امیرحسین بابایی متولد سال1385 و ساکن محله شهیدقربانی است. علاوه بر اینکه مسئول امور فرهنگی مسجد امام حسن مجتبی(ع) است، بهدلیل فعالیتهای زیاد و همچنین مکبری در مسجد، عضو هیئتامنای آن هم شده است. برنامههای فرهنگی و مذهبی بسیاری مانند کلاس احکام، قرائت و مکبری را برای همسنوسالانش در محله برگزار میکند و حالا بیشتر مسجدیها و بچههای محله او را میشناسند. علاوه بر اینها جزو مکبران نوجوان حرم است. او حتی در عکاسی هم رتبههایی در ناحیه 5 آموزش و پرورش دارد که همه اینها را از الطاف قرآن میداند.
سیدمحمدرضا زرقانی میگوید: بهترین خاطرهام در جریان مسابقات کشوری اتفاق افتاد. چون سنگ کلیه داشتم در اواسط مسابقات درد زیادی داشتم. در مسابقه پایانی با وجود درد کلیه وارد میدان شدم و در آخرین لحظات که از درد میخواستم فریاد بکشم با چند ضربه حریفم را شکست دادم. لحظهای که دستانم به عنوان برنده مسابقه بالا رفت از خوشحالی درد کلیهام را فراموش کرده بودم.
از همان اول دبستان با حمایتهای پدر و مادر و تشویق معلم و مدیر مدرسه قرائت و حفظ قرآن را شروع میکند. حالا 17جزء قرآن را از حفظ است. در مسابقات زیادی شرکت کرده و جوایز استانی دارد. زهرا رضایی دانشآموز پایه یازدهم در رشته علوم انسانی است. خودش میگوید: از کودکی پدر و مادرم من را تشویق به خواندن و حفظ قرآن میکردند. ابتدا علاقهای به شرکت در مسابقات قرآنی نداشتم چرا که استرس زیادی به من میداد اما به مرور و با کسب تجربه این اضطراب کم شد.
آشنا و فامیل میدانند که مهدی جوان درسخوان و موفقی است که به هر چیزی که اراده کرده، رسیده است. مدرک دانشگاه آنقدر برایش مهم نبوده که کار اهمیت داشته است. خودش را به گرفتن لیسانس و فوقلیسانس دلخوش نکرده تا بعد از دانشآموختگی با یک برگ مدرک شرایط کار برایش فراهم شود. او مخِ رایانه است و از این قابلیت که با استمرار و جدیت در یادگیری به دست آمده است به بهترین نحو استفاده میکند. حل مسئله آنقدر برایش لذت دارد که میتواند حال خوب را به لحظههایش تزریق کند. او اولین درآمد خلاقانهاش را در سن 12 سالگی رقم زده و تاکنون هیچ وقت نگران اشتغال نبوده است.
یکسال بیشتر نیست که پا به این مسیر گذاشته، اما در همین مدت کوتاه سه مدال کسب کرده است. آخرین مدالش هم برمیگردد به مسابقات کشوری دفاع نوین بانوان که فدراسیون ورزشهای رزمی برگزار کرد. او در این مسابقات موفق به کسب مدال طلا شد که یکی از اهداف و آرزوهای زندگیاش بود.
ستایش رحیمیدهسوری رزمیکار یازدهساله شهرک شهیدباهنر است که با همین سنوسال کم، تجربه فراوانی در رشته دفاعشخصی دارد؛ تجربیات و خاطراتی که قرار است برایمان تعریف کند.
پانزدهساله بود که رشته کاراته را در سالن ورزشی شهدای مدافع حرم خواجهربیع آغاز کرد. اول قرار بود فقط برای پرکردن اوقات فراغتش به سالن ورزشی برود، اما خیلی زود چنان شیفته شد که تا قهرمانی پیش رفت. او خیلی زود به این آرزو رسید و حالا مقامها و افتخارات زیادی به کارنامه ورزشیاش اضافه شده است. زینب ترغوی اکنون عضو تیمملی است و همچنان میخواهد قهرمانیهایش را بیشتر کند.
عزت آشنا، مدیر کتابخانه شهدای مدافع حرم، متولد ۱۳۶۰ در مشهد است. حدود ۲۰ سال سابقه کار باعث شده است تا محله و جنس آدمهایش را بشناسد و بتواند فضای دلنشین و آرامی برای مطالعه اعضای کتابخانه در این منطقه فراهم کند. افزون بر مدیریت کتابخانه شهدای مدافع حرم، رابط فرهنگی کتابخانههای مشهد نیز هست. نهم دیماه سال 97 بود که کتابخانه شهدای مدافع حرم با هدف پاسداشت نام و یاد شهدای مدافع حرم و اهتمام به انتقال ارزشها، اهداف و آرمانهای آنها افتتاح شد. سکونت بسیاری از خانواده معظم شهدای مدافع حرم در محدوده کتابخانه باعث شد تا این نام برای کتابخانه انتخاب شود. کتابخانه در زمینی به مساحت ۴۰۰ متر مربع در ۳ طبقه با بخشهای مختلف افتتاح شد تا ساکنان این محدوده از امکانات فرهنگی و علمی بیشتری بهرهمند شوند.
کیارش از دوسالگی خواندن ساعت را بهطور کامل یادگرفت، از سه سالگی اعداد را میدانست و می توانست چهار عمل اصلی ریاضی یعنی ضرب و جمع و تفریق و تقسیم را انجام دهد و در چهارسالگی هم با علاقه خودش، جدول ضرب را بهطور کامل یاد گرفت. همه اینها باعث شد تا او در کلاس اول ابتدایی به اندازه یک دانشآموز کلاس چهارمی ریاضی بداند.
با حضور محمدجواد کاشفی که از قاریان بینالمللی قرآن است کلاس شروع شد. پسر بچهها هنوز شیطنت داشتند و به اشکال مختلف سر به سر یکدیگر میگذاشتند اما استاد با شیطنتهای آنها میخندید. دور یکدیگر حلقه زدند تا جوّی صمیمیتر داشته باشند. تلاوتها را شروع کردند. استاد، دنبال بهانه بود تا به هر طریقی هست، حتی به بچههایی که تمرین نداشتند جایزه دهد. بیراه نیست اگر بگوییم همین رویکرد باعث جذب کودکان و نوجوانان به کلاسهای قرآنی مسجد امالائمه فاطمهالزهرا(س) محله فارغالتحصیلان شده است. حضور پررنگ بچهها هم حاکی از آن است که در این مسیر موفق بودهاند.
ایمان زیرکی، 19 ساله، ووشوکار و کاراتهکار محله عسگریه، در طول 7سال عمر ورزشی خود موفق به کسب بیش از 10عنوان قهرمانی و نائب قهرمانی شده است. زیرکی در ابتدا ووشو را از کلاسهای تابستانی سالن ورزشی باباقدرت آغاز کرد و اکنون با طی مسافت طولانی در سالن ورزشی در خیابان ایمان آن را ادامه میدهد.
زیرکی به واسطه قدی که دارد میتوانست در رشتههایی نظیر والیبال و بسکتبال و چندین رشته دیگر موفق باشد اما با این حال او به رشته رزمی روی آورد و در ابتدا به کلاس ووشو میرود.
توفیق همصحبتی با مادر شهیدان احمدنژاد در روزهایی که بیشتر ما تنها به خود فکر میکنیم برای ما یک تلنگر بود. روایت شهدای احمدنژاد حماسهای است که در آن از خودگذشتگی خودنمایی میکند. یکی در نوجوانی پیکر خود را سپر خاک وطن میکند و برادر بزرگتر جانش را در راه مسئولیت میدهد.
در این بین مادر نیز با صبوری خود حماسهای به مراتب دشوارتر رقم میزند.راهی منزل گوهر هراتی، مادر شهیدان احمد و غلامحسین احمدنژاد در محله قائم شدیم.
در میان چهار مرکز مذهبی شهرک مهرگان که نوساز هستند و فعالیتهای زیادی انجام میدهند، مسجد امیرالمؤمنین(ع) بنایی ساده و محبوبیتی ویژه دارد.
سالهاست این مسجد برای بازسازی در انتظار حل مشکلات اداری و قانونی است، اما در این مدت برنامههای مذهبی و فرهنگیاش تعطیل نشده است و متولیان با تشکیل کارگروه فرهنگی زمینهساز جذب اهالی بهویژه نوجوانان شهرک به مسجد شدهاند.
سید امیرعباس موسوی دوازدهساله و ساکن محله وحید است. هنوز در ابتدای راه است، اما در همین مدت چهار مقام برتر در مداحی کسب کرده است و تلاش میکند با آموزش و تمرین گامبهگام پیشرفت کند و روزی جزو مداحان سرآمد ایران باشد.
امیرعباس از هشتسالگی بهمدت یکسال تمرین کرد تا توانست در یکی از اعیاد ائمه(ع)، میکروفون به دست بگیرد و مقابل چشمان دلدادگان اهلبیت پیامبر(ص) دکلمهخوانی کند.
کوثر قریشی 23مقام قهرمانی دارد که مقامهای سوم2018 مالزی در دو بخش کاتا و کومیته، بینالمللی است و خواهرش کیمیا قریشی نیز 18مقام دارد که در بین آنها مقام سوم کومیته2018 و مقام اول کاتای2018 بینالمللی است. هردو کمربند مشکی دارند که معمولا به رده سنی زیر پانزدهسال تعلق نمیگیرد اما کوثر در دوازدهسالگی و کیمیا در یازدهسالگی این کمربند را از آن خود کردهاند.
اگر دقت کنیم بارها و بارها از سر بیحوصلگی یا غفلت، خواندن نماز را پشت گوش انداختهایم. بهترین وقت خواب زمان نماز صبح است، بهقول معروف دقیقا گل خواب است. وقتی عقل ما دلیل بیدارشدن و نمازخواندن را نداند، از خوابش نمیزند. با اجبار خانواده و در جمع شاید نماز بخواند، اما زمان تنهایی رغبتی برای اقامه نماز ندارد. درحالیکه یکی از دغدغههای امامان جماعت مساجد ترویج فرهنگ نورانی نمازخوانی است و علاوهبر آن یکی از مهمترین موضوعات دستگاههای فرهنگی کشور است که اگر این اصل درست شود، خیلی از ناهنجاریها در محله حلوفصل میشود.
کسب مقام اول در سی و نهمین دوره مسابقات «فردا» سال 1400 در رشته نقد ادبی و هنری و در بخش نقد بازیهای رایانهای، بخشی از موفقیتهای فرهنگی و هنری هستی زمانی، نوجوان محله فرهنگیان، است. هستی زمانی متولد تیرماه سال 1384 فرزند اول خانواده و دانشآموز سال یازدهم رشته علومانسانی است. او عضو فعال بسیج، شورای دانشآموزی و گروه پیشتازان مدرسهاش است. هدف او از این فعالیتها کسب تجربه و هموارکردن مسیر موفقیت در دوره جوانی است.
از همان پنجسالگی که پای تماشای مسابقات فوتبال خارجی مینشست، عاشق فوتبال و مهارتهای کریستیانو رونالدو شد. رونالدو خیلی زود به الگوی ورزشی امیرحسین پارسانسب تبدیل شد و زمینهساز ورودش به رشته فوتبال و بعدها فوتسال شد. بازیکنی که در سالهای نخست مدرسه و حالا در لیگ برتر فوتسال در فلنک راست میدرخشد. توپزدن در تیم فرشآرای مشهد آن هم در نوزدهسالگی فقط شانس نیست و نتیجه تلاش شبانهروزی اوست.
«خورشید در آسمان معرکه گرفته بود. نمیدانستم گریه کنم یا خویشتندار باشم. دیگر کسی نبود که بچههای قد و نیم قد همسایهها را سرگرم کند یا به سالمندان و کودکانکار یاری رساند. با صدای دخترعموی آرش به خودم آمدم. بفرمایید خرما! ....» اینها بخشی از داستان بهار بهلول، نوجوان سیزدهساله و داستاننویس محله فارغالتحصیلان است که چندی پیش در مسابقه داستاننویسی «قهرمان محله من» شرکت کرد و مقام آورد.
هدیه که سال گذشته موفق شده است رتبه دوم استانی را در جشنواره جابربن حیان با محوریت یادگیری با طعم ریاضی به دست آورد، نقش معلم را در علاقهمندی به این درس، بسیار تأثیرگذار میداند.او که اکنون در پایه هفتم درس میخواند درباره علاقهاش به درس ریاضی میگوید: از کودکی این درس را دوست داشتم و با وجود اینکه هر سال سختتر میشد اما برایم فهمیدنی و جذاب بود. سال ششم که بودم معلمم مرا تشویق کرد در جشنواره جابربن حیان شرکت کنم که موفق شدم در این رقابت، رتبه دوم استان را به دست آورم.
هر چند تابلویی بر سر در «خانه هلال» محله طرق نصب نشده است، اما پیداکردنش سخت نیست. خیابان شهید ساعی، شهید ساعی4. وارد محوطه که میشوید پرچمهایی با آرم هلال احمر که روی دیوارها نصب شده است مسیر را به شما نشان میدهد تا به خانه هلال برسید. فضایی حدود 20متر با آشپزخانهای کوچک است که یک میز و صندلی در آن قرار دارد و دور تا دورش صندلی چیده است. در همین روز افتتاحیه، مردم محله پای کار آمدهاند و در کنار هم تلاش دارند تا هر چه سریعتر فضا را آماده و راهاندازی کنند.