نوجوان - صفحه 38

محمدرضا جعفری آنی متولد1386 اولین بار کلاس هفتم در جشنواره خوارزمی شرکت کرد و مقام سوم استانی رشته «احساس واژه ها» را کسب کرد. پس از آن در عرض دو سال صاحب رتبه های دیگری هم شد، مانند رتبه سوم رشته زبان و ادبیات فارسی استانی جشنواره خوارزمی سال 98 - 99، رتبه اول استانی رشته داستان نویسی و رتبه دوم استانی رشته مجسمه سازی جشنواره فردا در سال 99-1400 تحصیلی جدید. نوجوان های هم سن وسالش در محله بیشترشان عاشق بازی گل کوچک در کوچه اند، اما محمدرضا علاقه زیادی به فوتبال ندارد. بیشتر دلش می خواهد کتاب بخواند و برای همین در کتابخانه محله عضو شده است و بیشتر کتاب می خواند.
ریحانه نصیحتی می‌گوید: انتخاب ورزش دو و میدانی به عنوان ورزش حرفه‌ای از طرف یک دختر برای خیلی از نزدیکان و حتی دوستانم قدری عجیب بود. شاید به این دلیل است که ما عادت کرده‌ایم در جامعه و تلویزیون دو ومیدانی‌کاران مرد را ببینیم و این ذهنیت در ما وجود دارد که دختران به دنبال این ورزش نمی‌روند.
می‌گوید: والدینم اهل ورزش و از قهرمانان کاراته کشور بودند، حمایت و تشویق‌های آن‌ها در زندگی ورزشی من خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم خیلی زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسید.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی سال91 در رده نونهالان بود، من درآن مسابقات، هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما توانستم عنوان قهرمانی را از آن خودم کنم و این برای من یک تجربه فوق‌العاده بود.
آیناز ابراهیمی می‌گوید: از سه سالگی من را در مهدکودک و کلاس‌های زبان ثبت‌نام کردند. یادم هست روزهای پنجشنبه و جمعه که مهد تعطیل بود گریه می‌کردم و از مادرم می خواستم من را به کلاس ببرد. دوره دبستان را در مدارس مختلف پشت سر می‌گذارد. تا سوم دبستان فعالیت خاصی ندارد ولی از کلاس چهارم به بعد در انتخابات شورای دانش‌آ‌موزی شرکت می‌کند و سال ششم رئیس این شورا در مدرسه می‌شود. او دوره متوسطه اول را دوران طلایی زندگی‌اش می‌داند.
رشته های ورزشی رزمی خیلی در گلشهر طرفدار دارد. خیلی از بچه ها از سنین کودکی سراغ یادگیری آن می روند. به ویژه پسرها که شور و هیجان خاصی دارند. محمدرضا و محمد حسین دو برادری هستند که به کاراته علاقه داشتند و با اینکه اول رشته های دیگر را انتخاب کردند اما در نهایت به سالن ورزشی نزدیک منزلشان رفتند و نزد استاد دلسوزشان آموزش دیدند. حالا هر دو در رشته کاراته افتخارات زیادی کسب کرده اند.
امیر محمدپور بازیکن بیست‌ساله تیم فوتسال فولاد زرند کرمان است که تیمش در حال حاضر در جایگاه ششم لیگ برتر فوتسال قرار دارد. امیر برای رسیدن به لیگ برتر فوتسال روزهای سختی را پشت سر گذاشت. او هنوز به مدرسه نرفته بود که پایش به زمین‌های خاکی محله باز شد؛ بین نوجوانان و جوانانی که همه با عشق توپ می‌زدند و بازی می‌کردند.
سیدسجاد فیروزی،‌ نوجوان محله زرکش می‌گوید: عمو هم‌زمان با حمله داعش راهی سوریه شد و در چندین عملیات شرکت داشت. هر وقت به مشهد می‌آمد و یا نامه می‌نوشت از من می‌پرسید که چند جزء قرآن را حفظ کرده‌ام. به عمویم قول داده بودم کل قرآن را حفظ کنم. سید سجاد فیروزی بعد از شهادت عمویش حفظ 20جزء باقی‌مانده قرآن را تکمیل و با حفظ کل قرآن به قولی که به عمویش داده بود عمل می‌کند.
اگر چهره یا سن و سالش را نمی دیدیم گفتن اینکه فقط 17سال دارد برای ما نیز جای تعجب داشت، با دقت و وسواس زیاد از کلمات استفاده می کند و حواسش کامل جمع است که پاسخ هر سؤالی را باید چگونه بدهد، چهار سال کار کردن به عنوان مجری رادیو به او یاد داده که صحبتش را به موقع تمام کند و از زیاده گویی بپرهیزد. سیده محدثه شفیع زاده نوجوان محله 17شهریور است که با وجود سن کم، تجربه اجرای رادیویی در صدای خراسان و رادیو ملی زیارت و همچنین اجرای روی صحنه را دارد.
سیدمحمدطاها هاشمی متولد سال ١٣٨٦ در ده‌سالگی فعالیت ورزشی‌اش را در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی شروع می‌کند و حالا چند مدال رنگارنگ دارد. مهم‌ترین این مدال‌ها، مقام سوم استانی است که در اسفند سال ١٣٩٧ کسب می‌کند. حالا آرزوهای زیادی در سر دارد. اینکه بتواند یک روز مقام‌های بین‌المللی کسب کند. او برای همه این آرزوها هم سخت در حال تمرین و تلاش است.
دانش‌آموز ممتاز مدرسه نمونه‌دولتی امام حسین(ع)، بسیجی فعال مسجد پنج‌تن آل‌عبا و برگزیده رقابت‌های تیراندازی و تالار مجازی بورس. مهدی متولد سال1385 است. تفنگ‌بازی بخش جدایی‌ناپذیر دوران کودکی‌اش بوده است و آن را به‌عنوان اسباب‌بازی به دست می‌گرفت و ساعت‌ها سرگرم می‌شد، تا اینکه اداره آموزش‌وپرورش برنامه استعدادیابی ویژه تیراندازی در مدارس برگزار کرد و مهدی علیمردانی از مدرسه نمونه‌دولتی امام‌حسین(ع) انتخاب شد. خیلی از زمان تمریناتش در این رشته نمی‌گذشت که فهمید چقدر در این زمینه مستعد است و امسال در مسابقات استانی لیگ انفرادی رشته تفنگ بادی مقام چهارم را از آن خود کرد.
دارالقرآن یحیی بن زید(ع) یکی از سه دارالقرآن فعال در منطقه آموزش وپرورش تبادکان و تنها دارالقرآن بولوارتوس است. درسال 1387با پیگیری‌های حسن نصرالهی، از معلمان آموزش و پرورش منطقه تبادکان این دارالقرآن مجوز فعالیت خود را از اداره آموزش و پرورش خراسان رضوی می‌گیرد. سال 1390با استخدام مربیان قرآن توسط وزارت آموزش و پرورش و با پیوستن چند مربی قرآن به دارالقرآن یحیی بن زید(ع) به‌طور رسمی و گسترده فعالیت‌های قرآنی دارالقرآن آغاز می‌شود.
محبوبه دلدار در دوراهی انتخاب رشته‌های پزشکی و هنری، وارد هنرستان کار و دانش شده و در رشته صنایع دستی، گرایش چوب مشغول به تحصیل می‌شود. تخصصش در منبت و معرق است، دست‌های نقش‌آفرین او 5 سالی است که فعالیت هنری دارند و در هجده‌سالگی با کسب رتبه برتر مسابقات آموزشگاه‌های علمی و کاربردی استان خراسان رضوی ، ‌عنوان معرق‌کار برتر هنرستان‌های مشهد را به دست آورده‌است.
محسن ولی‌زاده از همان کودکی به همراه پدر و عمویش به مراسم مذهبی در مساجد محله می‌رود و از کلاس اول در مسجد منتظر القائم(عج) فعالیت‌های فرهنگی‌اش را با شرکت در جلسات قرآن شروع می‌کند. حفظ، قرائت و ترتیل قرآن کریم و اذان گفتن را تا کلاس پنجم در مسجد دنبال می‌کند. او در مسابقات اذان آموزش و پرورش ناحیه در کلاس سوم، مقام دوم را به دست می‌آورد. خودش می‌گوید: شرکت در جلسات قرآنی و مراسم مذهبی مسجد، باعث بلوغ فکری و اجتماعی من شد.
مهدیه در خانواده‌ای پرجمعیت بزرگ شده و فرزند چهارم خانواده است. مادرش به کارهای هنری علاقه دارد و قلاب‌بافی و بافتنی می‌بافد. مهدیه تا کلاس هفتم هیچ اطلاعاتی درباره قلاب‌بافی و بافتنی نداشته و فقط برای مدرسه کاردستی‌های مختلف درست می‌کرده است تا اینکه از مادرش می‌خواهد این هنر را به او یاد بدهد.سال98 که کرونا شروع و مدارس غیرحضوری شد، فرصت بیشتری داشت تا از طریق فضای مجازی با دنیای عروسک‌های بافتنی آشنا شود و این هنر را یاد بگیرد. بدون آنکه هیچ هزینه‌ای برای این یادگیری پرداخت کند.
همه چیز از کلاس اول ابتدایی اش شروع شد. نجمه کشاورز که هم آموزگار بود و هم مربی کاراته، از دانش آموزانش خواست برای آزمون ورزش در رشته های رزمی به سالن ورزشی تختی سعدآباد بروند. از بیست دانش آموز دعوت شده فقط دو نفر مستعد بودند و یکی از آن ها ملیکا بود. به همین دلیل ادامه راه زندگی اش با کاراته و رشته های رزمی گره خورد.همان سال اول که قدم در این راه گذاشت، به مسابقات راه پیدا کرد و با قدرت بدنی خوبی که مربی در او دید، تمرینات پرقوت ادامه پیدا کرد و شرکت در رقابت ها هم.او پشت سر هم در مسابقات ناحیه، استانی، کشوری و بین المللی شرکت می کرد و مقام می آورد و برای مدرسه افتخار آفرین شد.
زهرا ده‌ساله است و از شش‌سالگی با شرکت در کلاس‌های ورزشی مسجد محله با ورزش ووشو آشنا می‌شود. بعد از چند ماه باشگاه ورزشی مسجد تعطیل و او با باشگاه رزمی‌کاران و استاد عزیزالله موجریان آشنا می‌شود. زهرا اسحاقی می‌گوید: باشگاه در زیرزمین مسجد محله قرار داشت و از لحاظ سطح امکانات در درجه پایینی بود. اما خانم مربی با دلسوزی و جدیت تمام تمرینات ورزشی را با بچه‌ها انجام می‌داد و این مهربانی و دلسوزی او تا حدودی کمبودهای باشگاه را جبران می‌کرد.
با اینکه چند ماهی بیشتر از شروع آموزشش نگذشته اما موفق می‌شود حریف‌ها را یکی بعد از دیگری شکست دهد. او می‌گوید: آن شب استرس زیادی داشتم و تا صبح نخوابیدم ولی در زمین مسابقه به خودم گفتم تمام تلاشم را می‌کنم و از پس حریفان برمی‌آیم. بعد از آن در دیگر مسابقات استرس نداشتم.آرزوی او رسیدن به سکوهای قهرمانی جهان و استاد تمام‌شدن در این رشته ورزشی است.
هفت ساله بوده که به‌دلیل علاقه‌اش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبت‌نام می‌کند و به جای فوتبال تصمیم می‌گیرد فوتسال بازی کند یک‌سالی که می‌گذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزش‌های رزمی تعریف می‌کرد در کلاس کاراته ثبت‌نام می‌کند اما همچنان فوتسال هم بازی می‌کند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی می‌شود و تصمیم می‌گیرد به‌طور حرفه‌ای آن را دنبال کند. حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقام‌های زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
محسن خشنودی از همان دوران کودکی به مسجد موسی بن جعفر(ع) در حوالی خانه‌شان رفت و آمد داشته و بعد از مدتی هم عضو فعال بسیج این مسجد می‌شود. چیزی نمی‌گذرد که دوستان مسجدی و بسیجی هم پیدا می‌کند. دوستانی که خیلی از آن‌ها ورزشکار بودند و محسن را هم تشویق می‌کنند که همراه آن‌ها به باشگاه‌های ورزشی بیاید. محسن 10سال بیشتر نداشته که تابستان سال ١٣٩٢ پا به باشگاه رزمی فرهنگ‌سرای غدیر می‌گذارد. آن موقع قصدش تفریح و ورزش در کنار دوستانش بوده اما همان چند جلسه اول متوجه علاقه و استعدادش می‌شود و تصمیم می‌گیرد این مسیر را جدی‌تر دنبال کند.
علی خانزاده متولد 1385 و ساکن محله خواجه‌ربیع است. او از سال1397 ورزش را آغاز کرد و در طول 3سال توانست به افتخارات خوبی در استان دست پیدا کند تا بتواند خود را برای پیوستن به تیم‌ملی نوجوانان کشور آماده کند.اگر تصاویر سال‌های گذشته علی خانزاده را با ظاهر امروز او مقایسه کنیم، به‌سختی می‌توان شباهتی بین آن‌ها پیدا کرد. علی 135کیلوگرم وزن داشت و می‌دانست مسیر دشواری در ورزش پیش رو دارد، اما در سال1397 قدم روی تاتامی تکواندو گذاشت. علی می‌دانست برای تصمیمی که گرفته بود، باید تلاش می‌کرد و این کار را انجام داد.