران به امید چند روز پرفروش از ساعت ١١صبح تا ٩شب بازارچه را سرپا نگه داشتند.
قدمت بخش زیادی از خانههای کوچه طبرسیشمالی۲۴، به حدود چهلسال پیش میرسد. دهه ۶۰ در ابتدای کوچه، چاه عمیقی وجود داشت که آب موردنیاز خانهها و زمینهای کشاورزی را تأمین میکرد. از دهه۶۰ به بعد، ساختوسازها بیشتر شد.
از میان بیش از ۷۰۰ کاروانسرای ثبتشده ملی در ایران (که ۱۵۰تای آن در خراسان جای دارد)، ۵۴ کاروانسرا به ثبت جهانی یونسکو رسیدهاند که در این میان خراسان بزرگ با یازده کاروانسرا، بیشترین سهم را در میان پروندههای میراث جهانی دارد.
اوایل دهه۶۰ بود که علی طبری از خیابان امام رضا (ع) به محدوده محله آزادشهر نقل مکان کرد. دو سال بعد، از محل کارش به او قطعه زمینی در محله شریف واگذار کردند و آنها جزو نخستین ساکنان این محله شدند.
کوچه شهید حسن ضیائیپناه، از معابر قدیمی محله کوی سلمان است؛ کوچهای که نامش از سالهای نخست انقلاب با اسم یکی از شهدای همان روزها گره خورده و هنوز هم بافت محلی و مذهبی خود را حفظ کرده است.
ورودی کوچه شهیدنوذری یک، پر از مجتمعهای مسکونی پرتراکم است درحالیکه انتهای آن به زمینهای بایر میرسد. باتوجهبه ساخت پرشمار مجتمعها در صادقیه ۳۲، این مسیر پرجمعیتترین معبر محله نیز به شمار میرود.
یکی از مشهورترین خردهمحلاتی که شاید بتوان آن را در برخی دورههای ازمنه قدیم، محلهای مستقل فرض کرد، «تهپل محله» است که نامش حکایت از پلی دارد که در انتهای یک محله قرار گرفتهاست و ادعاهایی درباره این نامش وجود دارد.
نادر غلامی میگوید: اولین خانه پدری من، هفتادسال قبل روی دیوار توس ساخته شده بود. روی باره چند برج نگهبانی قرار داشت. یکی از سرگرمیهای بچگی ما این بود که روی این باره حرکت میکردیم و از یک خانه به خانه دیگر میرفتیم.
رمضانعلی هراتی میگوید: هاشمیه آنقدر بیابانی بود که غروبها از ترس حیوانات وحشی، از خانه بیرون نمیآمدیم. برای رسیدن به مرکز شهر، باید نزدیک کارخانه کوکا میرفتیم تا از آنجا سوار وسیله نقلیه شویم.
مینا حسنزاده تعریف میکند: آن سالها وسط خیابان مؤمن، کال قرهخان قرار داشت؛ یک کال قدیمی که بعدها رویش را پوشاندند و آسفالت کردند. برای ما بچهها آنجا محل بازی و شیطنت بود.
کوچه شهیدمحسن فدایی ۲.۱ یکی از فرعیهای خیابان آیتالله شیرازی۱۷ به شمار میرود. نام این کوچه برگرفته از یکی از ۹شهیدی است که تصویرشان روی کاشیهای سردر مسجد مقبره واقع در ابتدای خیابان، نقش بسته است.
توس۳۵ در محله شهرک حجت، معبری است که بخشی از گذشتهاش هنوز در زمینهای بایر اطراف آن دیده میشود. این کوچه که به نام شهید حمزه رضاییپور نیز شناخته میشود، تا حدود ۱۰سال پیش بیشتر زمینی بایر بود و ساختوساز چندانی در آن دیده نمیشد.
رضا خوشطینت میگوید: آسیاب آبی در شاهنامه ۱۰، آرد مرغوبی تولید میکرد و افراد زیادی از روستاهای اطراف، گندم خود را به این آسیاب میآوردند. نزدیک آسیاب هم کسانی بودند که آرد را نان میکردند و همیشه تکهنان داغی به ما بچهها میدادند.
اینجا باغچه کوچک اما باصفای مقابل مغازه مهدیآقاست. گرچه شهرداری در آن، درخت کاج و چند بوته سبز کاشته، مهدی پاکزاد از باقی فضای آن برای کاشت سبزی استفاده کرده طوری که بوی عطر و طراوت سبزیها برای همه جلب توجه میکند.