جادوی کلام از نگاه نویسنده محله سعدآباد
حضرت علی(ع) میفرمایند: «از ما نیست کسی که دو روزش را مانند هم سپری کند.» همین سخن گهربار برای نویسنده «جادوی کلام» کافی است تا همیشه در پس افزودن بر دانش خود و شناخت هستی و خودسازی برآید.
البته هرکس برای رشد خود راهی انتخاب میکند و راه صدیقه حاجیمرادخانی مطالعه است؛ مطالعه برای کشف جادوی کلمات. برای این کشف، تفسیر قرآن میخواند، احادیث، کتابهای مقدس دیگر ادیان، کتابهای روانشناسی، فلسفه و سرگذشت انسانهای موفق. او تاکنون مهمترین دریافتهای خود از این کتابها را، به هم پیوند زده و کتاب «جادوی کلام» را به رشته تحریر درآورده است.
نوشتن را از چه زمانی شروع کردید؟
از دوران دبیرستان به مطالعه علاقهمند بودم. شعر میخواندم و کتابهای تاریخی، روانشناسی و زندگینامه افراد موفق. جرقه نویسندگی در من از همان دوران زده شد. ضمن اینکه برای قبولی در کنکور به خواندن کتابهایی که راه موفقیت را نشان میدهد، نیاز داشتم.
چه مسیری را در نگارش «جادوی کلام» پیموده اید؟
برای نوشتن کتاب «جادوی کلام» یک دور قرآن را با معنی و تفسیر آن خواندم. از طرفی به کلاسهای تفسیر قرآن که یک روحانی آن را برگزار میکرد و همچنین به کلاسهای روانشناسی میرفتم.
در این کلاسها، سؤالاتی که از آیات قرآن داشتم، میپرسیدم. باید بگویم تمام مثبتاندیشیهایی که در کتابهای خارجی برای رسیدن به موفقیت از آن یاد میشود، در کلام قرآن کریم موجود است.
سعی کردم در جادوی کلام، بیشترین مطلب را در کمترین بخش بگنجانم. مباحث علمی، روانشناسی و فلسفه به طور خلاصه در این کتاب آمده است که میتواند برای جویندگان راه حق، جرقهای برای تفحص و تحقیق باشد. جادوی کلام تحقیقی کوچک در قرآن مجید و انجیل است درباره قدرت کلماتی که بر زبان میآوریم. کلامی که در اندیشه و بر زبان و در اعمال ما جاری میشود و راهبر ما در کل هستی است.
پس به دنبال معانی مختلف «کلمه» بودهاید؟
همینطور است. کلمه، ابزاری قدرتمند و متعلق به خداوند است که از طریق آن سخن میگوید، حکم میکند، وعده میدهد، ندا میدهد و فرمان میدهد و به خواست خداوند این هدیه الهی در انسانها به امانت گذاشته شده است تا از آن بهره ببرند و زندگی سرشار از نیکی داشته باشند.
من با استفاده از نرمافزار «نورالانوار» تعداد دفعاتی را که کلمه و مشتقات آن در قرآن آمده است، پیدا کردم و سپس به بررسی معانی و تفسیر کلمه در آیات مختلف پرداختم. کلمه در لغت به معنای گفتار است و در قرآن مجید هفتادوپنجبار در ۳۲ سوره و ۷۱ آیه آمده است. بدینترتیب کتاب جادوی کلام را با تحقیق درباره معانی کلمه در قرآن مجید شروع کردم و به نتایج جالبی هم رسیدم.
چه نتایجی؟
در قرآن کریم، هم واژه مثبت «کلمهالطیبه» و هم واژه منفی «کلمهالخبیثه» آمده است و به صورت واضح عنوان شده است که گفتار و اندیشه نیک موجب خیر و برکت انسان است. خداوند در سوره ابراهیم آیه ۲۴ میفرمایند: «آیا ندیدی که خداوند چگونه کلمه پاکیزه را به درخت پاکیزه و زیبا مثال زده است که اصل ساقه آن ثابت و برقرار باشد.
(یعنی ریشهاش در زمین ثابت است) و شاخه آن به آسمان بر شود؟» در آیه ۲۵ همان سوره نیز درباره افکار نیکو گفته است: «مثل جان پاک با دانش و معرفت و افکار و کردار نیکو در منفعت همیشگی برای خود و دیگران، بدان درخت زیبای پرثمر ماند.»
خداوند بیدرنگ در آیه ۲۶ همین سوره، کلمهالخبیثه را توصیف میکند: «و مثل کلمه ناپاک مانند درخت پلیدی است که ریشهاش به قلب زمین نرود، بلکه بالای زمین افتد و هیچ ثبات و بقایی ندارد.»
در بخشهایی از کتاب خود، از تأثیر نگرشها، افکار و کلماتی که بر زبان میآوریم بر جسم انسان و بروز بیماری نوشتهاید؟ در این باره کمی توضیح دهید.
بله، بدن انسان دارای هفت چاکرا (گرداب انرژی) است که در امتداد عمودی از انتهای ستون فقرات تا تاج سر قرار گرفتهاند. هر چاکرا، نماینده درسی معنوی در زندگی است که نادیده گرفتن این دروس در جسم انسان تولید بیماری میکند. درواقع، بیماری نمایانگر بیقراری و ناآرامی ذهن است.
بیماری نشانه ناآرامی و دوری از خداست. بزرگترین راز شفا و سلامتی هم این است که بکوشیم کلام مثبت و سازنده بر زبان بیاوریم؛ کلامی که بوی بیماری ندهد. انتقاد، سبب روماتیسم است. نبخشیدن آدمها تصلب شرائین میآورد و کبد را سخت میکند و به بینایی صدمه میزند. شاد نبودن و غصه خوردن نیز به بیماری گواتر میانجامد.
خود شما آدم مثبتاندیشی هستید؟
در حد توانم به زندگیام تنوع میدهم نه بیشتر، چون خداوند از ما به اندازه توانمان انتظار دارد، اما روزهایی که کتاب و قرآن میخوانم، شبیه روزهای دیگرم نیست. همچنین وقتی به کسی خوبی میکنم، روزی متفاوت برای خودم رقم میزنم.
زندگی از نگاه شما چگونه است؟
زندگی هدیه خداوند است که همچون آونگی بین غم و شادی در حرکت است. بین حرکت آونگ، تفکر انسان جای دارد. تفکر درباره شناختش از جهان هستی.
از خوانندگان جادوی کلمات بگویید. با شما ارتباط میگیرند؟
بله، آنها به من زنگ میزنند و دوست دارند با هم آشنا شویم. از یکخانم خانهدار گرفته تا یکدکتر؛ و در پایان، رابطه یکخانم نویسنده مثبتاندیش اهل مطالعه، با همسایههایش؟
اول از همه باید بگویم که شهر مشهد را به خاطر امامرضا (ع) دوست دارم و احساس میکنم انرژیهایی در این شهر وجود دارد که در شهرهای دیگر نیست، اما درباره همسایهها؛ در محله سعدآباد بیشتر قدیمیهای محله با هم رفتوآمد میکنند.
البته من هم با اینکه از نظر سنی با آنها متفاوت هستم، در برنامههایشان شرکت میکنم و اتفاقا خیلی هم به من خوش میگذرد. راحت بگویم که ارتباط آدمها با یکدیگر، عطوفت بین قلبها را زیاد میکند. همیشه انگشت اشارهام برای داشتن حسن خلق در ارتباط با آدمها به سمت خودم نشانه رفته است، چون هرانسانی مخلوق خداوند است و هر چقدر که من حق حیات دارم، او هم حق دارد.
این گزارش پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳ در شماره ۱۱۱ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.