والیبال

عروسک‌گردان ورزشکار
پرنیا رضایی در چند هنر و رشته ورزشی،‌ تجربه کسب کرده است و دستی بر آتش دارد. از این گذشته نمرات خوبی در امتحانات مدرسه به دست آورده است. در کنار درس‌هایش فعالیت‌های هنری هم انجام می‌دهد اما بیشتر به نظر می‌رسد در کنار هنر، نگاهی به درس و مدرسه هم دارد، به همین دلیل است که تصمیم دارد در دوره دبیرستان رشته هنری را انتخاب کند.
هنرمندان معلول، کارگردان زندگی خودشان هستند
قصه ما تصویر آدم‌هایی را نشان می‌دهد که زندگی آرام و خوبشان حاصل کارگردانی بی‌نقص خودشان است. آن‌ها بعد از فهمیدن اینکه با دیگران کمی فرق می‌کنند، تکانی اساسی به زندگی‌شان دادند و اجازه ندادند کسی برایشان دل بسوزاند. روایت گروه تئاتری که طوفان حادثه‌ای به شکل‌های مختلف تلنگری به زندگی‌شان زده است، اما نگذاشته‌اند آن را به‌هم بریزد و پایان بدهد. توان‌یابانی که اجرا‌های متعددی بین مردم داشته‌اند و حالا بااعتماد به‌نفس حرف می‌زنند، روایت می‌کنند و پیام می‌دهند هیچ حادثه‌ای آن‌قدر مهم نیست که تو را اسیر چهاردیوار خانه و سکوت و روزمرگی و رنجوری کند.
وداع تلخ دانش‌آموزان طرق با دبیر ورزش روح و جانشان
علی اصغر تابش‌نژاد در تیم والیبال نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان خراسان بازی کرد. او پس از پذیرفته‌شدن در دانشگاه، به عضویت تیم‌های والیبال دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسی مشهد درآمد و عضو مؤثر این تیم‌ها در اوایل دهه۷۰ به شمار می‌رفت. این دبیر ورزش طی 22سال خدمتش در دبیرستان طرق فقط به فکر سلامت جسمی دانش‌آموزان نبود، بلکه به قلب و روح دانش‌آموزانش هم نفوذ کرده بود. این را لابه‌لای حرف‌های دانش‌آموزان دیروز و امروزش و حتی همکارانش می‌توان به‌خوبی متوجه شد.
ورزشگاهی زیر خاکی برای عبدالله، صابر و کمال
بهمن گرگیج، شهروند ساکن شاهنامه18، درباره مشکلات بهداشتی می‌گوید: این زمین در مجاورت یک قبرستان قدیمی واقع شده است و فرزندان ما در چنین شرایط مشغول مسابقه و بازی می‌شوند که به لحاظ روحی و روانی مناسب سن آن‌ها نیست اما چون فضای جایگزینی برای آن‌ها نداریم نمی‌توانیم مانعشان شویم. به‌جز بهداشت روان، بهداشت محیط هم در این فضا وضعیت خوبی ندارد. در فصل گرما پشه‌هایی از جمله سالک در این زمینِ رهاشده فراوان هستند.
مهاجرت به مشهد برای پیشرفت
خانواده ژینا تصمیم گرفتند برای پیشرفت بیشتر بچه‌ها در این رشته به مشهد بیایند اما آمدن آن‌ها به مشهد هم‌زمان شد با شیوع کرونا و ژینا تنها مدت کوتاهی فرصت کرد در سالن حمیدی با اکرم حصاری یکی از مربیان مشهدی تمرین کند. البته او پس از آن با همراهی خواهرش نگین تمرین را رها نکرده است. 
حرف مربی‌ انگیزه‌ای شد تا نشان دهم در والیبال حرفی برای گفتن دارم
زهرا اکبری یک خاطره منفی اما تأثیرگذار در زندگی ورزشی‌اش را این‌گونه روایت می‌کند: در آن زمان هر چند برای مسابقه‌های مدارس و ناحیه بازی می‌کردم، اما آن‌قدر اعتماد به نفسم بالا بود که به اردوی تیم ملی و... فکر می‌کردم. سال اول راهنمایی بودم که برای مسابقه‌های المپیاد کشوری بازی می‌کردیم در آن مسابقه‌ها باختیم و مقامی کسب نکردیم. یادم می‌آید مربی‌مان به من گفت: تو نمی‌خواهد ورزش کنی. در این ورزش هیچی نمی‌شوی؛ این حرفش ملکه ذهنم شده بود و به جای اینکه دلسردم کند سبب شد تا خوب تمرین کنم.
نوجوان ورزشکار محله اقبال روی سکوی نایب قهرمانی لیگ برتر والیبال نشسته، ایستاد
من هیچ وقت احساس نکردم که در فعالیت‌های روزانه از دیگر بچه‌ها عقب می‌مانم. هرچند بعضی وقت‌ها افرادی باعث ناراحتی‌ام می‌شدند اما ناامید نمی‌شدم. به یاد دارم برای ورود به دبستان با مشکلات بزرگی روبه رو بودم. مدیر مدرسه من را ثبت نام نمی‌کرد. این قضیه خیلی ناراحت کننده بود، اما هیچ وقت دلسرد نشدم.