خانواده ژینا تصمیم گرفتند برای پیشرفت بیشتر بچهها در این رشته به مشهد بیایند اما آمدن آنها به مشهد همزمان شد با شیوع کرونا و ژینا تنها مدت کوتاهی فرصت کرد در سالن حمیدی با اکرم حصاری یکی از مربیان مشهدی تمرین کند. البته او پس از آن با همراهی خواهرش نگین تمرین را رها نکرده است.
نازنین رقیه نصرا... زاده متولد 1389 است، او توانسته در اولین مسابقه استانی هیئت کاراته ویژه روز دانشآموز در سال 98، مدال طلا را در رشته کاراته به دست آورد. این تازه اول راه است و نازنین به مدال طلای جهان و المپیک فکر میکند. کاراته را از همین فرهنگسرای امت شروع کرده است. کلاسهایی که شاگردانش بیشتر قهرمان مسابقات مختلف شدهاند.
جنبش رحیل، سال 1396 از سوی فعالان فرهنگی برای جبران جای خالی مسئولان دغدغهمند در محله خواجهربیع شکلگرفته و برکات فراوانی داشته است.ناصر مرادیان و دوستانش با راهاندازی «جنبش رحیل» در محله خواجه ربیع، فارغ از همه بازیهای سیاسی آستین همت بالا زده و با تمام وجود برای رفع مشکلات و مسائل محله، مجاهدت میکنند.
تابستان سال۸۷ بود که یکی از فعالان پایگاه بسیج شهید قدوسی درخیابان میثم، پیشنهاد راهاندازی گروه سرود پایگاه را مطرح کرد. گروهی که در ابتدای راه فقط برای جذب نوجوانان محله به فعالیتهای فرهنگی شکل گرفت، اما طی ۱۳سال نهتنها در مشهد که در کشور پرآوازه شد.
زندگی او به 2بخش هنر نقاشی و طراحی دوخت تقسیم میشود. زهره سادات علوی برای هر کدام از آنها برنامه و آرزوهای دور و درازی دارد. از 6سالگی ذوق هنریاش گل میکند و نقاشی میکشد. زهره در هنرستان خیامی درس میخواند و رشته طراحی دوخت را انتخاب کرده است. او ساکن محله ثامن و متولد 1384 است.
سید ارسلان متولد1385 و بزرگشده محله طبرسی شمالی است؛ یکی از محلات پیرامونی، بدون امکانات و با مشکلات ریزودرشت سر راه. با همه کوچکی خوب حرف میزند؛ انگار سختی آدم را زود بزرگ میکند. ارسلان آنقدر پخته شده است که بداند خیلیها در محله زندگیشان شرایط او را دارند که بهدلیل نداری و فقر از تحصیل بازمیمانند و باید روی همه علایقشان خط بکشند. اما او نمیتواند از ورزشکردن دست بردارد، حتی اگر هزینه رفتن به باشگاه را نداشته باشد، حتی اگر حسرتبهدل پوشیدن پیراهن تیمملی باشد.
پوریا لزگی میگوید: انتخاب این رشته ورزشی خیلی اتفاقی بود و برمیگردد به تابستانی در کودکیام و ایام تعطیلی درس و کتاب که 10ساله بودم و بهدلیل همسایگی با یک باشگاه ورزشی، مادرم در رشته کاراته ثبتنامم کرد. راستش ثبتنام در این باشگاه، هدیه شاگرد اولی کلاس سوم ابتدایی من بود. اوایل برای سرگرمی میرفتم اما کمکم به این حرفه رزمی علاقهمند شدم.
تقریبا یکسال میشود که زندگی برای هلیا 14ساله تغییرات زیادی کرده است. او سال تحصیلی گذشته را با یک فرق اساسی نسبت به سالهای قبلترش به پایان رساند: بالأخره توانست در مسابقات خوارزمی که همیشه آرزویش را داشت، شرکت کند و در سطح آموزشگاههای ناحیه4 آموزش و پرورش مشهد رتبه دوم گروهی را در رشته علوم آزمایشگاهی به دست بیاورد. او حالا امید زیادی دارد که امسال هم بتواند در این مسابقات شرکت کند و با کسب رتبه اول به مرحله استانی راه یابد.
فقط 3سال است به طراحی آرم و لوگو روی آورده است اما در این مدت با خلاقیت و تواناییای که در طراحی از خود نشان داده، در بین طراحان هم سن و سالش برای خودش جایی پیدا کرده بهطوری که دوستان و اطرافیانش از سید علیرضا رئیس الساداتی میخواهند برای کسب و کارشان آرمی طراحی کند که در خاطر دیگران ماندگار شود. این دانشآموز سابق دبیرستان فردوسی و ساکن محله امام خمینی(ره) توانسته با هنر خود مقامهای بسیاری را به دست بیاورد.
داستان، داستان عرفان رجایی، نوجوان پرانرژی و ورزشکار محله کارمندان اول است. نوجوان پرشر و شوری که سرش درد میکند برای رشته ورزشی پرتحرک رزمی. به همین دلیل از کودکی به واسطه توصیه پسر همسایه و بعدها با تشویق مربیانش درنهایت گمشدهاش را در رشته تالو پیدا میکند و از همان کودکی چنان پی این ورزش را میگیرد که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و این گام جدید، پیشزمینه موفقیتهای ورزشیاش تا کسب مقام قهرمانی کشور و حضور در اردوی تیم ملی میشود.
١٨سال بیشتر ندارد اما شرح فعالیتهایش طولانی است. همهچیز از دوره دبستان آغاز شد؛ وقتی که ریحانه موسوی در زنگهای تفریح دست معلمش نخ و کاموا و میل بافتنی میدید. او با دقت به دستهای معلمش نگاه میکرد و مجذوب هنر بافتنی شد. مادر برای ریحانه میله و کاموا خرید و او خیلی زود شال، کلاه و... میبافت. کمی که گذشت، ریحانه به هنر سینما و تئاتر هم علاقهمند شد؛ هنری که برای اطرافیانش ناآشنا بود، اما او تصمیمش را گرفته بود.
کارکردن و تمرین با گروه سنی کودکونوجوان خاطرات ماندگار و شیرینی را برای آدم رقم میزند، اما آسان نیست و صبر و حوصله زیادی میخواهد. حوصلهای که در صدای آرام و پرطمأنینه حمیدرضا نجار موج میخورد . جوان سیسالهای که بعد از گرفتن دیپلم، رو به تواشیح و مداحی آورده و پس از چندسال تمرین تصمیم گرفته است به عرصه سرود قدم بگذارد و آموختههایش را در اختیار دیگران بگذارد و بهصورت کاربردی از آن استفاده کند. حالا خودش سرپرست گروه سرود نوجوانان «سوره» در محله عباسآباد است.
احسان جاویمقدم، نوجوان 10ساله و کتابخوان محله کلاهدوز که علاقهاش به کتاب او را با داستانها و دنیاهای متنوعی آشنا کرده است، میگوید: کلاس اول در کنار درس، کتابهای داستان میخواندم و در تمام برنامههای کتابخوانی مربوط به مدرسه شرکت میکردم. به یاد دارم که همان سال توانستم در یکی از طرحهای کتابخوانی 38هزار صفحه کتاب بخوانم. گاهی خواندن کتاب را به دیدن برنامههای تلویزیون ترجیح میدهم.
سید دانیال حسینیکارگر ماجرای جذب قلدر محله را اینگونه روایت میکند: یک درگیری لفظی اتفاق افتاد. در همین حین خادم پیر مسجد که شاهد این ماجرا بود از مسجد بیرون آمد و چون اکبر قلدر را میشناخت از او خواست که با او به داخل مسجد برود. بعد از نیمساعت اکبر بیرون آمد و به نوچههاش گفت: بچهها من میخواهم به سید دانیال در نصب پرچمهای ماه محرم کمک کنم. اگر شما هم هستید بسما.... نوچهها هم که جرئت نه گفتن نداشتند قبول کردند. بعد از این ماجرا او به هیئت نوجوانان محله احمدآباد پیوست و خالصانه به هیئت کمک میکرد و تحول زیادی در اخلاق و رفتارش به وجود آمد و هنوز هم رابطه دوستیمان ادامه دارد.
مائده غفوریان میگوید: خیلی از نوجوانان کنکوری تصورشان این است که برای قبول شدن در دانشگاههای خوب باید بیش از 10ساعت در روز درس خواند ولی به نظر من مطالعه پیوسته و باکیفیت اهمیت بیشتری دارد. خود من در دوران طلایی عید نوروز، روزی 10ساعت درس خواندم و در تمام این مدت همراه با مطالعه روزانه، بیش از 400تست میزدم و آنها را تحلیل میکردم.
محمد عماد ظفردخت به واسطه برادر رزمیکارش از همان دوران کودکی با ووشو و کاراته آشنا میشود و آن را ادامه میدهد. او حالا ١٥سال بیشتر ندارد و در همین سن و سال کلی مدال رنگارنگ در مسابقات مختلف کسب کرده است.
کوثر رضایی متولد سال1381 و ساکن محله شهرک مهرگان است. او به رشتههای مهندسی علاقهمند است و به همین سبب رشته ریاضیفیزیک را برای دوره دبیرستان انتخاب کرده است، اما تشویقهای مربی پرورشی و دبیر ادبیات سال دهم باعث شده است که او به نقد ادبی علاقهمند شود و در این حوزه نیز فعالیت کند.
مجتبی امیدوار به این باور رسیده است که هر قدمی برای خوبکردن حال دیگران، ارزش است و ثواب دارد و برای اینکه سوءتعبیر نشود، بلافاصله توضیح میدهد: اصلا منظورم این نیست که از ساخت مسجد و حسینیه غافل باشیم. همه اینها ارزشمند است، اما من فکر میکنم احداث یا حتی اجاره یک سالن ورزشی هم میتواند مهم و ارزشمند باشد؛ آن هم در محدودههایی که خیلی از خانوادهها وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و درگیر اعتیاد هستند.
کربلایی علی رجبپور، استاد مداحی هیئت جنت الحسین (ع) میگوید: در سالهای گذشته برخی مداحانی پا به عرصه گذاشتهاند که گاه اخلاقیات را رعایت نمیکنند. ما به این نوجوانان آگاهی میدهیم تا الگوهایی را برای خود برگزینند که مایه آبروداری اسلام هستند. خصوصیت مداح اهل بیت این است که انقلابی و مذهبی و ولایی باشد. به بچههای هیئت یاد میدهیم که عزاداری صحیح را یاد بگیرند عزاداریای که مایه وهن اسلام نباشد و اسلام ناب محمدی را خشن معرفی نکند. تمام آنچه ما به نوجوانان هدیه میدهیم آموزههای اخلاقی اسلام و عشق به اهل بیت(ع) است.
سحر چوپان میگوید: در این مسابقات بینالمللی، بهترینهای کاراته از 18کشور آسیایی از جمله چین ژاپن و کره که از بانیان و رتبهداران ورزشهای رزمیدر جهان هستند حضور داشتند. پیروزی بر چنین حریفان قدری کاری بسیار سخت بود، اما من با توکل به خدا با شکست دادن چند حریف به مرحله پایانی رسیدم و با شکست حریف چینی مقام اول و مدال طلای مسابقات را به دست آوردم. با کسب این مقام بینالمللی به عنوان یکی از گزینههای اصلی حضور در تیم ملی کاراته مطرح شدم.