صفاری در سالهای برپایی سهشنبههای مهدوی با چالشهای بسیاری روبهرو شد، و ایستگاه را به کمک بیستنفر دیگر اداره کرد. حالا خیلیها، این ایستگاه و سهشنبههای مهدوی را خوب میشناسند و هر هفته منتظر برپا شدن ایستگاه هستند.
مسجد صاحبالزمان (عج) در شهرک حجتآباد، هنوز رنگوبوی روزهای انقلاب را در سینه دارد؛ زیرا سالها مقر اصلی و کانون تمرکز اهالی برای فعالیتهای انقلابیشان بود.
مسجد حضرتزینب (س) در محله تربیت، مسجدی است که حوالی سه دهه قبل به همت نخستین ساکنان محله بنا شد تا امروز بهعنوان مهمترین پایگاه اجتماع اهالی و برپایی نماز جماعت شناخته شود.
فعالیتهای مسجد امام زمان (عج) در محله امیرالمؤمنین(ع)، از خردسال تا سنوسالدار را دور هم جمع کرده است.
چهارشنبهها، از ساعت۱۸ تا ۲۰ وکلای پایه یک دادگستری به پیشنهاد خودشان در مسجدالنبی(ص) در محله شهیدقربانی حاضر میشوند تا کاملا رایگان پای مشکلات حقوقی شهروندان بنشینند و برای آنها راهحل ارائه دهند.
یکی از بخشهای مهم طرح «رؤیای مادری»، ارائه خدمات درمانی و مشاورهای به بانوان است. مریم قاسمی، توضیح میدهد: بسیاری از زنان ممکن است ناباروری نداشته باشند، اما بهدلیل مشکلات جسمی، دچار اختلالاتی شدهاند که با تغییر سبک زندگی برطرف میشود.
حاج آقا جعفری امام جماعت جوان مسجد حضرت زینب(س) است و رابطهای دوستانه با جوانهای محل دارد. او از بازی در زمین فوتبال تا درس در حوزه علمیه را تجربه کرده است.
حاجعباسعلی عباسیقیافهشناس از آن دسته خیّرهایی نیست که پول کلانی داشته باشد با این حال او تاکنون سه مسجد و حسینیه، یک بیتالرقیه(س) و مهد کودک ساخته است.
یکی از جلوههای وحدت را میتوانید در محله مهدیآباد ببینید، وقتی متوجه میشوید که مسجد مکی این محله درست پهلوبهپهلوی حسینیه علیبنابیطالب (ع) قرار گرفته است، آنچنانکه دیوار میانی آنها مشترک است.
سیدامیر نبیزاده میگوید: جامعه ما نیاز به افزایش و جوانی جمعیت دارد. به همیندلیل ما همیشه از خانوادههای چندفرزندی محله که شرایط اقتصادی مناسبی ندارند، حمایت کردهایم و این کمکها را ادامه میدهیم.
آوازه این دورهمی کتابخوانی که با خوانش جمعی یک کتاب شروع میشود و با مباحثه درباره نکات آن ادامه پیدا میکند، از محله مهرگان فراتر رفته است و کمکم دارد پای دختران محله قرقی نیز به آن باز میشود.
این مسجد در محله راهآهن، خانهای ویژه بود که وقف شد و پیش از وقف هم مراسم و مناسک آزمایشی حج، نشستهای فرهنگی و حتی پختوپز نذری در آن رونق داشت، اما اکنون، نامش مسجد والدین است.
اهالی محله کوی سلمان بیش از ۱۰ سال است که هر روز چهارمرتبه نظارهگر سیدمرتضی سیدی هستند، درحالیکه با صدای اذان ظهر و مغرب، پدر بیمارش را برای اقامه نمازجماعت کول میکند و به مسجد میآورد.
بازارچه هنرهای دستی خانمها و و نوجوانان در مسجد الغدیر، مشتریان خود را پیدا کرده است.
این مرکز نیکوکاری، در همه اعیاد با کمک خیران برای دانشآموزان خوراکی تهیه میکند. علی حسنی میگوید: وقتی پشمک نذری پخش میکنیم، صدکیلو شکر میخریم و از صبح تا شب با دستگاه برایشان پشمک درست میکنیم.
اعظم خانم میگوید: اگر یک روز به مسجد نیایم، بیمار میشوم. حتی با دستشکسته اینجا کار کردهام. ماه رمضان پارسال همینجا در آشپزخانه مسجد سُر خوردم و افتادم و دستم شکست. با همان وضعیت، هر شب در آشپزخانه آشپزی میکردم.
مسجد بلال در محله خیرآباد، فضایی برای پذیرایی دائمی از اهالی ایجاد کرده است.
یکدلی این آدمها سبب شد صمیمیت و همسایگی بین آنها که همه فرهنگی بودند، به بهترین نحو ممکن شکل بگیرد. یکی از این همسایههای خوب، حاج اصغر ذاکرگلختمی است که اهالی محله میگویند آشپز نذریها در مناسبتها است.
مسجد الغدیر به مناسبت تولد هر بچهای کیک و جایزه به در خانهاش میبرد، حتی اگر او بچهمسجدی نباشد؛ کاری که حس خوبی ایجاد کرده و پای خیلیها را به مسجد باز کرده است.
محمد زارع تعریف میکند: انتهای اروند۶۰ جوی آبی بود که از پشت مدرسه آزادی به زمینهای زراعی میریخت. در کل زمستان، این آب یخ میزد و شبیه سرسره میشد. بعداز مدرسه با بچههای اینجا سرسرهبازی میکردیم و یکی از تفریحاتمان همین بود.