حوالی مسجد سیدالشهدا (ع) در خیابان شریعتی۴ اهالی بسیار با هم صمیمیهستند و به داد هم میرسند. این خیابان با محوریت مسجد، کلی اتفاقات خوب را برای اهالی رقم زده است.
محمد وزیری میگوید: وقتی کار خرید زمین مسجد جفتوجور شد، همه اهالی دستبهدست هم دادند. حتی بچهها دانهدانه آجر میآوردند و دست ما میدادند. خانمها چادرهایشان را گره میزدند و گچ درست میکردند.
اهالی کوچه تعریف میکنند که زهراخانم چندبار با کمک خیران برای نوعروسان کمبضاعت جهیزیه تهیه کرده است تا جوانهای محله بتوانند قدری آسانتر زندگی مشترکشان را شروع کنند.
راستگو از دهه۹۰ دیگر توان کارکردن نداشت و زندگیاش بهسختی میگذشت. حتی برای اینکه خرج زندگیاش را دربیاورد کارگری کرد، اما هیچوقت به کاری که برای رضای خدا انجام داده بود، تردید نکرد. او هفته گذشته بر اثر تصادف از دنیا رفت.
غلامرضا عنایتی هفتادساله میگوید: خیابان «علویه» طی ۱۰ سال اخیر چطور چهره عوض کرده و به توسعه رسیده است. اسم اصلی این خیابان را «تقویه» گذاشته بودند اما در نهایت بدلیل تشابه اسمی، علویه شد.
گرداننده جلسه قرآن سهشنبه شبها در حسینیه ائمه بقیع در محله دانشجو مشهد مهدی رضایی، است. او سعی کرده به جلسات نظم و هدف بدهد.
مشهدیهای قدیم، گنبد سبز را «مقبره گل حضرتمحمد (ص)» صدا میزدند و اسم کوچهاش را هم به اسم خیابان «خاکی» میشناختند. ردپای معماری دوره صفوی در نقشهای اسلیمی گنبدسبز پیداست.
اینجا دورهمی کودکان متولد آبان است. مسجد امامجعفرصادق (ع) مملو از کودکانی است که این برنامه را جشن تولد خودشان میدانند، آنقدر خودمانی که حتی دوستانشان را هم دعوت کردهاند.
مردم در مسجد و حسینیه الزهرا(س) برای یک لحظه چشم در چشم شدن با آیتالله العظمی بهجت سرهایشان بالا بود. یک لبخند، یک سکوت معنادار و یک نگاه کافی بود تا برای یک عمر احساس خوشبختی کنند.
نجمه ساده میگوید: تا قبل از تشکیل پاتوق، دختران با این نظم و تربیت و با این تعداد در مسجد فعال نبودند. از سال گذشته که گروه شکل گرفت، توانستیم برای آنها فعالیتهای مختلفی تعریف کنیم.
جابر مداح معتقد است بهترین نوع کمک کردن دادن کار است، به جای پول. ما در شرکت خودمان، از مهندس تا کارگر، افرادی را استخدام کردیم که بیکار بودند.
از خواجهروشنایی حالا فقط نامی بهجا مانده و صورت قبری که منسوب به اوست. هیچکس درست نمیداند خواجهروشنایی که بوده و چه کرده، اما هر که بوده است، مردم مشهد سخت به او اعتقاد داشتهاند.
درختان توت با عمر بیشاز صدسال، بخشی از هویت محله چهاربرج هستند. درختانی که تعدادشان از بیستاصله عبور میکند و علاوهبر زیباییبخشی به این کوچه، شیرینی و آجیل اهالی را در گذشته تأمین میکردهاند.
معصومه جهانگیری میگوید: بعداز مشورت به این نتیجه رسیدیم که با نزدیکشدن فصل سرما و سردبودن هوای کشورهای فلسطین و لبنان، طرح تهیه لباس برای کودکان و زنان را اجرا کنیم.
ولیالله کارگر مقدم باجگیران، از سال۱۳۹۴ جشنهایی را برگزار میکند که در آن، بچههای تحت پوشش بهزیستی کنار مردم حضور دارند. میگوید: هر جشنی که برگزار میشد، همسایهها را نیز تحتتأثیر قرار میداد.
اینجا در مسجد امامحسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شدهاند تا با شرکت در پویش پاککردن زعفران و جمعآوری کمکهای نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند.
محمدحسن وزیریفرد میگوید: هدف اصلی ما از برگزاری مسابقه نوجوانان برتر، همکاری، همافزایی و برقراری ارتباط بین مساجد بود. میخواستیم نوجوانان ازطریق برنامههای فرهنگی به مساجد و هیئتها جذب شوند.
ملیحه اسداللهی میگوید: حدود هشتاددرصد محصولات بازارچه، دستسازههای بانوان است، اما برخی از محصولات مانند پوشاک از بازار خریداری میشود و با حاشیه سود منطقی به فروش میرسد.
علی دسترس میگوید: پویش «بافتنیهای گرهگشا» با حضور خانمهای محله در مساجد اجرا شد و تصور نمیکردیم تا این اندازه خانمها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که میزنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
طاهره محمدزادهاصلی از همان سال۵۷ که به محله رسالت میآید، دوشبهدوش مردها، مانند دیگر زنان محله، چادر به کمر، مسجد صاحبالزمان (عج) را میسازند.