نویسنده - صفحه 3

این معلم بازنشسته از ۲۹ سال پیش تاکنون پنج‌جلد کتاب به رشته تحریر درآورده که محتوای آنها ترکیبی از تخیل و واقعیت‌هایی است که در سال‌های عمرش به چشم دیده است.
«مرده باد سقراط» تازه‌ترین رمان مهدی فروتن است که نشر «چشمه» به تازگی منتشر کرده است. این اثر، پس از «وقایع نگاری مرگ یک دیوانه» و «مصائب آقای ه.» سومین رمان این نویسنده خراسانی است.
ندا بی‌باک نوجوان نویسنده محله فاطمیه در نوشته‌هایش از راه‌حل مشکلات می‌گوید؛ او می‌خواهد از طریق درس‌خواندن بازیگر شود و معتقد است دراین راه پارتی بازی لازم نیست.
حسن عمید سال ۱۲۸۱ در مشهد زاده شد. او را نخستین فرهنگ نویس به شیوه امروزی دانسته‌اند که نخستین فرهنگش را با عنوان «فرهنگ نو» سال ۱۳۰۸ در مشهد منتشر کرد.
ناصر قهرمان، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی گذشته و شاعر و نویسنده ‌و پسرعموی محمد قهرمان، شاعر پرآوازه خراسانی است، کتاب «سفر به اقلیم آینه» نتیجه نیم قرن جهان‌بینی ناصر قهرمان است که سال ۱۴۰۰ از آن رونمایی شد.
علی احمدآبادی بیش از بیست‌سال از زندگی‌اش را وقف قرائت، تدریس رایگان و تربیت قاریان کرده است؛ از مکتب‌خانه کودکی تا جلسات تخصصی در حرم مطهر و قرائت در بین‌الحرمین.
الهام فلاح نویسنده‌ای که شاید بسیاری او را با رمان «خون مردگی» به یاد بیاورند، موفق شد جایزه ادبی پروین اعتصامی را ازآنِ خود کند.او در زمینه نوشتن فیلم نامه و آثار ویژه کودک هم تجربیاتی دارد.
دکتر جواد حدیدی با بورسیه دولتی به اروپا رفت. در سوربن رساله‌ای می‌نویسد که نامش را جاودان می‌کند. «اسلام از نظر ولتر» را آن سال دفاع می‌کند و دوباره به آغوش وطن برمی‌گردد.
محمدامین رفیعی زمانی‌که هشت سال سن داشته، یک داستان برای هم‌سن‌و سالانش نوشته و به‌‌صورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوه‌بر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
علی‌اکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامه‌های آزادی، فکر‌آزاد و مهر‌منیر.
رمضانعلی شاکری کتاب‌شناس و کتابدار مشهدی سال‌ها ریاست کتابخانه‌‍‌های «آستان قدس رضوی» و «فرهنگ و هنر مشهد» را برعهده داشت. کوچک‌ترین اتفاق‌های اطرافش برای او یک سند تاریخی بود.
استاد سیدمصطفی موسوی‌گرمارودی که از سال ۱۳۶۸ ساکن مشهد است، سال‌ها به‌عنوان معلم ادبیات در دبیرستان‌های قلعه‌خیابان مشهد تدریس کرد تا بازنشسته شد. او ۴۵ کتاب و مقاله نوشته و چاپ کرده است.
اگر امروز فکاهی‌سرایی ایران، حد و حدود تعیین شده و قدمتی دارد که نسل جوان به آن رجوع می‌کنند، از همت بلند غلامرضا روحانی‌ها بود. کسانی که زندگی خود را وقف کردند تا صدای مردم باشند و از درد و رنج آن‌ها بگویند و بنویسند.
سرگرمی حسن قاسمی فوق‌لیسانس مهندسی هوافضا، اختراع بالگرد و هواپیماست. شغلش هم هر روز یک چیز است؛ «کارگر روزمزد ساختمان»، «جوشکار»، «گچ‌کار»، «نویسنده» و... می‌گوید: «آچارفرانسه هستم.»
سیدهادی جوادی تجربیاتش را منبع داستان‌هایش قرار داده، او با گشتن در منطقه ۳ یا مناطق دیگر و با زندگی‌کردن در کنار آدم‌های گوناگون و شنیدن ماجرا‌های زندگی آن‌ها غنی می‌کند!
برای فریبا شکیبا طبیعت بهترین معلم و درمانگر بوده است. او خودش را در سفر شناخته و متوجه شده که در رویارویی با مشکلات تا چه حد توانمند است.
فاطمه رباط‌ جزی نوشتن را از ۱۷‌سالگی شروع می‏‌کند. اولین کتابی که از او چاپ شده «مرا با خویشتن بگذار» و دومین کتابش نیز «گل سرخی برای غم» است و تا امروز ۱۰ رمان از او به چاپ رسیده است.
بیماری ام اس تکتم شریفی را به اینجا رسانده که حالا دیگر نه دستی برای نوشتن دارد و نه پایی برای راه رفتن، اما زبانش مانند انگشتی توانا در صفحه گوشی می‌چرخد و می‌نویسد.
احسان شریعتی درباره پدرش می‌گوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفه‌ای می‌رود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیت‌های فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت می‌کند؛ خاطرات به صدا درمی‌آیند.