شهید - صفحه 27

نوروز سال‌۶۶ بود. رضا دو‌سه‌روزی آمد برای عیددیدنی پدر و مادر و بعد هم عازم جبهه شد. مادرم، بتول‌خانم، یک کاسه آب پشت سرش ریخت تا مسافرش سالم برگردد، غافل از اینکه این رفتن بازگشتی ندارد.
برات ایمانی خانه شهدا را می‌شناسد و برنامه‌ریزی شام غریبان از سی‌سال قبل با او بوده است. به خانه هر شهیدی که نزدیک می‌شویم، پدر و مادر، همسر، دختر و پسر شهید را خطاب قرار می‌دهد.
محمد مقدم سال ۹۳ از ایران با پدر و مادرش در افغانستان تماس می‌گیرد و حلالیت طلبیده و اجازه می‌گیرد تا برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه برود.
فاطمه خادمی در ۶۵ سالگی، هنوز غذای مورد علاقۀ فرزندشهیدش را به یاد او می‌پزد.
شهید تقی‌پور در اربعین سال ۹۵ در سامرا در حال مأموریت بود که در آن روز خود را به کربلا می‌رساند و در حرم امام حسین (ع) دعا می‌کند تا در یک روز خاص و به زودی شهید شود.
مادر شهیدان رجب‌پور تعریف می‌کند: گوشی تلفن را کنارم گذاشته و منتظر بودم که  محمد زنگ بزند. از خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که پدرش درحالی‌که تاج گلی به سرش گذاشته، وارد خانه شد.
موتورسواری با دو سرنشین به تعقیب شهید کامیاب  پرداختند و در تقاطع خیابان راه آهن (خیابان شهید کامیاب فعلی) و خیابان خواجه ربیع، در حالی که سرعت ماشین کم شد، دو گلوله به  وی شلیک کردند.
هفدهم شهریور سال ۵۷، که مرحوم آیت‌الله قمی از تبعید کرج برمی‌گشتند، محمد جمال فرید‌زاده هم همراه خیل عظیمی از مردم برای استقبال از او به بولوار فرودگاه رفته بود که ناگهان تیری به سمت شهید رها شد.
مرضیه سلطانی دانشجوی دکترای زبان انگلیسی که به‌طور رایگان به خانوادۀ شهدای مدافع حرم زبان آموزش می‌دهد.
اسدالله کشمیرى با اوج گرفتن حرکات مردم علیه رژیم شاه، متحول شد. سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ از طریق بسیج به همراه پدر و ۲۰ نفر از اهالى روستا دسته‌جمعی برای دوره آموزشی عازم کردستان شدند و پس از آن به عضویت سپاه درآمد.
شهید مدافع حرم «محمدرضا یزدانی» که به‌خاطر مهارتش در موتورسواری به‌خصوص موتور سنگین ۴۰۰، در بین بعضی دوستانش به «رضا ۴۰۰» معروف بود، ۳۱ شهریور سال ۹۶، بعد از ۳ سال و ۳ ماه دفاع از حرم، به شهادت رسید.
سید‌هاشم رنگرز و لیلا جنگجو پدر و مادر شهید جاویدان‌اثر سیدکاظم رنگرز هستند از فرزندشان نه کالبدی آمد؛ نه پوتین پوسیده‌ای و نه حتی یک چفیه که دلتنگی‌های مادر شهید با لمس آن سر سجاده نماز برطرف شود.
موسی مشار قائم‌مقام می‌خواست مقداری زمین به مدرسه بدهد، اما جمعی از قدیمی‌های محله از ایشان درخواست می‌کنند زمین را به مسجد اختصاص دهد.
دوم بهمن سال‌۱۳۵۷، هزاران نفر از مردم مشهد در عشرت‌آباد گرد هم آمدند تا این محل را به یاد شهید محسن مباشرکاشانی، «سه‌راه کاشانی» بنامند.
فریاد زندند: شیمیایی...هادی شانزده‌ساله به جای اینکه ماسک را روی صورت خودش بگذارد آن را به هم‌رزمش داد که روی زمین افتاده بود و خودش به سرعت به سمت رودخانه دوید.
شهید هوشنگ نیکزاد یکی از ۱۰۴ افسر درجه‌دار نیروی هوایی بود که در سقوط هواپیمایc۱۳۰ در ۲۳ اسفند سال‌۷۴، به درجه رفیع شهادت نائل شد. هفت روز لاشه این هواپیما پیدا نشد و روزهای سختی بر خانواده‌ها گذشت.
به همسرم تذکر داده بودند که چون در عقیدتی لشکر ۷۷ پیروز ثامن‌الائمه فعالیت می‌کند، جانش در خطر است و باید احتیاط کند.
مادر شهید جاویدالاثر براتعلی گرجی می‌گوید: هرکس قسمتی دارد. قسمت برات من هم شهادت بود. گوارای وجودش. من هم راضی‌ام به رضای خدا.
همه‌چیزش خدایی بود حتی ازدواج و زن گرفتنش. جبهه بود، از آنجا زنگ زد که مادر به فکر دامادی من باشید. من از امام خمینی برای عقدم وقت گرفتم.
مادر شهید سیدجلیل هاتفی می‌گوید: به او گفتم «تکلیفت را مشخص کن؛ از یک طرف می‌گویی می‌خواهی شهید بشوی و از طرف دیگر می‌خواهی برایت زن بگیرم. بگو من باید چکار کنم؟»