مجید کشوری، مدیر فروشگاه مواد پروتئینی است که کار فرهنگی جزئی جدانشدنی از آن است، او نویسنده دو کتاب به نامهای «اقتصاد در خانواده» و «مهارتهای تمرکز» بوده و در مغازهاش کتابخانهای دایر کرده است.
مجید نظری در عملیات عاشورا اسیر شد. او ۶ سال در اسارت بود و مرداد سال ۶۹ با آخرین گروه اسرا آزاد شد.او ۱۷ ساله اسیر شد و ۲۳ ساله برگشت.
صدیقه حاجی مرادخانی نویسنده کتاب جادوی کلام میگوید: جادوی کلام تحقیقی کوچک در قرآن مجید و انجیل است درباره قدرت کلماتی که بر زبان میآوریم. کلامی که در اندیشه و بر زبان و در اعمال ما جاری میشود و راهبر ما در کل هستی است.
سیدهصبا حسینیمعینی نویسنده ۱۵ ساله محله تربیت مشغول نوشتن سومین کتابش است.
غلامحسین صفایی ۳۳ سال است روی صندلی چرخدار به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی اش ادامه میدهد.
«سید قاسم سیدی مقدم» که بیش از سه دهه در عرصه نمایش و تئاتر کودک و نوجوان تجربه اندوخته است میگوید: «تا زندهام در خدمت کودکان این مرز و بوم هستم و بازنشستگی برایم معنایی ندارد.»
«شهیره شریف» اولین رمانش به نام «بازگشت» را ۶ سال پیش در ایران منتشر کرد. سه نمایشنامه نوشته که در منچستر به روی صحنه رفته و چند داستان کوتاهش هم در انگلستان منتشر شده است.
محمدرضا پوستچی از اهالی محله تربیت، فرهنگی بازنشسته، فیلمنامه نویس و مسئول کانون فرهنگی صابرین مسجد حضرت زینب (س) است. او سالها است در زمینه سوادآموزی فعالی میکند.
جعفر علیزادهگلستانی، کفشدار حرم ساکن محله سعدآباد در کتاب «وادی مقدس» که یکی از تألیفات اوست، خاطرات و یادداشتهای هشت سال خدمتش در بخش کفشداری حرم مطهر حضرت رضا (ع) را ثبت کرده است.
لیلا پارسافر به عشق برادرش نویسنده شد، بعد از فوت برادرش تنها چیزی که آرامش میکرد، نویسندگی بود، او وبلاگی درست کرد و دل نوشتههایش را درآن مینوشت و کم کم طرفدارانی پیدا کرد.
دفتر شعر مرتضی شبانی ما را به مشهد و بهویژه چهاربرج ۶۰سال پیش میبرد و برایمان از «دامن همت به کمر زدن»، «گریبان چاک دادن»، «بُخو»، «فرنگ» و... میگوید.
محمد علیزاده که در سریال کلاه پهلوی بازی کرده، چندین مقام قهرمانی ملی و بینالمللی را در عرصه ورزش کشتی به ثبت رسانده است، او توانمندیهای خود در عرصه خوانندگی و آهنگسازی و حتی نویسندگی نیز ثابت کرده است.
میترا نوایی، دانش آموز کتابخوان و دکلمهنویس محله فرهنگیان است که بزرگترین تفریحش در کودکی، داشتن و خواندن کتابهای شعر و البته شاعری بوده است.
مسیح مسعودکیا که کارگری ساده است حین رواننویسی، وزن و قافیه هم به نوشتهها میداد. این شد که کل کتاب نهجالبلاغه را به نظم درآورد.
کتابخانه عمومی علامه طباطبایی مشهد نبش کوچه منوچهری واقع شده است. تاریخ تاسیس آن سال ۱۳۵۰ است و مکان اولیه آن در باغ نادری بوده، اما از سال ۹۰ به مکان فعلی انتقال پیدا کرده است.
نویسندگی برای سمیرا ثابتیمقدم، شبیه زندگی است. فضای ذهنش را به جای روزمرگیها، برای خواندن و نوشتن خالی نگه میدارد تا کلمات منفصل را جوری کنار هم قرار بدهد که از دلش داستانِ زندگی بیرون بیاید.
سیدحسن ایزانلو میگوید: فیلمساز اگر بخواهد در حوزه اجتماعی کار کند، باید ارتباط نزدیکی با مردم کوچه و خیابان داشته باشد. او بیتردید اثر این تلاش را در خروجی کارش خواهد دید.
دکتر فتحالله شیبانی، هم جراح و دندانپزشک است و هم فیلمسازی هنرمند. «آن سوی پنجره» ساخته شیبانی است که بعداز ۵۳ سال، به عنوان نخستین فیلم ایرانی در جشنواره بینالمللی اسپانیا حضور پیدا کرد.
داستاننویس مشهدی میگوید: عیدگاه نمونهای از یک شهر کوچک بود که چند قهوهخانه خیلی خاص داشت. یکی از آنها، قهوهخانه «دربانها» بود که پاتوق آدمهای درستوحسابیتر بود.
عبدالرضا افشارزاده معلم، کارگردان، بازیگر و نویسنده است. نشستوبرخاست با بچهها که بهواسطه شغل معلمی برایش فراهم میآمده، دلیل و انگیزه اصلیاش برای ادامه راه فیلمسازی بوده است.