با وجود اینکه فقط 17سال دارد آوازه شهرتش بین بانوان دونده کشور پیچیده و اگر در یک رقابت حضور داشته باشد سایر دوندهها باید برای رسیدن به جایگاههای دوم و سوم با یکدیگر رقابت کنند. نام این قهرمان ملیپوش «حدیثه رئوف خوشفطرت» است که تا به امروز بیش از 50مدال رنگارنگ در مسابقات مختلف کسب کرده و رکورددار مادههای دو 800، 1500 و 3000متر نوجوانان و 1500متر جوانان ایران است.
شرح فعالیتهایش را که بشنوی بهسختی میتوانی سن و سال کمش را باور کنی. ١٢سال بیشتر ندارد اما در همین سن و سال به فعالیتهای متفاوتی پرداخته و در هر کدام مهارتی را کسب کرده است. عروسکگردانی را از همان دوران کودکی دوست داشته و چند تئاتر عروسکی را توی مدرسه به روی صحنه برده است. در همین دوران قرنطینه اوقات فراغتش را به حفظ قرآن پرداخته و حالا حافظ کل قرآن است.
از همان کودکی متوجه شد که در هنر نقاشی استعداد دارد و این علاقه روزبهروز پررنگتر شد. در دورهای مجبور شد برای گذراندن برخی دورههای هنری دستفروشی وشاگردی هم بکند، اما با اشتیاق دل به قلم و بوم میداد. امروز فعالیتش را در مسجد محل سکونتش متمرکز کرده است و به هممحلیهای ساکن محله گاز علاقهمندش آموزش میدهد. رضا جلیلیان، هنرمند نوجوان متولد 1383، با اینکه سنوسالی ندارد، در کنار 8ساعت کار روزانه و آموزش هنرجویان نقاشی، در فعالیتهای فرهنگی مسجد محله هم کم نمیگذارد.
تعطیلی استخرها فرصت خوبی به این نوجوان ورزشکار محله سجاد داده است تا برای کنکور آماده شود گرچه او در رشته علومتجربی در مدرسه تیزهوشان تحصیل میکند و هیچگاه در درسش کم نگذاشته است. خودش میگوید: پس از مدرسه ساعتهای طولانی را به تمرین میگذراندم. تمام تلاش خود را کردهام که هر دو را در کنار هم پیش ببرم و رسیدگی کامل به هر دو سخت است. با این حال شنا سبب شده خود را در چند بُعد پرورش دهم و به استعدادهای دیگرم توجه کنم.
نیلوفر موسوی میگوید: زمان نوشتن انشا به دنیای کلمات وارد میشدم. وقتی نوشتهام را در کلاس میخواندم معلم و بچهها لذت میبردند. اوایل دبیرانم فکر میکردند نوشتهها کار خودم نیستند اما به مرور متوجه علاقهام شدند و من را تشویق به نوشتن داستان کردند.
تیم فوتسال«ملی پوشان صبای نوین» گام به گام از لیگهای مختلف صعود کرد و امروز مدعی صعود در فصل آینده لیگ دسته2بزرگسالان کشور است. «مهدیار خورسندی» 19ساله کاپیتان این روزهای تیم است. او یکی از افرادی است که با هدایت بازیکنان در زمین نقش پررنگی در موفقیتهای تیم داشته است.
سمانه فاطمی میگوید: در فینال مسابقات بینالمللی، من و دوستم که همباشگاهی بودیم در مقابل همدیگر قرار گرفتیم و در نهایت من پیروز میدان شدم. بعد از پیروزی حسابی گریه کردم از یک طرف بهدلیل اینکه به مرحله فینال رسیدم خوشحال بودم و از طرف دیگر ناراحت بودم که چرا دوستم را ناراحت کردهام و شکست دادهام. خوشبختانه اینجا نیز با وساطت خانم مربی همه چیز ختم به خیر شد و این بهترین خاطره من از دوران ورزش حرفهای کاراته است.
ماریاسادات حسینی میگوید: کودکان کار بچههای پاک و سادهای هستند و به تحصیل علاقه دارند. با توجه به شرایطشان مجبور به کارکردن هستند. در کنار درس به آنها قرآن و داستانهای قرآنی میآموزیم. حتی نمایشنامهای در این زمینه هم برایشان اجرا کردهایم.
امیرعلی شکفته نوجوان ۱۳ساله محله دانشجو هر 2هفته یکبار، ساعت ۸شب به وقت واشنگتن که برابر با ۴ و نیم صبح به وقت ایران است، از طریق اپلیکیشن زوم بهطور زنده برای خردسرای فردوسی واشنگتن اجرا دارد و لوح سپاسی هم از این مرکز دریافت کرده است
من هیچ وقت احساس نکردم که در فعالیتهای روزانه از دیگر بچهها عقب میمانم. هرچند بعضی وقتها افرادی باعث ناراحتیام میشدند اما ناامید نمیشدم. به یاد دارم برای ورود به دبستان با مشکلات بزرگی روبه رو بودم. مدیر مدرسه من را ثبت نام نمیکرد. این قضیه خیلی ناراحت کننده بود، اما هیچ وقت دلسرد نشدم.
اصغری متولد 1382است. او از پدرش که خود در نوجوانی و جوانی دونده بوده عشق به این رشته ورزشی را به ارث برده، دویدنهای او از بوستانها و معابر، امروز به پیستهای دوومیدانی رسیده است. دونده محله سیدی درباره ورودش به دنیای ورزش تعریف میکند: «آغاز افتخارات من از دبستان همت در سال93 بود. در تیمهای ورزشی مدرسه حضور داشتم و در سطح ناحیه2 آموزش و پرورش عناوین زیادی کسب کردم که باعث علاقهمندی بیشترم به ورزش و رشته دوومیدانی شد.»
اسما غریبزاده نوجوان ١٥ساله ساکن محله اروند و دانشآموز مدرسه معصومه مصلینژاد است. او 13 مدال رنگارنگ در ردههای مختلف کسب کرده است اما مهمترینش را مدال طلای استانی در مسابقات تکواندو میداند. در هنر رزمی هاپکیدو هم موفق به کسب مدال طلای استان شده است. همچنین طنابزنی را سال پیش به طور حرفهای شروع کرده و حالا دلش میخواهد در مسابقات این رشته هم شرکت کند.
روایت، داستان زندگی ورزشی فائزه رجبی، دختر هجدهساله محله دروی است؛ دختری سرشار از هیجان و انرژی که دهها حکم قهرمانی در کارنامه ورزشیاش دارد؛ مقام سوم دوی امدادی کشوری در سال1394، مقام دوم کشوری در مسابقات دوی 400متر همین سال، مقام دوم دوی امدادی استانی سال1396، مقام دوم استانی در مسابقات دوی 800متر، مقام سوم مسابقات محلی جام رمضان سال1398 و... . او محصل رشته تربیتبدنی هنرستان فاطمةالزهرا(س) است.
امیرعلی تمرینهای حرفهای را پیش میگیرد و حدود 4ماه بعد، یعنی پاییز سال96 راهی مسابقات کشوری میشود. سال97 که مسابقات استعدادیابی تیم ملی برگزار میشود، او همراه تیم، مقام چهارم کشور را به دست میآورد.
چیزی بهجز علاقه، دانشآموزان را در المپیاد نگه نمیدارد چون بسیار سنگین است و این خطر را دارد که زمان کافی برای قبولی در کنکور نداشته باشی. من برای موفقیت در المپیاد و هدفم که قبولی در رشته پزشکی است بهطورمیانگین روزی 8 تا 9ساعت مطالعه میکنم. البته من هم مانند دیگر دوستانم گاهی خسته میشوم اما میدانم آینده شغلیام به تلاشم در این سن بستگی دارد.
برای اثبات تواناییهایش کاری نبوده که نکرده باشد و عنوانی نبوده که به دست نیاورده باشد اما باز هم در مشهد ارگان و تیمی پیدا نشده که از مبینا سادات غفاریان و دیگر ورزشکاران بااستعدادی مانند او پشتیبانی کند. این ورزشکار 15ساله والیبال فقط 6سال است که رشته ورزشی والیبال را بهطور حرفهای آغاز کرده، اما در همین مدت او با داشتن 190سانتیمتر قد، لقب بلندقامتترین دختر نوجوان ایران را به دست آورده است.
زینب کاظمی نوجوان 17ساله محله رضائیه است. او حافظ 10جزء قران است و در المپیاد ریاضی هم مقام دارد. جریان حفظ قرآن به 11سالگیاش برمیگردد، زمانی که در کلاسهای مرکز جامعهالمصطفی شرکت کرد چون پدرش طلبه این مرکز بود، اما در ادامه خودش شیفته این مسیر معنوی شد.
این مقامها که روزی برای محمدرسول در حد دریافت جایزه ارزش داشت، اکنون روزنه امیدی است تا فراتر از کسب جایزه و مقام به فکر انجام رسالتش که از نظر خودش زمینه سازی ظهور است، باشد. او دیگر دغدغه دریافت جایزه را ندارد، میخواهد آنقدر اطلاعاتش را افزایش دهد تا سربازی برحق برای امام زمانش(عج) باشد و فراتر از دعا برای ظهور، گامی عملی در این راستا بردارد.
دختر مبتکر و خلاق محله امیریه برای ساخت دستگاه «خانهدار کوچک» تقریبا هیچ هزینهای را متحمل نشده است، چراکه این دستگاه از لوازم بازیافتی تهیه شده و بسیار مقرون به صرفه است، او در این باره توضیح میدهد: یک مسواک کهنه، لوله جاروبرقی، آرمیچر کوچک از اسباببازیهایی که دیگر قابل استفاده نیست، باتری و یک مقدار سیم، همه آن چیزی است که در ساخت «خانهدار کوچک» استفاده شده است.
با حمایت خانوادهام و تجربیاتم در ژیمناستیک توانستم خیلی زود پیشرفت کنم بهطوری که در کمترین زمان به کمربند قهوهای رسیدم. در همین 4ماه در 2رقابت شرکت کردم که توانستم 2مدال طلا در مسابقات جوجیتسو و کاتا در رقابتهای استانی و 2مدال طلا و یک نقره در مسابقات کاتا کشوری که بهطور مجازی توسط فدراسیون این رشته برگزار شد کسب کردم.