نوجوان - صفحه 32

بدن ورزیده‌ای دارد و از این نظر به شانزده‌‌ساله‌ها نمی‌خورد. ساکن محله امیرالمؤمنین(ع)، اما افتخار گلشهر، ایران و همچنین وطن آبا و اجدادی‌اش محسوب می‌شود. قهرمان امروز ما همین ماه پیش به مسابقات بین‌المللی استان خوزستان رفته و توانسته به‌عنوان کاراته‌کار تیم ملی جوانان افغانستان روی سکوی قهرمانی بایستد. سجاد کاظمی، جوان خوش‌آتیه گلشهری است که آرزوی کسب افتخارهای بیشتری را دارد.
کمتر ورزشکاری است که بتواند بعد از یک مرحله مسابقات استانی این‌قدر آماده باشد که برای مسابقات جهانی انتخاب شود. آراد ملانوروزی دانش‌آموز کلاس پنجمی دبستان پاسداران آسمان در خیابان شهید برکپور و ساکن محله چهارچشمه است. او توانسته پله‌های ترقی در رشته رزمی کیوکوشین را چند تا یکی بالا برود و در کارنامه ورزشی‌اش در نخستین مسابقات جهانی، یعنی مسابقات بین‌المللی کومیته کیوکوشین پروفی ایران به مقام سوم دست یابد.
سجاد قاسم پور که فعالیت در رشته رزمی پای او را به رشته های ورزشی دیگری مثل کشتی فرنگی باز کرده است، همه موفقیت هایش را مدیون حمایت ها و تلاش دایی اش می داند که شیهان است و کلی تجربه دارد. سجاد قاسم پور متولد سال 1383 است و ساکن محله شهید قربانی. او سال 1391 در مسابقات کشوری مقام سوم رشته کاتا را به دست آورده است. یک مقام دوم استانی هم در رشته کاتا در سال 98 دارد. دو مقام اول استانی در رشته کمیته و کاتای امسال هم محصول تلاش و پشتکار اوست.
اولین‌باری که وارد باشگاه جودو شد هشت‌سال داشت و از آن روز فقط گریه‌هایش را به‌خاطر دارد. رزمی‌کاران بزرگسال را که دیده بود، وحشت‌زده گریه می‌کرد. به قول خودش ترسیده بود مبادا این مردان قوی‌هیکل کمربند مشکی آسیبی به او بزنند. از آخر هم پدرش با او وارد کلاس شد تا ترسش بریزد. سینا اکرمی اکنون 18سال دارد و همچنان در ورزش جودو فعالیت می‌کند. او در این مدت سه مدال طلای استانی، سه مدال طلای باشگاهی و بیست مدال نقره و برنز استانی و باشگاهی به دست آورده است.
امیرسام شرکت، نوجوان دهه‌هشتادی است که در کلاس دهم رشته ماشین‌افزار هنرستان‌ شهیدمهدی‌زاده در خیابان آیت‌الله بهجت درس می‌خواند. آنچه او را خاص می‌کند، غنچه اشتیاقی است که از کودکی میان او و دوچرخه جان گرفته و اکنون به ثمر نشسته است. او یک ماه پیش در مسابقات کشوری رده سنی نوجوانان متولد1386 رتبه نخست دوچرخه‌سواری کوهستان را کسب کرده است تا از هم‌اکنون گزینه حضور در تیم‌ملی جوانان ایران باشد.
محمدیوسف فدایی شانزده‌ساله که به همراه خانواده‌اش در محله کوثر سکونت دارد، سال98 مقام نخست مسابقات داستان‌نویسی را در ناحیه6 آموزش و پرورش کسب کرده است، برای داستان پسری به نام «پارسا» که یک شب به خواب می‌رود و در خواب با قهرمان‌های شاهنامه سفر می‌کند.
کتابخانه آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی یکی از قدیمی‌ترین کتابخانه‌ها در منطقه۶ است. ساختمان شماره یک آن در سال۱۳۶۹ در خیابان محمدآباد ساخته می‌شود. بعد‌ها در سال۸۶ ساختمان شماره2 هم در همان خیابان در محله شهید رستمی بنا می‌شود و به بانوان اختصاص پیدا می‌کند. به گفته اعضای کتاب‌خوان این کتابخانه اینجا یکی از کامل‌ترین کتابخانه‌های شهر محسوب می‌شود. این کتابخانه کوچک جای خیلی چیزها را برای آن‌ها پرکرده است، تمام تفریح‌هایی که از آن محروم بوده‌اند، تمام سفرهایی که نرفته‌اند. بچه‌ها دنیا را لابه‌لای این قفسه‌ها گشته‌اند. برای آن‌ها اینجا چیزی بیشتر از یک کتابخانه است. این را از لابه‌لای حرف‌هایشان می‌فهمم. وقتی که متوجه می‌شوم تمام خاطرات مدرسه و دورهمی‌های دوستانه‌شان به همین کتابخانه وصل می‌شود.
پنج سال قبل که جودو را شروع می‌کند، هیچ‌کدام از بچه‌های هم‌سن‌وسالش در اقوام، علاقه‌ای به این ورزش نشان نمی‌دادند. اما از زمانی که او در دورهمی‌های فامیلی حرکات و فنون جودو را به نمایش گذاشت، چند نفر از کودکان جمع به این ورزش علاقه‌مند شدند و حالا یکی از جودوکاران باشگاهی هستند. از این بابت با اینکه سن و سالی ندارد او را در جمع‌های فامیلی با لقب استاد صدا می‌زنند. امیر ارسلان بلون متولد سال1389ساکن محله شهید مطهری است.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. می‌گوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوان‌ها دچار آسیب‌های اجتماعی نمی‌شوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشی‌ای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل می‌شد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاری‌های دیگری می‌شدند که می‌تواند باعث فروپاشی خانواده‌ها شود.
محمدطاها عیدی آن‌قدر در کاراته زبده و آب‌دیده می‌شود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات می‌گذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک‌اوت‌ می‌کند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابت‌های بین‌المللی را به‌دست می‌آورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
«پرستش دانا» دختر موفق محله طرق است که با وجود ورود یک‌ساله‌اش در ورزش کونگ‌فو توانسته دو مقام استانی را در کارنامه‌اش داشته باشد. او به این ورزش علاقه بسیاری دارد و تا کمربند سبز پیشرفته است. پرستش در کلاس پنجم دبستان تحصیل می‌کند و در کنار درس، ورزش را هم ادامه داده است.
علیرضا غلامی از آن دسته دانش‌آموزان کوشا است که تنها به درس خواندن اکتفا نکرده و با آزمون و خطای زیاد موفق شده است مرزهای خواستن تا توانستن را پشت سر بگذارد. علیرضا کلاس نهم مدرسه خواجه نصیرالدین طوسی محله کوی مهدی است. با همت و اراده‌اش دستگاهی را اختراع کرد و یکی از شرکت‌کنندگان در جشنواره خوارزمی سال گذشته بود و موفق شد در استان رتبه دوم را از آن خود کند.
مبین چهارده‌ساله چند ماه است برای تحصیل در دبیرستان خواجه‌نصیر طوسی و آموختن تخصصی علم موسیقی به مشهد آمده است. ظاهر و رفتارش همچون دیگر دانش‌آموزان مدرسه است اما با همه نوجوانی، افکار و گفتارش همچون یک هنرمند باسابقه است. بزرگ‌ترین آرزویش توجه بیشتر مردم و مسئولان به موسیقی نواحی است و اینکه بتواند در موسیقی ایران حرفی برای گفتن داشته باشد، اما نگرانی‌های به‌حقی دارد: نگرانی از اینکه مردم کار او را دوست نداشته باشد نگرانی برای فراموش شدن سبک موسیقی نواحی که ده‌ها سال پدربزرگش برای معرفی آن زحمت کشیده.
اشکان بشیان تعریف می‌کند: برای اینکه پدرش بتواند او را به فوتبال علاقه‌مند کند، برای تولد دوسالگی‌اش به او توپ هدیه داده است. «هنوز خردسال بودم که پدرم من را در مدرسه فوتبال ثبت‌نام کرد. مربی با توجه به سن‌وسال کم و نداشتن توانایی جسمانی از پدرم خواست اسمم را در کلاس ژیمناستیک بنویسد تا بعد از اینکه توانایی بدنی‌ام بیشتر شد، به فوتبال برگردم.انعطاف، سرعت و آمادگی جسمانی که در ژیمناستیک به دست آوردم، تأثیر مثبتی برایم داشت.»
خانه‌‌ای در حاشیه  شهر مشهد، محل زندگی فرزندانی است که «شگفت‌انگیز»، شایسته‌ترین کلمه برای توصیف آن‌هاست و والدینی که به‌معنای واقعی کلمه، عمر و سرمایه خود را برای آموزش بچه‌ها گذاشته‌اند. پرهان هشت‌ساله، مهر سال گذشته، کلاس اول را ثبت نام کرد و در خرداد، کنار پسرهای کلاس‌ششمی آزمون داد.
این دانش‌آموزان به درس اکتفا نکرده و پشت دیوارهای مدرسه‌شان ده‌ها خاطره از روزها و شب‌هایی دارند که برای زلزله‌زدگان و سیل‌زدگان کمک‌‌های مردمی جمع‌آوری کرده یا برای معلولان مرکز شهیدفیاض‌بخش صندلی چرخ‌دار خریده‌اند. آن‌ها در دوران کرونا طی حرکتی با نام «نذر نفس» برای بیماران نیازمند کپسول‌های اکسیژن خریده‌اند.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمی‌دانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفته‌ایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما می‌دانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی می‌کنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام می‌دهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان می‌رود، من هم همراهش می‌شوم و کمکش می‌کنم. این را رضا زراعتی می‌گوید.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
روح‌الله علوی‌منش درباره تأسیس این مرکز توضیح می‌دهد: نیازمندان زیادی به ما مراجعه می‌کردند و مشکلاتشان را می‌گفتند؛ مشکلاتی مثل اجاره‌خانه عقب‌‌افتاده، هزینه دارو و درمان و درخواست اشتغال. همه این‌ها باعث شد به فکر بیفتیم که کمک‌ها را با مجوز رسمی‌ سامان‌دهی کنیم. مرکز نیکوکاری از سال قبل آغاز به کار کرد. هدف ما این است که نیازمندی در محله نداشته باشیم. مرکز نیکوکاری زیرنظر کمیته امداد امام‌خمینی(ره) است. 250خانواده زیرپوشش این مرکز هستند و علاوه‌بر این 100پرونده هم مستقیم زیرپوشش مرکز خیریه خودمان است.
فروردین امسال اجرای کم‌نظیر «دختران خورشید» در برنامه تلویزیونی عصر جدید میلیون‌ها نفر را به وجد آورد؛ تیمی که از ۳۱دختر ورزشکار تشکیل شده است و بیشترشان ساکن محلات حاشیه شهر مشهد هستند. دختران این تیم با شعار «بمب انرژی» تمرین می‌کنند.