نوجوان - صفحه 41

مؤذنی، مکبری، نوحه‌خوانی و معاون امور قرآنی بسیج، بخشی از فعالیت‌های مختلف حسین ١2ساله است، نوجوان فعال محله چهنو که از همان دوران کودکی با قرآن و قرآن‌خوانی مأنوس بوده و ادامه فعالیت‌هایش را در مسجد محله پیش گرفته است. او به‌تازگی به عنوان مؤذن در حرم مطهر هم فعالیت دارد که این را مهم‌ترین دستاورد زندگی‌اش می‌داند.
هیئت فاطمیون مشهدالرضا(ع) در دل یک محله کم‌برخوردار شکل گرفته است، این هیئت کاملا مردمی است. سابقه پاگرفتن این هیئت مذهبی به محرم سال1387 برمی‌گردد که گروهی از جوانان محله با همه چالش‌هایی که پیش‌رویشان بود، سنگ‌بنای آن را با عشق گذاشتند. گروهشان مختص آدم‌های خاصی نیست و ورود همه افراد آزاد است. فقط هرکسی به آن وارد می‌شود، باید عشق به خدمت داشته باشد.
از شش‌سالگی با شرکت در جلسات حفظ و تفسیر قرآن با معجزه وحی آشنا می‌‌شود. در ده‌سالگی تصمیم می‌گیرد در کنار تحصیل و فراگیری قرآن، ورزش هم بکند؛ تصمیمی که موفقیت‌های زیادی برایش به‌همراه آورده‌است. او از همه مسابقاتی که در آن شرکت کرده، با دست پر بیرون آمده. سحر توانسته‌است در 2سال 7مقام به دست بیاورد و حالا به پوشیدن لباس تیم‌ملی کشورمان فکر می‌کند. سحرسادات سیدی در چهارده‌سالگی موفقیت‌های زیادی دارد که می‌تواند به آن‌ها تکیه کند. در شش‌سالگی جزء30 قرآن را حفظ کرد و پس از آن 4جزء دیگر قرآن را به حافظه‌اش سپرد و در ادامه از یادگیری قرائت و تفسیر قرآن غافل نماند.
سیدعلی رضا فخرایی می‌گوید: از 9سالگی در جلسات قرآن مسجد محله شرکت می‌کردم. در اولین جلسه‌ای که قرآن را با قرائت خواندم مربی از صدا و لحن قرائتم خوشش آمد و من را به گروه سرود مسجد محله معرفی کرد. بعد از پیوستن به گروه سرود « ایثار و شهادت» تمریناتم را با جدیت ادامه دادم و خیلی زود به عنوان عضو ثابت، معرفی و در همه اجراهایی که داشتند حاضر بودم.
زهرا تیموری از علایق ورزشی‌اش سخن به میان می‌آورد و تعریف می‌کند: از بچگی فوتبال را دوست داشتم و چون بیشتر بچه‌های فامیل پسر بودند، با چادر با آن‌ها فوتبال بازی می‌کردم و دروازه‌بان خوبی بودم. بزرگ‌تر که شدم در کلاس‌های تکواندو ثبت‌نام کردم‌ و سال96 دوبار رتبه دوم مسابقات آزاد قهرمانی نونهالان مشهد را کسب کردم.در مسابقات شنا هم حکم قهرمانی در ناحیه4 آموزش و پرورش را به‌دست آوردم اما همچنان به فوتسال علاقه داشتم و با هزار خواهش و درخواست، پدرم را راضی کردم اجازه دهد این رشته را ادامه دهم.
فاطمه آتش‌جامه می‌گوید: خواندن نهج البلاغه یکی از کارهای همیشگی‌ام بوده و به دلیل علاقه‌ای که به سخنان حضرت علی(ع) داشتم با راهنمایی‌های مادرم از کودکی با این کتاب آشنا بودم. از دوران دبستان هم هر وقت مسابقه نهج‌البلاغه در مدرسه برگزار می‌شد، در آن شرکت می‌کردم و حتما رتبه‌ای می‌آوردم.
افرا اردکانی می‌گوید: قرارگرفتن با ملیت‌های مختلف در یک موقعیت مشترک برایم حس و حال خوب و تجربه خاصی به همراه داشت زیرا موسیقی یک زبان بین‌المللی است و می‌توان بدون بیان کلمه‌ای آن را به دیگران منتقل کرد. پس از آنکه به ایران بازگشتم، کلاس نهم بودم که در جشنواره دانش‌آموزی خوارزمی در رشته پیانو شرکت کردم و رتبه دوم ناحیه را به دست آوردم. سال دهم نیز دوباره در جشنواره دانش‌آموزی خوارزمی شرکت کرده و این بار موفق به کسب رتبه یک ناحیه و رتبه سوم استان شدم.
پریناز متولد 1389 است. مادرش دانش‌آموخته رشته کتابداری است و به‌واسطه شغلش پریناز را هر روز به کتابخانه می‌بَرد. او از کودکی با مجموعه‌ای از کتاب‌های کودک، پادکست‌ها و بازی‌های کودکانه بزرگ شده است که هر کدام از آن‌ها در توسعه استعدادها و شکوفایی خلاقیت پریناز نقش بسزایی داشته‌اند. او می‌گوید: نوشتن به من احساس آرامش می‌دهد. وقتی داستان می‌نویسم از خودم راضی هستم.
ماجرای این کارآفرینی از یک پیشنهاد ساده آغاز شده است. خانم زهرا موسوی، مدیر هنرستان، وقتی متوجه وضعیت اقتصادی خانواده برخی دانش‌آموزانش می‌شود، برای برگزاری یک جشنواره در فضای مدرسه برنامه‌ریزی می‌کند. سیما درباره آن روز این‌گونه توضیح می‌دهد: عنوان مراسم «جشنواره‌ غذا» بود. با راهنمایی خانم مدیر و دبیر کارآفرینی‌‌مان قرار شد من هم در آن شرکت کنم
هفته گذشته در فرهنگ‌سرای امت منطقه5، جشن تولدی خاص برگزار شد. این جشن نه برای یک فرد بلکه برای کتابخانه کوچک اما فعال این مجموعه بود که سال گذشته در همین ایام افتتاح شد.
پارسا قیطانی، مبارز کوچک محله کشاورز از پنج سالگی به ورزش رزمی علاقه‌مند می‌شود. عموی او مربی رزمی‌کار منطقه، مسبب این علاقه‌مندی است. پارسا که اکنون 9سال دارد، بعد از مدرسه هر روز به باشگاه عمو احمد می‌آید و زیر نظرش تمرین می‌کند. او با همین سن و سال کم کلی مدال رنگارنگ کسب کرده است و آرزوهای زیادی در سر دارد. می‌گوید دلش می‌خواهد در مسابقات بین‌المللی شرکت کند و پرچم ایران را بالا ببرد.
حسین جاویدی در مدت 4سالی که ورزش کاراته را شروع کرده 7مدال استانی را به دست آورده است. او می‌گوید: ما الگوهای ورزشی زیادی مثل جهان پهلوان تختی و پوریای ولی داشتیم که سمبل جوانمردی بودند. من نیز تا جایی که توانستم این روحیه را تقویت کردم. چندسال قبل در مرحله نیمه‌نهایی مسابقات استانی در برابر حریفی شهرستانی قرار گرفتم. در پایان مسابقه او را شکست دادم و مدال برنز گرفتم. در همان لحظه احساس کردم که حریفم از این شکست خیلی ناراحت است. روی تشک نشسته بود و حرکت نمی‌کرد. با سرعت به طرفش رفتم بلندش کردم و دستش را به نشانه برنده‌شدن بالا بردم. با این حرکت من چهره اندوهگین و ناراحت حریفم به‌سرعت تغییر کرد و روی لب‌هایش لبخندی از شادی نشست.
مریم و محمدابراهیم فریدی عضو تیم‌ملی کن‌شین‌کان کاراته ایران هستند و 2ماه دیگر اردوی آماده‌سازی مسابقات آسیایی ژاپن را در پیش دارند. مریم توضیح می‌دهد: در مسابقات کشوری کاراته در رشته کومیته (مبارزه تن‌به‌تن) مدال طلا به دست آوردم و در رشته کاتا (حرکات نمایشی) صاحب مدال نقره شدم. همین درخشش باعث شد به اردوی تیم‌ملی کن‌شین‌کان کاراته بانوان ایران دعوت شوم. از 2ماه آینده در اردوی آماده‌سازی تیم‌ملی شرکت می‌کنم که در تهران برگزار می‌شود. آرزویم این است که در مسابقات جهانی کاراته حضور داشته باشم و مقام قهرمانی را به‌دست آورم. قول می‌دهم باعث افتخار کشورم باشم.
محمدجواد یعقوبیان نوجوان هفده‌ساله هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی در محله مقدم است. او در رشته برق و صنعت این هنرستان تحصیل می‌کند. انتخاب اول او رشته مکانیک بود، اما به پیشنهاد خانواده تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را در رشته برق ادامه دهد. بعد از مدتی به این رشته علاقه‌مند شد و چون درس و کار را 2موضوع جدای از هم نمی‌دید، در کنار تحصیل مشغول به کار شد. حدود یک‌سال است که در کنار خواندن تئوری درس‌های هنرستان و حضور در کارگاه‌های عملی، در برق‌کشی پروژه‌های ساختمانی نیز فعالیت می‌کند.
رؤیا مصطفوی، مدیر کانون فرهنگی و تربیتی امید انقلاب زیر مجموعه آموزش و پرورش ناحیه5، به همراه اعضای این کانون در محله کارمندان اول این روزها مشغول رنگ‌آمیزی دیوارهای این کانون هستند.
مطهره هروی متولد 1385 است. 2مدال طلا و یک مدال برنز استانی در رشته جودو حاصل تلاش‌های او در 4سال است. علاقه این قهرمان استانی محله نیزه به مبارزه علت ورود او به این رشته ورزشی است. مطهره دانش‌آموز کلاس دهم در رشته کامپیوتر است. او این رشته را انتخاب کرده تا در آینده بتواند به بازار کار راه پیدا کند و از نظر مالی مستقل باشد. مطهره از همان کودکی به رشته‌های رزمی علاقه داشته و 4سال پیش زمانی که برای ثبت‌نام رشته‌های رزمی به سالن استاد دهقان در محله شهید آوینی می‌رود، به او رشته ورزشی جودو را پیشنهاد می‌دهند.
گاهی مسیری که تقدیر برمی‌گزیند، نتیجه‌اش دلچسب‌تر است. مثل اتفاقی که برای زینب بلنجابی، هنرجوی هنرستان دخترانه عارفه افتاد و راه دیگری را برایش باز کرد. او عاشق رشته طراحی دوخت بود، اما آن سال به دلایلی دیرتر از دیگر دانش‌آموزان ‌برای ثبت‌نام رفت. تعداد هنرجویان این رشته کامل بود و امکان ثبت‌نام در آن فراهم نشد. زینب به‌اجبار و اکراه تنها رشته مجاز، یعنی طراحی فرش را انتخاب کرد. او آن روز خیلی ناراحت و دلگیر بود و هرگز فکرش را نمی‌کرد که بتواند در این هنر بدرخشد، اما او اکنون رتبه اول استان در رشته گلیم‌بافی را بین هنرجویان دانش‌آموز از آن خود کرده و برای خانواده و مدرسه‌اش افتخاری را رقم زده است.
درباره وقف زمین برای مسجد و مدرسه زیاد شنیده‌ایم، اما وقف زمین برای کتابخانه کمتر اتفاق افتاده است. روایت این هفته ما وقف مال برای ترویج فرهنگ مطالعه در یک منطقه پیرامونی است. تعریف کتابخانه امیر‌حسین فردی را زیاد شنیده‌ بودم؛ مجموعه مردمی و خودجوش در طبرسی‌شمالی که به همت چندجوان جهادی پا گرفت و زیرنظر هیچ سازمانی نیست. در ابتدا‌ی تأسیس، کتاب‌ها‌ اهدایی بچه‌های محله بود و نیازشان به مطالعه را تأمین می‌کرد. اکنون 12سال از آن روزها می‌گذرد و مجموعه به همت همان گروه خودجوش و جوانان جهادی کارش را ادامه می‌دهد، البته با 10هزار جلد کتاب و 3هزار عضو.
شاید یک بار وقت خرید از مقابلش عبور کرده باشید، یا در حالی‌که با عجله گام برمی‌داشتید تا از اتوبوس جا نمانید، جایی توی ذهنتان سپردید که وقتی را برای گشتن در کتابخانه محله خالی بگذارید، اما روزمرگی‌ها فکرتان را جای دیگری برده و باز غافلتان کرده است. شاید هم در کودکی بارها قدم به این کتابخانه‌ها گذاشتید و همراه با «جبار باغچه‌بان»، «محمود حکیمی»، «عباس یمینی شریف» و حتی «ژول‌ورن» دنیا را گشته‌اید اما مدت‌هاست که دیگر نام و نشانش را هم فراموش کرده‌اید. در این گزارش کوتاه ما قرار است دستتان را بگیریم و شما را با کتابخانه شهید رجایی در محله بلال آشتی دهیم.
مریم رجایی می‌گوید: در 13سالگی وارد مؤسسه‌ای شدم که به استارت‌آپ و کارآفرینی می‌پرداخت. از طریق آن توانستم در آزمون ورودی فرهنگستان نوآوری و کارآفرینی دانش‌آموزی شرکت کنم و قبول شوم که مسیر جدیدی در زندگی‌ام شروع شد. دوره‌های آموزشی آنجا را طی کردم و در پایان دوره، گروه‌بندی شده و ایده کسب‌و‌کار ارائه دادیم. پس از آن نیز در یک استارت‌آپ ویکند شرکت کرده و ایده‌ من با موضوع مشاوره برای خرید هدیه، ایده برتر انتخاب شد.