اداره جهادسازندگی، معراج ۳۱۴ شهید جهادگر محله سرشور بود
جهاد سازندگی از اولین نهادهایی است که در سال ۱۳۵۸ با فرمان امام خمینی (ره) تشکیل شد. شاید جوانانی که امروز این گزارش را میخوانند، چندان با مفهوم و کارایی این نهاد آشنا نباشند، اما نسل انقلاب، فعالیتهای این سازمان خستگیناپذیر را به یاد دارد و آن را درک کرده است.
در گذشته با توجه به موقعیت کشور، جهادسازندگی روزهای شکوفایی و اوج خدمترسانیاش را پشت سر میگذاشت. جهادگران شبانهروز در تلاش بودند تا بتوانند فرمایش امام راحل (ره) را که گفته بودند «همه دستبهدست هم بدهید تا این کشور را آباد کنیم» تحقق بخشند. در سالهای بعد با تغییر وضعیت کشور، جهادسازندگی جای خودش را به جهاد مقاومتی داد و به همین دلیل این روزها نسل جدید با سازمان جهادسازندگی غریبه هستند و چندان از فعالیتهایش آگاهی ندارند، بنابراین میخواهیم شما را میهمان اولین ساختمان سازمان جهادسازندگی در استان خراسان کنیم که در محله سرشور، خیابان جهاد مستقر است.
همه چیز از یک فرمان شروع شد
مراسم نمازجماعت و دعای کمیل که طبق روال چندساله اخیر با شوروحال خاصی در این مکان برگزار میشود، به پایان رسیده است. قرار است با جمعی از جهادگران دیروز و مدیران جهادی امروز سفری به گذشته این ساختمان و افرادی که در آن فعالیت میکردند، انجام دهیم.
وقتی صحبت از آن روزها و تاسیس سازمان جهادسازندگی میشود، همه حاضران متفقالقول از خاطراتشان اینچنین میگویند: «خرداد ۵۸ به فرمان امام راحل (ره)، جهاد سازندگی در مشهد تاسیس شد. حدود ۱۰۰ نفر هسته ابتدایی جهادگران سازمان جهادسازندگی بودند که شامل دانشجویان، طلبهها، نظامیان و سایر مشاغل آزاد میشدند.»
جهادسازندگی در خراسان بزرگ تاسیس شد، اما هنوز ساختمانی نداشتیم که بتوانیم در آن مستقر شویم. با رایزنیهایی که انجام شد، ساختمان پیشاهنگی آموزشوپرورش در اختیار این سازمان قرار گرفت. ساختمان را تحویل جهادگران داده بودند، اما هیچ امکانات و وسایلی نداشتیم.
ما مانده بودیم با یک ساختمان خالی. اولین کار جهادی را برای خودمان باید انجام میدادیم، زیرا وسایلی که به ما داده بودند، همه اسقاطیهای سایر سازمانها بود که عمر مفیدشان به پایان رسیده بود. الحق که جهادگران، آنها را بهتر از روز اولشان تعمیر کردند. وضعیت نقلیه ما هم بهتر از وسایلی که در اختیارمان قرار داده بودند، نبود. تمام وسایل نقلیه از کارافتاده بود و با همت مثالزدنی همکاران، تعمیر و برای استفاده آماده شد. حالا نوبت خان بعدی بود.»

به ثمر رساندن کارها، دغدغهمان شده بود
آن روزها کسی نگاه نمیکرد چه جایگاه و مقامی دارد؛ مدیر است یا کارگر، مهم انجام کار دیگران و به ثمر رساندنش بود. ساعت ۶ صبح میآمدیم، ۱۰ شب به خانه برمیگشتیم. همه بهدنبال یک هدف بودیم و با دیدی عبادی برای خدمت به اینجا آمده بودیم؛ البته این تنها ما نبودیم که روحیه جهادی داشتیم؛ مردم هم مثل ما بودند.
بارها اتفاق افتاده بود که برای خرید به مغازهای میرفتیم، مغازهدار هنگامی که متوجه میشد برای جهادسازندگی میخواهیم، تعداد بیشتری از آن وسایل را رایگان در اختیارمان قرار میداد. حتی گاهی برخی افراد بدون هیچ چشمداشتی، امکاناتی را که خودشان داشتند، به اینجا میآوردند و با جهاد همکاری میکردند.
بیشتر ارتباط ما با روستاهای بخش تبادکان، احمدآباد سرخس و فریمان بود. شاید جالب باشد بدانید که بازسازی و مدیریت استان سیستانوبلوچستان نیز با جهاد خراسان بود. هرچند کمترین امکانات را داشتیم، بیشترین فعالیتها را در اینجا انجام میدادیم. اوایل، جهاد با محوریت کمک به روستاییان شکل گرفته بود.
صبح که وارد سازمان میشدیم، داسها را برمیداشتیم و سوار وانتها و کامیونها شده و به سمت روستاها حرکت میکردیم. فصل درو بود و روستاییان باید گندمها را درو میکردند، نیرو برای جمعآوری محصول کم بود و نیاز به کمک داشتند، اما باورش برای آنها سخت بود که عدهای از شهر بیایند و بخواهند بدون هیچ چشمداشتی کمکشان کنند و هنگام غروب هم وسایلشان را جمع کنند و بروند. مدتی گذشت. در این رفتوآمدها متوجه شدیم برخی روستاها محرومیتهایی دارند؛ به عنوان مثال آب، برق و راه مناسبی برای رفتوآمد ندارند.
با مشورتی که با یکدیگر انجام دادیم، قرار شد بنا به تخصصی که هرکدام داریم، به گروههای مختلف بسیج تقسیم شویم تا مشکلات روستاها را به صورت تخصصی برطرف کنیم و هرکس بر مبنای تخصصی که داشت، کارش را با کمترین امکانات انجام میداد و برخی با دست خالی برای رفع مشکلات اقدام کردند و جهادسازندگی همچنان گسترش مییافت.
ساطمان جهادسازندگی مشهد بیشترین شهید را در عملیات والفجر ۵ تقدیم اسلام کرد که ۷۲ شهید جهادگر بودند
اقداماتی که انجام شده است
در این سالها اقدامات درخورتوجهی را جهادگران در این سازمان انجام دادهاند؛ از جمله ساخت مدرسه، حمام، نیروگاههای آبی و بادی و سدسازی و... شاید برایتان جالب باشد که بدانید ما از سدسازی هیچ چیزی نمیدانستیم و تخصصی در این امر نداشتیم؛ برای این کار اول کتاب سدسازی را از زبان روسی به زبان انگلیسی و سپس به زبان فارسی ترجمه کردیم و سپس بر مبنای آن کارمان را شروع کردیم و توانستیم به کمک خداوند، سدهای زیادی بسازیم.
احداث پل بعثت از کارهای بزرگی است که با استحکامات فنی انجام شد و از ساحل خودی، کامیونها و نفربرها از آن میگذشتند؛ اولین پلهایی که ساختیم، پلهای خضر بود. ما صفحههای پل پیانپی را نیز به هم وصل میکردیم که روزها پنهان میشد، روی آب میآمد و با آن رفتوآمد صورت میگرفت. پل با دوتا کابل در دو طرف اروند مهار میشد و از روی این صفحات شناور که روی آن دستگاه محرک هم نصب کرده بودیم، کمپرسی و تانک و بولدوزر را رد میکردیم.
یکی از اقدامات دیگر، ساخت پل کوثر و پل خیبر بود. کوثر، پل کوچکتری بود که برای نفر و موتورسوار مناسب بود. بعد از پلها، احداث جادههای استراتژیک یکی دیگر از کارهای بزرگ مهندسیرزمی جهاد خراسانی بود. از دیگر اقدامات جهادگران خراسانی میتوان به ساخت نیروگاههای آبی و نیروگاه بادی تیزباد اشاره کرد که مدیریتش با این سازمان بود.

مدیرانی که جهادسازندگی ساخت
سازمان جهادسازندگی، مدیران لایقی را در خود پرورش داد و تقدیم انقلاب و کشور کرد؛ مدیرانی جهادی که امروز در سمتهای مختلف در این آبوخاک خدمت میکنند. ۷۴ مدیرکل از این سالن بیرون رفتند که از آن جمله میتوان به سردار فیروزآبادی، دکتر هاشمی وزیر بهداشت، انتظاریهروی رئیس شورای شهر، بنیهاشمی نماینده مجلس و... اشاره کرد.
ساختمان جهادسازندگی و معراج جهادگران
حفظ آثار سازمان میراثفرهنگی و جنگ تحمیلی به عنوان یکی از ارزشهای انقلاب، از جمله وظایف همه نهادها و سازمانهای مرتبط است. امروز جای پای یک فوتبالیست یا پیراهنش بسیار ارزشمند است و به آن بهای زیادی میدهند، اما نمیدانیم چرا مسئولان به این ساختمان که معراج جهادگران خراسانی بوده است، بیتوجهی میکنند!
در این سالن، گلهای گلگونکفنی تشییع شدند که شاید کمترکسی از این موضوع اطلاع داشته باشد. این مکان، مقدس است؛ جهادگران خراسانی از این ساختمان به جبهه اعزام میشدند. اینجا معراج ۳۱۴ شهید جهادگر است. ما بیشترین شهید را در عملیات والفجر ۵ تقدیم اسلام کردیم که از آن میان ۷۲ نفر جهادگر بودند؛ شهدایی که از جان و مالشان گذشتند و در جبهه برای رزمندگان سنگر میساختند. تمام تلاش ما در این سالها این است که یادمان سنگرسازان بیسنگر حفظ شود.
جهادگرانی که مسئولیتپذیر بودند
آن زمان هنگامی که داخل سالن جهاد میشدید، دولتی کوچک را میدید. پایه کارهای ابتکاری جهادی، در اینجا شکل میگرفت. هیچکس به این فکر نمیکرد که سمت اداریاش چیست؛ مدیر است یا کارگر، چقدر حقوق و اضافهکاری میدهند. تنها فکرشان این بود که مسئولیتی که به آنها دادهاند، بهخوبی انجام بدهند. مدیران دیروز مسئول بودند؛ یعنی سوالشونده و باید برای هر کاری پاسخگو میبودند، اما اکنون بیشتر مدیران، رئیس هستند و نیازی به پاسخگویی در خود نمیبینند.
آن زمان مبنای کار ما عبادی بود و هر قدمی که برداشتیم، برای رضای خدا و خشنودی خلق بود، اما با گذشت زمان روحیه افراد فرق کرده و بیشتر جنبه اداری پیدا کرده است. آن زمان ما با کمترین امکانات بیشترین اقدامات را انجام میدادیم، اما حالا اول امکانات را میخواهیم، بعد اقدام را انجام میدهیم.
در پایان، حسین شریعتاحمدی، یکی از جهادگران دیروز، میگوید: «در محله سرشور اگر بخواهیم فارغ از حساسیتهای صنفی، مکان مقدسی را معرفی کنیم، باید به سازمان جهادسازندگی اشاره کنیم؛ زیرا هم معراج جهادگران بوده و هم فعالیتهای جهادی بسیاری از این مکان آغاز شده است. امیدواریم مسئولان هم اهمیت این مکان را درک کنند و آن را برای جوانان نسل امروز که آن روزها را درک نکردهاند، معرفی و ثبت کنند.»
* این گزارش در شماره ۱۳۲ شهرآرا محله منطقه ۸ مورخ ۱۴ بهمن ماه سال ۱۳۹۳ منتشر شده است.