مسجد - صفحه 20

مردم در مسجد و حسینیه الزهرا(س) برای یک لحظه چشم در چشم شدن با آیت‌الله العظمی بهجت سرهایشان بالا بود. یک لبخند، یک سکوت معنادار و یک نگاه کافی بود تا برای یک عمر احساس خوشبختی کنند.
نجمه ساده می‌گوید: تا قبل از تشکیل پاتوق، دختران با این نظم و تربیت و با این تعداد در مسجد فعال نبودند. از سال گذشته که گروه شکل گرفت، توانستیم برای آنها فعالیت‌های مختلفی تعریف کنیم.
جابر مداح معتقد است بهترین نوع کمک کردن دادن کار است، به جای پول. ما در شرکت خودمان، از مهندس تا کارگر، افرادی را استخدام کردیم که بیکار بودند.
از خواجه‌روشنایی حالا فقط نامی به‌جا مانده و صورت قبری که منسوب به اوست. هیچ‌کس درست نمی‌داند خواجه‌روشنایی که بوده و چه کرده، اما هر که بوده است، مردم مشهد سخت به او اعتقاد داشته‌اند.
‌درختان توت با عمر بیش‌از صدسال، بخشی از هویت محله چهاربرج هستند. درختانی که تعدادشان از بیست‌اصله عبور می‌کند و علاوه‌بر زیبایی‌بخشی به این کوچه، شیرینی و آجیل اهالی را در گذشته تأمین می‌کرده‌اند.
معصومه جهانگیری می‌گوید: بعد‌از مشورت به این نتیجه رسیدیم که با نزدیک‌شدن فصل سرما و سرد‌بودن هوای کشور‌های فلسطین و لبنان، طرح تهیه لباس برای کودکان و زنان را اجرا کنیم.
ولی‌الله کارگر مقدم باجگیران، از سال‌۱۳۹۴ جشن‌هایی را برگزار می‌کند که در آن، بچه‌های تحت پوشش بهزیستی کنار مردم حضور دارند. می‌گوید: هر جشنی که برگزار می‌شد، همسایه‌ها را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌داد.
اینجا در مسجد امام‌حسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شده‌اند تا با شرکت در پویش پاک‌کردن زعفران و جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند. 
محمدحسن وزیری‌فرد می‌گوید: هدف اصلی ما از برگزاری مسابقه نوجوانان برتر، همکاری، هم‌افزایی و برقراری ارتباط بین مساجد بود. می‌خواستیم نوجوانان از‌طریق برنامه‌های فرهنگی به مساجد و هیئت‌ها جذب شوند.
ملیحه اسداللهی می‌گوید: حدود هشتاد‌درصد محصولات بازارچه، دست‌سازه‌های بانوان است، اما برخی از محصولات مانند پوشاک از بازار خریداری می‌شود و با حاشیه سود منطقی به فروش می‌رسد.
علی دسترس می‌گوید: پویش «بافتنی‌های گره‌گشا» با حضور خانم‌های محله در مساجد اجرا شد و تصور نمی‌کردیم تا این اندازه خانم‌ها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که می‌زنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
طاهره محمدزاده‌اصلی از همان سال‌۵۷ که به محله رسالت می‌آید، دوش‌به‌دوش مرد‌ها، مانند دیگر زنان محله، چادر به کمر، مسجد صاحب‌الزمان (عج) را می‌سازند.
دغدغه علی‌اکبر یوسفی جذب نوجوانان به مسجد است. او معتقد است: مسجد نباید خانه سالمندان شود؛ مسجدی پویاست که جوانان به آن رفت‌وآمد داشته باشند و امور را به‌دست گیرند.
زهرا غلامی‌مقدم می‌گوید: وظیفه انسانی و اخلاقی‌مان ایجاب می‌کرد که کاری برای مردم جنگ‌زده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
محمدامین و محمدسجاد علیجانی، سیده فاطمه قربان‌پور، مهلا رضایی‌پور و سید امیرمحمد سیدی نوجوانان فعال بسیجی مسجد المهدی(عج) محله سیدی آگاه هستند و هوشیار.
«سید‌جواد ضیاء» عمرش را در حسینیه و مجتمع محبان‌الجواد(ع) گذاشته است. او می‌گوید: پدربزرگم واقف این حسینیه است و بعد از پدرم، من واقف این حسینیه شده‌ام.
کوچه دانش‌آموز۲۹ که از بولوار دانش‌آموز تا سیدرضی کشیده شده است، هیچ شباهتی به گذشته‌اش در دهه ۵۰ و ۶۰ ندارد. در آن، نه خبری از خانه‌های پانصد‌متری ویلایی هست و نه کوچه‌های خاکی که در پاییز غرق در گل‌و‌لای بود.
بچه محل‌های قدیمی خیابان وحدت‌۱۳، حالا همسایه‌های چهل‌پنجاه‌ساله‌ای هستند که شغل پدرانشان را ادامه داده‌اند و هنوز مانند گذشته هوای همسایه‌ها را دارند.
حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
پلاکم را با یکی از رزمنده‌ها عوض کردیم که شهید شد. خبر شهادت من را به خانواده‌ام داده بودند. حالا هرچقدر از پایگاه به پدرم زنگ می‌زدم که من زنده هستم و شهید نشدم، باورش نمی‌شد.