وقتی مامانگلی از زیر تابلو هنرستان۲۳.۲ که اسم حمیدش روی آن نوشته شده است، میگذرد، بلند میگوید: سلام مادر، دارم میروم مسجد. دستی برای حمید تکان میدهد و میرود بهسمت مسجد امامعلی (ع).
حسن قاسمیدانا، ۲۶فروردین سال ۹۳ به کشور سوریه رفت و ۱۹ اردیبهشت در شهر حلب به دست نیروهای تروریستی به شهادت رسید.
آمنه کفاششمسآبادی، همسر شهید محمدعلی دبوری میگوید: ۱۸ سال بیشتر نداشتم که شهید دبوری رفت و مرا با دوبچه تنها گذاشت. تنها مانده بودم. به اصرار خانواده همسرم، با برادرشوهرم ازدواج کردم.
رها اکبریدزق دختری بابایی است که از ۷ سالگی پدر شهیدش را ندیده است، او آن قدر در فراق پدر گریه میکند که اندک سوی چشمانش هم تاریک میشود. او حالا فوق لیسانس ادبیات دارد و شاعر است.
محمدحسن و محمدحسین شعبانیفر با فاصله یک سال از هم به شهادت رسیدهاند. البته این دو برادر تنها شهدا این خانواده نیستند و محمد افتخاری، داماد خانواده هم شهید شده است.
سیدجواد سیدی از قدیمیهای محله فاطمیه است؛ مردی که معتقد است با خدا معامله کرده و به شهادت و جانبازی فرزندانش افتخار میکند.
فرزند شهید مدافع حرم، مهدی محمدیمفرد دوروزه بود که او رفت و روز ۱۵ بهمن درجریان آزادسازی دو شهرک شیعهنشین مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسید.
سال۱۳۷۵ بود که واقعه تلخ سقوط هواپیمای ارتش جمهوری اسلامی ایران در اثر برخورد با کوههای بینالود رخ داد و ۸۸ نفر به شهادت رسیدند. امیر سرتیپ محمدمهدی گلابچی یکی از شهدای آن حادثه بود.
شهید براتعلی کلالی در ۹ مرداد ۱۳۶۶ همراه با ۲۷۴تن از حاجیانِ ایرانی در جمعه خونین مکه به دیار معبود شتافت.
مزار شهید محمدباقر علیدوست درمیان بوستان طوبی در شهرک شهیدباهنر است، اما پرسوجوها درباره صاحب سنگ مزار میگوید که اینجا کمترکسی از داستان زندگی شهید خبر دارد.
شهید پرویز بهشتی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که از خاکهای شلمچه آسمانی شد و از او تنها چند قطعه عکس و یک پلاک باقی ماند. خواهرش ریحانه بهشتی نیز دونده مشهدی بود که با اهدای اعضای بدنش بهشتی شد.
زهرا عمارلو همسر شهید محمدعلی برمهانی است. او ۵ سال با شهید زندگی کرد و وقتی فرزندشان ۳ سال و سه ماه داشت، همسرش در عملیات رمضان به شهادت رسید.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و اعزام حاجحسین به جبهه بهعنوان اولین داوطلب منطقه تبادکان، خانه شعبانیها تبدیل به پایگاه اعزام نیرو شد؛ عباس، امیر، حاجباقر، علی، حبیبالله و غلامرضا هم راهی جبهه شدند.
سردار شهید علیرضا نعمانی یکی از سردستههای اصلی مقابله با منافقین و عناصر ضدانقلاب در مشهد بود که در عملیات خیبر به شهادت رسید.
مریم سیرجانی میگوید: سال۱۳۶۴ با شهید جلیل محدثیفر آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. فرزندمان را ششماهه باردار بودم که همسرم شهید شد. تازه آنجا بود که فهمیدم فرمانده گردان غواصی است.
شهید محمدعلی اکبری یکی از پنج شهید مدافع حرم است که ماه گذشته در حمله هوایی دشمنان مقاومت سوریه به شهادت رسید.
شهید محمد مخیر ایرانی ۳۱ سال مفقودالاثر بود. او ۱۲ اسفند۶۲ و در عملیات خیبر و جزیره مجنون به شهادت رسید.
هیجدهمین روز از فصل زمستان سال ۶۲ است که محمدعلی برای آخرینبار مادر را در آغوش میگیرد، بر شانههای پدر بوسه میزند و میرود تا داغ هجران یوسف در دل یعقوب همچنان زنده بماند.
خانواده سیدجواد حسینی راهی معراج میشوند. خواهر شهید از آن روز تعریف میکند: مسئول معراج همین که چشمش به برادر بزرگم افتاد، گفت: شما از کجا خبردار شدهاید؟ برادرتان را همین دیشب آوردند!
درست پس از روز خاکسپاری همسر، بیبیمریم نیز در حالی که با کمک برادرانش، توانست اشهدش را بگوید، با جاری شدن «الله اکبر» بر لبانش، نزد همسر و فرزند شهیدش شتافت.