مهدیه در خانوادهای پرجمعیت بزرگ شده و فرزند چهارم خانواده است. مادرش به کارهای هنری علاقه دارد و قلاببافی و بافتنی میبافد. مهدیه تا کلاس هفتم هیچ اطلاعاتی درباره قلاببافی و بافتنی نداشته و فقط برای مدرسه کاردستیهای مختلف درست میکرده است تا اینکه از مادرش میخواهد این هنر را به او یاد بدهد.سال98 که کرونا شروع و مدارس غیرحضوری شد، فرصت بیشتری داشت تا از طریق فضای مجازی با دنیای عروسکهای بافتنی آشنا شود و این هنر را یاد بگیرد. بدون آنکه هیچ هزینهای برای این یادگیری پرداخت کند.
همه چیز از کلاس اول ابتدایی اش شروع شد. نجمه کشاورز که هم آموزگار بود و هم مربی کاراته، از دانش آموزانش خواست برای آزمون ورزش در رشته های رزمی به سالن ورزشی تختی سعدآباد بروند. از بیست دانش آموز دعوت شده فقط دو نفر مستعد بودند و یکی از آن ها ملیکا بود. به همین دلیل ادامه راه زندگی اش با کاراته و رشته های رزمی گره خورد.همان سال اول که قدم در این راه گذاشت، به مسابقات راه پیدا کرد و با قدرت بدنی خوبی که مربی در او دید، تمرینات پرقوت ادامه پیدا کرد و شرکت در رقابت ها هم.او پشت سر هم در مسابقات ناحیه، استانی، کشوری و بین المللی شرکت می کرد و مقام می آورد و برای مدرسه افتخار آفرین شد.
زهرا دهساله است و از ششسالگی با شرکت در کلاسهای ورزشی مسجد محله با ورزش ووشو آشنا میشود. بعد از چند ماه باشگاه ورزشی مسجد تعطیل و او با باشگاه رزمیکاران و استاد عزیزالله موجریان آشنا میشود. زهرا اسحاقی میگوید: باشگاه در زیرزمین مسجد محله قرار داشت و از لحاظ سطح امکانات در درجه پایینی بود. اما خانم مربی با دلسوزی و جدیت تمام تمرینات ورزشی را با بچهها انجام میداد و این مهربانی و دلسوزی او تا حدودی کمبودهای باشگاه را جبران میکرد.
با اینکه چند ماهی بیشتر از شروع آموزشش نگذشته اما موفق میشود حریفها را یکی بعد از دیگری شکست دهد. او میگوید: آن شب استرس زیادی داشتم و تا صبح نخوابیدم ولی در زمین مسابقه به خودم گفتم تمام تلاشم را میکنم و از پس حریفان برمیآیم. بعد از آن در دیگر مسابقات استرس نداشتم.آرزوی او رسیدن به سکوهای قهرمانی جهان و استاد تمامشدن در این رشته ورزشی است.
هفت ساله بوده که بهدلیل علاقهاش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبتنام میکند و به جای فوتبال تصمیم میگیرد فوتسال بازی کند یکسالی که میگذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزشهای رزمی تعریف میکرد در کلاس کاراته ثبتنام میکند اما همچنان فوتسال هم بازی میکند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی میشود و تصمیم میگیرد بهطور حرفهای آن را دنبال کند.
حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقامهای زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
محسن خشنودی از همان دوران کودکی به مسجد موسی بن جعفر(ع) در حوالی خانهشان رفت و آمد داشته و بعد از مدتی هم عضو فعال بسیج این مسجد میشود. چیزی نمیگذرد که دوستان مسجدی و بسیجی هم پیدا میکند. دوستانی که خیلی از آنها ورزشکار بودند و محسن را هم تشویق میکنند که همراه آنها به باشگاههای ورزشی بیاید. محسن 10سال بیشتر نداشته که تابستان سال ١٣٩٢ پا به باشگاه رزمی فرهنگسرای غدیر میگذارد. آن موقع قصدش تفریح و ورزش در کنار دوستانش بوده اما همان چند جلسه اول متوجه علاقه و استعدادش میشود و تصمیم میگیرد این مسیر را جدیتر دنبال کند.
علی خانزاده متولد 1385 و ساکن محله خواجهربیع است. او از سال1397 ورزش را آغاز کرد و در طول 3سال توانست به افتخارات خوبی در استان دست پیدا کند تا بتواند خود را برای پیوستن به تیمملی نوجوانان کشور آماده کند.اگر تصاویر سالهای گذشته علی خانزاده را با ظاهر امروز او مقایسه کنیم، بهسختی میتوان شباهتی بین آنها پیدا کرد. علی 135کیلوگرم وزن داشت و میدانست مسیر دشواری در ورزش پیش رو دارد، اما در سال1397 قدم روی تاتامی تکواندو گذاشت. علی میدانست برای تصمیمی که گرفته بود، باید تلاش میکرد و این کار را انجام داد.
امیرعلی صداقت و محمدجواد رضوی که ساکن محله چهاربرج و دانشآموز کلاس چهارم هستند، وظیفه پرورش حیوانات را برعهده دارند. پدربزرگشان وقتی از علاقه این دو نوهاش به حیوانات آگاه میشود، بخشی از حیاط خانهاش را به آنها اختصاص میدهد تا برای خودشان هر حیوانی را که دوست دارند بخرند و پرورش دهند. این دو 4سالی است که گوشت قرمز و گوشت سفید خانواده خود را تأمین میکنند!
پرنیا رضایی در چند هنر و رشته ورزشی، تجربه کسب کرده است و دستی بر آتش دارد. از این گذشته نمرات خوبی در امتحانات مدرسه به دست آورده است. در کنار درسهایش فعالیتهای هنری هم انجام میدهد اما بیشتر به نظر میرسد در کنار هنر، نگاهی به درس و مدرسه هم دارد، به همین دلیل است که تصمیم دارد در دوره دبیرستان رشته هنری را انتخاب کند.
نازنین رقیه ایوبی تنها دختر خانواده و فرزند آخر است. او همانند دو برادر بزرگش از کودکی ورزش را با تشویقهای پدر و مادر شروع میکند و بعد از هفت سالگی ووشو را دنبال میکند. او که حالا 13سال دارد، میگوید: برای استادان ما موفقیت در همه بخشهای زندگی اهمیت دارد. آنها در کنار تمرینات ورزشی به ما احترام به بزرگتر، صبوری و آرامش را نیز آموزش میدهند و از ما میخواهند که برای کسب موفقیت برنامهریزی کنیم.
مهدی حامدیفر متولد سال1385 و دانشآموز کلاس دهم هنرستان است. در رشته تعمیر موتور خودرو درس میخواند و ساکن محله بهمن است. از سال1397 مسیر زندگیاش با ورزش رزمی کیکبوکسینگ همسو شده است. حالا 8مقام قهرمانی استانی، کشوری و بینالمللی او را در این عرصه ثابتقدم و ماندگار کرده است. او در پایگاه بسیج مسجد الزهرا(س) کلاس ورزشی برگزار میکند و شاگردانی بین 7سال تا 12سال دارد.
علاقه ورزشی سید محمد گلچین حسینی تا دهسالگی فقط به فوتبال محدود بود. در جریان یک مسابقه استعدادیابی با ورزش بدمینتون آشنا شد و از همان دهسالگی فعالیت در این رشته را آغاز کرد. در دهسالگی گروه استعدادیابی ورزش بدمینتون به مدرسهای که محمد گلچین درس میخواند میآیند. در جریان این استعدادیابی او به عنوان یکی از نفرات برتر انتخاب و نامنویسی میشود.
احمد محمدنژاد جوان کشتیگیر آزادکار و آیندهدار محله مقدم توانسته است بعد از ۱۷ سال برای خراسان رضوی مقامآوری کند و در رده نوجوانان مقام جهانی به دست بیاورد.
مهدی کفاشیان متولد سال ١٣٩٠ نوجوان بااستعداد محله شهید بسکابادی است. او را اهالی این کوچه به ما معرفی میکنند. میگویند که میتواند با دستهایش معجزه کند و با ضایعات و دورریختنیهای مختلف وسایل دیگری بسازد. 10سال بیشتر ندارد اما با همین سن و سال کم کلی مهارت مختلف دارد. از آشپزی و پخت غذاهای مختلف بگیرید تا تعمیر دوچرخه و... مهارت اصلی او اما کاردستی و ساخت وسایل کاربردی از ضایعات دورریختنی است.
مجتبی پورغلام آنقدر در کاراته زبده و آبدیده میشود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات میگذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک میکند و در نهایت هم سر از اردوی تیم ملی درمیآورد، او حالا در هشتسالگی به درخشیدن در پیراهن ملی و قهرمانی در المپیک میاندیشد. خودش با زبان کودکانهاش روزهای اول را اینطور تعریف میکند: مبارزهکردن را خیلی دوست دارم. دلم میخواهد شب و روز مبارزه کنم. وقتی آمدم اینجا و مبارزه بچهها را دیدم خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد هر روز منتظر بودم تا عصر شود و به باشگاه بیایم.
خاطرات کودکی یلدا صفائیان پر است از همراهیهایش با پدر در کوههای هزارمسجد و زمینهای شالیزار برنج. در آن طبیعتگردیها، آقای صفائیان به دخترش میگفت: تو هم مثل من استعداد ورزش داری. خودش غیر ازآنکه به اقتضای شرایط زندگی کوهنورد و طبیعتگرد بود، والیبال هم کار میکرد. بعد که به مشهد آمدند دخترش را به سالن دوومیدانی استاد باغبانباشی در مجموعه ورزشی شهید بهشتی برد و گفت از او امتحان بگیرند. یلدا تعریف میکند: گفتند کفش مناسب نداری، نمیشود امتحان بدهی. گفتم خب کفشهایم را درمیآورم. اشتیاقم را که دیدند اجازه دادند با همان کفشها امتحان بدهم.
«سید مهدی امیرسیدیان» 17سال دارد و از کودکی ورزش را شروع کرده است. در حال حاضر عضو تیم ملی وزنهبرداری نوجوانان است. مدالها و افتخارهای زیادی را تاکنون به دست آورده است. آنقدر زیاد که برخی را نمیداند کدام سال و در کدام مسابقه بوده است. با خنده میگوید بنویسید: تا دلتان بخواهد قهرمانی، نایب قهرمانی و سومی کشور، استان و مسابقههای دانشآموزی و قهرمانی بزرگسالان شرق کشور را دارم.
امید لکزیان با تمام مشغلهای که در این سن و سال دارد فوتبال را اولویت زندگیاش قرار داده است. تابستانها در مکانیکی محله کار میکند تا خرج مدرسه و تحصیلش را دربیاورد، در طول سال تحصیلی هم تمام تلاشش را میکند که بهترین نمرات را کسب کند. فوتبال اما برنامه هر روزه او محسوب میشود. هر کجای دنیا که باشد بعدازظهرها خودش را به سالن شهید رجایی میرساند تا فوتبال بازی کند. همان یکی دو ساعت تمرین را بهترین لحظات زندگیاش میداند. ریشه این عشق و علاقه برمیگردد به دوران کودکی امید. از همان سالها در کوچه و خیابان با بچههای محله در زمینهای خاکی اطراف فوتبال بازی میکرده است.
بهار سال قبل بود که گروهی برای استعدادیابی بچهها به محله آمدند. محمدصالح مهتاب توانست خودش را نشان دهد و گزینش شد و بعد از یکسال مقام استانی را از آن خود کرد. حالا به توانمندیهایش ایمان دارد، زیرا توانسته است در رشته رزمی «فن زیچوآن» خوشبدرخشد.
سیدعلی حسینی، فوتبالیست سابق محله سیدی، یکی از همین افراد است که تلاش میکند باعث رشد و پیشرفت نوجوانان و جوانان محله خود باشد.سالن ورزشی گوهرشاد در بوستان قائم محل تمرین دهها نوجوان و جوان محدوده سیدی است. پنجشنبهها این ورزشکاران با ورود به این سالن و بر تن کردن لباس ورزشی، گوش به حرف مربی باسابقه خود میدهند، به این امید که با دانش او به اهداف و آرزوهایشان دست پیدا کنند.