نوجوان - صفحه 33

خانواده‌ای که با صدای قرآن روزشان را شروع کنند حتما برکتی بزرگ نصیبشان می‌شود، شیوه‌ای که جمشید گریوانی در خانه پیاده کرد و حالا سه فرزند قرآنی نتیجه آن است. محمدمهدی گریوانی یکی از آن‌هاست، دوازده‌ساله و حافظ کل قرآن. صحبتش را با این عبارت شروع می‌کند: چشمم را در خانه‌ای باز کردم که پدر در حال ترتیل و قرائت قرآن بود. می‌توانم بگویم صوت قرآن همیشه در خانه ما بلند بود و من این لحن و آهنگ را دوست داشتم. از پنج‌سالگی آیه‌ها را با دقت گوش می‌کردم و به ذهن می‌سپردم. از اینکه می‌توانستم آیه‌های کوچک را یاد بگیرم و با ذوق بخوانم لذت می‌بردم.
«وقتی خط پایانی مسابقه را رد کردم، باورم نمی‌شد مدال طلای آسیا را گرفته‌ام. از خوشحالی گریه می‌کردم. پرچم ایران را بوسیدم و به نشانه احترام، دور استادیوم را با پرچم دویدم. انگار نه انگار که چندصد متر را دویده‌ام. پرچم که دستم بود پاهایم دوباره جان گرفت.»
زهرا عیدی در ده‌سالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمی‌ای که هیجان روزهای کودکی‌اش را بیشتر کرد و در مسابقات کشوری و استانی درخشید ، او این روزها در پانزده سالگی با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات بین‌المللی ارمنستان و قهرمانی آسیا که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
پدرش مشوق اصلی‌اش برای ورزش کاراته سبک کیوکوشین بوده. او هم استعداد خوبی در این ورزش داشته و توانسته 20دوره مقام قهرمانی و نایب قهرمانی استانی را به دست بیاورد. در تازه‌ترین مسابقه‌های کشوری و بین‌المللی که در یک ماه گذشته در تهران و با حضور حریفانی قدرتمند برگزار شده است، در یک دوره مسابقه‌های نفس‌گیر و سخت توانسته مقام قهرمانی کشور و مقام قهرمانی بین‌المللی را در نوجوانی به دست بیاورد.
محل تمرین‌هایشان هم سالن ورزشی شهید سلطان‌زاده در محله مهرآباد است. سالنی که دختران باانگیزه و پرانرژی در آن مشغول تمرین ووشو هستند. دخترانی در رده نونهالان تا بزرگسالان که زیرنظر استاد باسابقه و دلسوزی آموزش می‌بینند. این دختران هر کدام به‌تنهایی می‌توانند نماینده‌ای برای سرزمینمان باشند و الگویی موفق برای آینده این خاک. در چهره تک‌تکشان می‌توان امید و روزهای خوب پیش رو را دید. با معصومه آل‌عامر، مربی جوان و شاگردانش گفت‌وگو می‌کنیم.
تکواندو اولین ورزشی است که احمد انتخاب می‌کند اما بعد از مدتی دچار دلزدگی شده و این ورزش را کنار می‌گذارد. چندسالی ورزش‌های مختلف از جمله والیبال، فوتسال، بسکتبال و حتی کشتی را دنبال می‌کند اما هیچ‌کدام از این ورزش‌ها او را راضی نمی‌کند. سرانجام نیز سراغ ورزش تکواندو می‌رود که اولین انتخاب ورزشی‌اش بوده است و تا به امروز آن را ادامه داده است.
امیرحسین امینی‌مقدم از سال پیش تا به امروز موفق به کسب دو مدال اول و سوم استانی در رشته ورزشی ووشو شده است. خودش می‌گوید که این تازه اول راه است و در آینده مدال‌های مهم‌تری کسب خواهد کرد. کسب این مدال انگیزه مضاعفی برای او ایجاد می‌کند تا تمریناتش را با تلاش بیشتر ادامه بدهد. اصلا او به همین تلاش مضاعف بین بچه‌ها معروف است.
میلاد عاطفی پور چهارده ساله می تواند الگوی مناسبی برای نوجوانانی قرار گیرد که کم بودن برخی از امکانات باعث می شود تلاش نکنند. میلاد سراسر تابستان را صبح تا شب کار می کرده است تا بتواند درس بخواند. حالا هم درس می خواند هم سخت ورزش می کند. نوجوان پرانگیزه منطقه ما در محله قرقی با تلاش و تمرینات جدی ای که داشته، توانسته است تنها پس از شش ماه فعالیت در رشته ورزشی دی هان‌کیدو به مقام نایب قهرمانی استانی دست پیدا کند.
امیرحسین علاوه‌بر فعالیت در دو رشته والیبال و بسکتبال، بعد از مدتی با تکواندو آشنا و فعالیت در این ورزش رزمی را شروع می‌کند. آن‌طور که امیرحسین می‌گوید برای خیلی از دوستان و اطرافیانش پرداختن به سه رشته ورزشی آن هم به‌طور حرفه‌ای کار سختی بود اما او توانسته با استفاده از استعداد و پشتکارش به این راه ادامه دهد.
مادرش زهرا خانم می‌گوید: از وقتی کمیل دو سه ساله بود، در خانه ما جوراب پیدا نمی‌شد، او همه جوراب‌ها را در هم می‌کشید و با آن‌ها توپی برای فوتبال بازی‌کردن درست می‌کرد. از نه‌سالگی هم زندگی او فوتبال است و هرکاری کرده‌ایم تا به آرزویش برسد، اما افسوس که بچه بااستعدادی مثل کمیل هم برای دیده‌شدن در مدارس فوتبال باید پول خرج کند!
محمدجواد قدرتی را اهالی ورزش شهرک طرق به‌خوبی می‌شناسند. او نوجوانی شانزده‌ساله است که این روزها حسابی برای کسب مقام‌های رنگارنگ استانی و کشوری در حال تمرین است. قدرتی ورزش را ابتدا برای تفریح و سرگرمی شروع کرد اما بعد از مدتی این حس تبدیل به حس رقابت و کسب مقام شد.
داستان نوجوانان در حماسه هشت‌ساله، داستانی شگفت‌انگیز است. اعداد و ارقام آن‌قدر بزرگ است که نمی‌‌توان به‌همین‌راحتی از کنارش عبور کرد و آن را نادیده گرفت. جنگ که مردان خانواده، برادرهای بزرگ‌تر و پسرهای فامیل و همسایه را به جبهه کشاند، مادران را مضطرب کرد و نقش نان‌آور به آن‌ها داد، روی نوجوانان خانه نمی‌توانست بی‌اثر باشد. پسرهای کوچک خانه هم که هنوز محاسن به صورتشان ندویده بود، دنبال نقش در این دفاع گسترده بودند. آن‌ها نمی‌توانستند بنشینند و نگاه کنند. همین شد که داستانی مکرر در محل‌های ثبت‌نام و اعزام شکل گرفت.
کسب مقام دوم مسابقات چرتکه استان برای او و خانواده‌اش غیرمنتظره بود اما باعث شد به این باور برسند که محمدطاها بااستعداد است. او از هفت‌سالگی رشته تکواندو را انتخاب و فعالیت ورزشی‌اش را تحت مربیگری استاد رحیم حامد آغاز می‌کند. از آنجایی که رشته ورزشی تکواندو مثل سایر رشته‌های رزمی‌ نیاز به تمرکز زیادی دارد، محمدطاها رستمی توانست به‌سرعت عملکرد موفقی داشته باشد و مورد تشویق استادش قرار بگیرد.
طراوت و سوفیا دو دانش‌آموز چهارده‌ساله محله سجاد هستند. آن‌ها در کمتر از دو سال‌ موفق شدند به خاطر اختراع دستگاه«دستیار چشم مادر» دو مدال طلای جهانی را از آن خود کنند و به عضویت انجمن نخبگان ژنو سوئیس درآیند. آن‌ها همچنین در جشنواره ابن‌سینا مقام اول و در جشنواره خوارزمی مقام دوم استانی را کسب کرده‌اند.
علیرضا هنوز یک‌سال نداشت که با خانواده‌ در یکی از اتاق‌های مسجد‌ حجتی ساکن می‌شوند. حضور شبانه‌روزی در مسجد و حشر و نشر با مردمان مسجدی، کم‌کم سبب انس و الفت او با این‌گونه محافل می‌شود؛ «از آنجا که پدرم خاد‌م بود و پای ثابت برنامه‌ها و مراسم قرآن، من هم از همان کودکی در کنار پدر ‌بودم.
امیرحسین نبی‌زاده سیزده‌ساله و ساکن محله ایثار است. آوای خوش قرائت او از آینده درخشانش خبر می‌دهد. شاید بتوان به‌واسطه علاقه‌ و ارادتی که به کتاب الهی در خانواده نبی‌زاده هست، گفت این یک عشق موروثی است و از پدر به فرزند رسیده است. امیر‌حسین وقتی به علاقه‌اش پی برد، مانند پدرش دیگر روزش بدون تلاوت قرآن شب نمی‌شد.با پایان اولین سال تحصیلی امیر‌حسین، پدرش که شاهد اشتیاق فرزندش برای یادگیری قرآن بوده است، آموزش او را شروع می‌کند.
دختر هنرمند محله الهیه تا ده‌سالگی تعزیه‌خوان بوده و بعد از آن ارادتش به آستان حضرت دوست را طور دیگری نشان داده است. مونا پهلوان پنج‌سالی می‌شود که پای کار دوخت لباس‌های تعزیه‌خوانی است و بیشتر وقتش را پای چرخ می‌نشیند و لباس های اولیا و اشقیا را سردوز می‌زند. لباس‌هایی که برای اهالی محله متبرک است و از سرقیچی پارچه‌ها برای خودشان می‌برند.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
مبینا محمدزاده یازده سال دارد و داستان کوتاهش در کتاب «پرواز بادبادک‌ها» چاپ شده است. با آنکه یازده سال دارد بسیار روان صحبت می‌کند و دایره واژگانش فراتر از بسیاری از هم‌سن و سالانش است. در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که کتابخانه‌ای با 150کتاب داستان دارد که همه آن‌ها را بارها خوانده است. خودش معتقد است کتاب خواندن سبب شده تا او از سایر هم‌سن و سال‌هایش یک سر و گردن بالاتر باشد.نوشتن را از کلاس سوم دبستان شروع کرده و حالا بیش از 80داستان کوتاه در زمینه‌های مختلف دارد. علاقه زیادش به خواندن او را به سمت نوشتن هدایت کرده است.
رقابت پایانی سیزدهمین دوره فوتسال محلات منطقه3 هیچ شباهتی به یک رقابت محلی ساده نداشت: از تعداد تماشاگران نشسته یا ایستاده در سکوهای سالن ورزشی یاس گرفته تا کیفیت بازی‌ها و بازیکنانی که از سه رده سنی در قالب 51 تیم مقابل حریف 104 بار صف‌آرایی کردند. هریک از بازی‌ها جذابیت خاص خود را داشت و کری ورزشی بین بازیکنان و تماشاگران آن را زیباتر می‌کرد.