آثار تاریخی - صفحه 4

قدیمی‌ها می‌گویند تا چندین سال پیش کتبیه‌هایی در انبار بود که ثابت می‌کرد آب‌انبار وقف نوادگان میرزا علی اصغر الحسینی است، اما آنچه در کتب تاریخی آمده است، ساخت بنا را به نخستین سال سلطنت شاه عباس منسوب کرده است.
خانه ناظران به‌دلیل مراقبت‌های مناسب صاحبان خانه و همچنین برای جذب مسافر در اغلب اوقات وضعیت مطلوبی داشته و دارد.
تخریب سقف و نمای سازه سرای عزیزالله‌اُف در فضای مجازی، نگرانی تازه‌ای را برای تاریخ‌دوستان مشهد ایجاد کرد؛ موضوعی که در مغایرت کامل با استاندارد‌های مرمت بنا‌های تاریخی قرار دارد.
خانه حناساب سال ۸۳ ثبت ملی شد، امید می‌رفت که میراث فرهنگی مرمت این خانه را آغاز کند و ماندگاری‌اش را تضمین، اما چنین نشد؛ اتفاقی‌که برای خانه حناساب افتاد این بود: تخریب کامل بنا.
هومن مرصعی و هدایت گواهی، برمبنای یک الگوی جهانی کارشان را «واچینی» و دوباره‌چینی بنا‌های تاریخی مشهد قرار دادند و به این روش توانستند تعداد زیادی از خانه‌های تاریخی مشهد را در انبار‌های تاریک و نمور شهرداری حفظ کنند.
خانه تاریخی زرین‌زاده در دورۀ قاجار ساخته شده است و قدمت آن به حدود ۱۳۰ سال می‌رسد. این منزل، از همان ابتدای ساخت در مالکیت آقای زرین‌زاده از بازاریان سرشناس و ثروتمند مشهد بوده است.
«سرای فولادکار» تخریب شد تا بخشی از آن برای پروژۀ تجاری و اقامتی «سارا» و «ایمان» استفاده شود و بخشی دیگر برای پروژۀ «شارستان»
مقبره ۳ امامزاده به نام‌های سیدفتح‌الله (ع)، سیدعماد‌الدین (ع) و بی‌بی ربابه (ع) در کنار هم و در داخل یک ضریح در روستای اندرخ قرار دارد و طبق شجره‌نامه‌ای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم (ع) می‌رسد.
نشتیفان یعنی «نیش توفان» جایی است که باد حضور عادی در جریان زندگی مردم دارد و هنر و خلاقیت نیاکان ما آن را به آسباد تبدیل کرده است.
مدرسۀ عباسقلی‌خان شاملو در حاشیۀ جنوبی خیابان نواب صفوی، جزو آثار ملی شهرمشهد است که در دوره صفویه ساخته شده است.
آنچه که بیش از هر چیز زندگی «پهلوان رستم» را خاص کرده، علاقه او به جمع آوری اشیای خاص است. «موزه آیین‌های پهلوانی شه لافتی» نتیجه این علاقه اوست که ۶۰ سال به طول انجامیده است.
خانه تاریخی سالاری، تنها خانه بازمانده ثبتی میراث در منطقه ماست که جدای از داستان جالب مالک آن که جز اولین پزشکان شهر مشهد بوده است، خیلی وضعیت مناسبی ندارد.
بقایای روستای قدیم اسلامیه، یکی از بنا‌های ۶۰‌ساله، اما با ظاهر هزار ساله در محدوده تابران توس است که اهالی محله فردوسی آن را «قلعه بالا» می‌نامند.
امیرعلیشیر نوایی بیستم بهمن سال 819خورشیدی در شهر هرات به دنیا آمد، در عهد اقتدار و حکومت «اُلُغ بیگ»، فرزند شاهرخ تیموری و گوهرشاد خاتون. با این حال، دوران کودکی امیرعلیشیر، با قتل اُلغ بیگ به دست پسرش عبداللطیف و آغاز کشمکش های ویرانگر امرا و شاهزادگان تیموری مصادف شد.
قدمت محله چهارباغ مشهد را به سال ها پیش از حکومت شاهرخ تیموری نسبت می‌دهد جایی که ساخت آن به همت خواجه‌نظام الملک توسی رخ داده است، البته چهارباغ نابود شده در حمله تیموریان در توس، یگانه چهارباغ پیش از اصفهان خطه خراسان نیست و در همان دوره تیموری ابتدا در هرات و سپس در مشهد چهارباغ‌هایی ایجاد شد که اکنون نمونه هرات آن تقریبا به صورت کامل و نمونه مشهد آن در حد یک محله کوچک باقی مانده است.
از بیشتر مشهدی‌ها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی می‌دانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچه‌بافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امام‌خمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
کمتر مشهد‌پژوهی است که برای دانستن درباره گذشته این شهر، سراغی از احمد ماهوان و کتاب‌ها و مقالاتش نگرفته باشد؛ کسی که گنجینه‌ای وزین از نادانسته‌ها درباره مشهدالرضاست. گواه این ادعا هم وجود کتاب‌‌های مصور از تاریخچه مشهد قدیم و آثار و متونی است که در طول بیش‌از نیم‌قرن گردآوری کرده و به چاپ رسانده‌است؛ آثاری چون «عکس‌های قدیم مشهد»، «تاریخ مشهد‌الرضا»، «بازار، در فرهنگ و ادب ایران زمین» و... تهیه نخستین نقشه شهر رو‌به‌توسعه مشهد‌ هم کاری از او و برادرکوچک‌ترش، مرحوم محمود، است که در سال60 به چاپ رسید.
صحبت از احیای خانه تاریخی غفوری، مرتفع‌ترین خانه عیدگاه است که در کوچه محمدیه (شهیدحاجی‌حسنی‌کارگر3) قرار گرفته و از یک‌طرف به شارستان و از طرف دیگر به حرم ‌مطهر راه دارد. صاحب اول این خانه یک یهودی متمول بوده است که سال 1340 این بنا را به آقای دشتباف و شریکش می‌فروشد و خانه در سال1385 به شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن که زیر نظر بازآفرینی شهری کشور است، فروخته می‌شود.
کوچه سوت و کور و خالی است و همان ابتدای آن روی تابلویی نام مهدیه با نشانه‌ای مسیر را مشخص می‌کند. جلو ورودی کارگاه ساختمانی هستیم که خانه‌های مجاور آن خالی‌اند و بدون سکنه. چند بار زنگ در را فشار می‌دهیم. نگهبان در را باز می‌کند. فضای پیش رو خاکی و گل‌آلودست و هیچ شباهتی به وصف آدم‌ها از مهدیه گذشته ندارد.
«محمدحسن‌خان مسعودی خراسانی»، در روزهای تاریک و روشن سال 1288 خورشیدی شهرداری را با صرف هزینه شخصی‌ اداره کرد و نگذاشت هرج و مرج بر مشهد حکم‌فرما شود.