خیابان یاس نزدیک به بزرگراه شهید چراغچی قرار دارد. این خیابان که در قدیم، بخشی از محله فتحآباد بوده، در مسیر بازار میوهوترهبار مشهد به نام «میدانبار فتحآباد» قرار داشته است که اکنون میدان بار سپاد شده است.
این مسجد حدود سال ۱۳۴۲ ساخته شد. یکبار هم در اوایل انقلاب بهسازی شد تا اینکه فضای کم برای اقامه نماز باعث شد تا با همت و کمکهای مالی اهالی، بازسازی مجدد آن صورت بگیرد.
کلنگ مسجد امام رضا(ع) ۲۲سال قبل با کمک ۱۰میلیون تومانی از سوی خانم مسن کویتی که دستی در خیر داشت در مساحتی هزار متری با ۵۰۰متر زیربنا، زده شد.
از قدیمیهای بیتالزهرا(س) که بپرسی، میشنوی که این مجموعه در سال ۶۸ راه اندازی شد و کمک به خانوادههای نیازمند و سالمندان اطراف فلکه آب را سرلوحه کار خود قرار داد.
موقوفه سلسله سادات رضوی بعد از آستان قدس رضوی بزرگترین موقوفه است که بهصورت مستقل فعالیت میکند و ۱۵ هزار نفر در سراسر ایران و خارج از کشور ماهانه از این موقوفه سهمیه دارند.
امام جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: قصد داشتیم از ظرفیت مسجد برای رونق اشتغال استفاده کنیم و بانوانی که امکان اجاره مغازه برای فروش محصولاتشان را ندارند دور هم جمع کنیم. بخشی از سود فروش محصولات تقدیم جبهه مقاومت شد.
مسجد ولیعصر(عج)، مسجدی کوچکی است که قدمتی ۵۰ ساله دارد و در میان مغازهها و هتلهای سربهفلککشیده به چشم میآید که انگار گرد پیری بر چهره او هم نشسته است.
جواد کاهانی دو دهه پیش با همت بچهمحلهایش و خیلیهای دیگر تیمی در مسجد محلهشان تشکیل دادند که برخی از آنها تا حضور در مسابقات کشوری هم پیش رفتند.
حاج هاشم نصر از قدیمیهای محله هفده شهریور است، حسینیه هیئت محبین قرآن و اهلبیت (ع) یعنی همان خانه محل سکونت و بر گردن خیلی از اهالی حق پدری دارد.
همه اتفاقات خوب در مسجد امیرالمؤمنین (ع) با آمدن حجتالاسلام سیدحجت سبحانلو رقم خورد؛ امام جماعت جوانی که دغدغه فرهنگی داشت. حالا در محله از هرکسی سراغ یک پایگاه فرهنگی فعال را بگیری، این مسجد را معرفی میکند.
حوالی مسجد سیدالشهدا (ع) در خیابان شریعتی۴ اهالی بسیار با هم صمیمیهستند و به داد هم میرسند. این خیابان با محوریت مسجد، کلی اتفاقات خوب را برای اهالی رقم زده است.
محمد وزیری میگوید: وقتی کار خرید زمین مسجد جفتوجور شد، همه اهالی دستبهدست هم دادند. حتی بچهها دانهدانه آجر میآوردند و دست ما میدادند. خانمها چادرهایشان را گره میزدند و گچ درست میکردند.
اهالی کوچه تعریف میکنند که زهراخانم چندبار با کمک خیران برای نوعروسان کمبضاعت جهیزیه تهیه کرده است تا جوانهای محله بتوانند قدری آسانتر زندگی مشترکشان را شروع کنند.
راستگو از دهه۹۰ دیگر توان کارکردن نداشت و زندگیاش بهسختی میگذشت. حتی برای اینکه خرج زندگیاش را دربیاورد کارگری کرد، اما هیچوقت به کاری که برای رضای خدا انجام داده بود، تردید نکرد. او هفته گذشته بر اثر تصادف از دنیا رفت.
غلامرضا عنایتی هفتادساله میگوید: خیابان «علویه» طی ۱۰ سال اخیر چطور چهره عوض کرده و به توسعه رسیده است. اسم اصلی این خیابان را «تقویه» گذاشته بودند اما در نهایت بدلیل تشابه اسمی، علویه شد.
گرداننده جلسه قرآن سهشنبه شبها در حسینیه ائمه بقیع در محله دانشجو مشهد مهدی رضایی، است. او سعی کرده به جلسات نظم و هدف بدهد.
مشهدیهای قدیم، گنبد سبز را «مقبره گل حضرتمحمد (ص)» صدا میزدند و اسم کوچهاش را هم به اسم خیابان «خاکی» میشناختند. ردپای معماری دوره صفوی در نقشهای اسلیمی گنبدسبز پیداست.
اینجا دورهمی کودکان متولد آبان است. مسجد امامجعفرصادق (ع) مملو از کودکانی است که این برنامه را جشن تولد خودشان میدانند، آنقدر خودمانی که حتی دوستانشان را هم دعوت کردهاند.
مردم در مسجد و حسینیه الزهرا(س) برای یک لحظه چشم در چشم شدن با آیتالله العظمی بهجت سرهایشان بالا بود. یک لبخند، یک سکوت معنادار و یک نگاه کافی بود تا برای یک عمر احساس خوشبختی کنند.
نجمه ساده میگوید: تا قبل از تشکیل پاتوق، دختران با این نظم و تربیت و با این تعداد در مسجد فعال نبودند. از سال گذشته که گروه شکل گرفت، توانستیم برای آنها فعالیتهای مختلفی تعریف کنیم.