آشنایی شادی هلالیان و مهرناز بهزاد با هم به دوران تحصیل در دانشگاه بازمیگردد که علاقه به هنری مشترک، آنها را کنار هم قرار داده است، هنری به نام شیشهگری. آنها کارگاه کوچک و جمع و جوری دارند با محصولاتی چشمنواز.
سیدمحسن رضوی سیاهقلم، رنگ روغن و ویترای کار میکند. آنچه آثار هنری او را شاخص میکند، این است که او آثارش را پس از شناخت و مطالعه روانشناسیِ مشتریِ خود، طراحی میکند و باتوجهبه سلیقه و حالات روحی و روانی خریدار، اثر هنری تولید میکند.
مطهره محجوری علاقهاش را در اجتماعات شبانه پیدا کرده؛ او در کنار کشیدن طرحهای رنگارنگ، بافت دست بند را هم یاد گرفته است که گاهی به دوستانش هدیه میدهد و گاهی هم آموزش بافتنش را به دوستانش پیشکش میکند.
مرضیه ظهوریان، هنرمند پتهدوز و دخترش فاطمه باوفا هنرمند معرقکار، دوست دارند هنرشان را به هم محلهایهای خود آموزش دهند، اما، چون پشتوانهای ندارد، ترجیح میدهد کارهای زیبای سنتیاش را در خانه محبوس نگاه دارد.
مسعود اسکندری، هنرمند مشهدی قلم زنی روی فلز است که سال هاست در حوزه اجرای آثار مذهبی و به ویژه کار بر روی اجزای وابسته به حرم مطهر امام رضا (ع) فعالیت میکند. بخش مهمی از زندگی حرفهای این هنرمند با آرزوی کار کردن برای حرم گره خورده است.
کربلایی غلامحسین زواریپور و فاطمه مرادی زوج محله کوی مهدی بعد از ۳۰ سال کار در بازار نگینتراشی، زندگی سادهای دارند.
عالیه صابونیان هنرمند معرق کار مشهدی است که از ۲۰ سال گذشته دراین هنر فعالیت دارد. ماندگارترین اثر او نقش «یا مقلبالقلوب» است که آن را در سال۷۶ به مقام معظمرهبری هدیه دادهاست.
حسین ذبیحی و دخترش مریم چندین سال است که همه روزشان پای دار قالی سپری میشود او میگوید: هر قالیای را اگر بخواهی دو نفری ببافی ۶ ماه تا یک سال و نیم طول میکشد و بسیار زحمت دارد.
زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷ مسیر هنریاش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی میداند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او میگوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی میدانند.
سیدامیر هاشمیان هنرمند ملیلهکار، سال ۱۴۰۰ در مراسم تجلیل از هنرمندان در نمایشگاه صنایع دستی، مُهر اصالت ملی صنایع دستی را دریافت کرده است. او را میتوان میراثدار هنری دانست که از زمان هخامنشیان به یادگار مانده است.
محمدحسین خیرآبادی از هنرمندان و مدرسین باسابقه حوزه سفالگری، سرامیک و مجسمه سازی است که بخش قابل توجهی از عمرش را صرف آموزش هنر در هنرستانها کرده است.
در حاشیه جنوبی مشهد، جایی که کوههای تیره رنگ با رگههای سنگ «سرپانتین» به چشم میخورد، هنر قدیمی سنگ تراشی هنوز زنده است. این منطقه، معدن اصلی سنگی است که مشهدیها به آن «هرکاره» میگویند.
آذین زرینپور میگوید اگر طراحی دکوراسیون محله را به او میدادند، درختان را در جای جای محله قرار میداد. تابلوهای مغازهها را یک رنگ و یک اندازه بالا میکشید، خانهها را رنگ بهار، تابستان، پاییز و زمستان میکرد.
خراسان رضوی، به ویژه مشهد، همواره یکی از کانونهای مهم شکل گیری و تداوم هنرهای سنتی و بومی ایران بوده است و در میان این هنرها، فرت بافی به عنوان یکی از شاخههای کمتر شناخته شده است که نقشی مهم در تأمین پوشاک و منسوجات خانگی خانوادهها در گذشته ایفا میکرده است.
تکتم خواجوی جوان ۲۵ساله قلمزن هنرش را اصیل توصیف میکند و میگوید: تاریخ قلمزنی با تاریخ انسان در آمیخته است. روزی بتوانم تمام مواهب هستی که خداوند آنها را خلق کرده است را در چارچوب ظرفهای فلزی به تصویر میکشم.
گلیم کلات و به ویژه گلیم پلاس در خطه خراسان و مشهد، هنری ریشه دار در خطه خراسان است که هم در روایتهای خانوادگی بافندگان و هم در نگاه پژوهشگران فرش دست باف، ظرفیتی زنده برای توسعه فرهنگی و اقتصادی به شمار میآید.
عباس پوریزدیان، گلدوز قدیمی محله بالاخیابان است. او میگوید: کریمآقا فوت و فن رفتار با ابریشم را یادم داد و از من یک «اوستا گلدوز» ساخت که خوب بلد است چطور با سوزن روی تن مخملکاشانی و ترمه یزدی، گلستانی از اشکهای اسلیمی بزند.
غلام ریسمانتاب کار تذهیب را در چهار سالی که در جبهه بود هر بار بعد از خواندن قرآن انجام میداد، به طوریکه بعد از تمام شدن جنگ، آثار هنریاش را از جبهه برای خانواده سوغات میبرد!
مرکز آموزش استثنایی «آهستهگام» در سال ۸۳ با کمک جمعی از خیران به سرپرستی دکتر افروز، رئیس موسسه احیای کودکان استثنایی کشور ساخته شد. این موسسه علاوه بر دکتر افروز ۲۵ خیّر دیگر دارد.
فریده ایوبی در هنرش بیشتر از طرحهای شاهعباسی، گلفرنگ، سبد گل، گل و مرغ و طرحهای خطایی و اسلیمی استفاده میکند.