نوجوان - صفحه 32

میلاد عاطفی پور چهارده ساله می تواند الگوی مناسبی برای نوجوانانی قرار گیرد که کم بودن برخی از امکانات باعث می شود تلاش نکنند. میلاد سراسر تابستان را صبح تا شب کار می کرده است تا بتواند درس بخواند. حالا هم درس می خواند هم سخت ورزش می کند. نوجوان پرانگیزه منطقه ما در محله قرقی با تلاش و تمرینات جدی ای که داشته، توانسته است تنها پس از شش ماه فعالیت در رشته ورزشی دی هان‌کیدو به مقام نایب قهرمانی استانی دست پیدا کند.
امیرحسین علاوه‌بر فعالیت در دو رشته والیبال و بسکتبال، بعد از مدتی با تکواندو آشنا و فعالیت در این ورزش رزمی را شروع می‌کند. آن‌طور که امیرحسین می‌گوید برای خیلی از دوستان و اطرافیانش پرداختن به سه رشته ورزشی آن هم به‌طور حرفه‌ای کار سختی بود اما او توانسته با استفاده از استعداد و پشتکارش به این راه ادامه دهد.
مادرش زهرا خانم می‌گوید: از وقتی کمیل دو سه ساله بود، در خانه ما جوراب پیدا نمی‌شد، او همه جوراب‌ها را در هم می‌کشید و با آن‌ها توپی برای فوتبال بازی‌کردن درست می‌کرد. از نه‌سالگی هم زندگی او فوتبال است و هرکاری کرده‌ایم تا به آرزویش برسد، اما افسوس که بچه بااستعدادی مثل کمیل هم برای دیده‌شدن در مدارس فوتبال باید پول خرج کند!
محمدجواد قدرتی را اهالی ورزش شهرک طرق به‌خوبی می‌شناسند. او نوجوانی شانزده‌ساله است که این روزها حسابی برای کسب مقام‌های رنگارنگ استانی و کشوری در حال تمرین است. قدرتی ورزش را ابتدا برای تفریح و سرگرمی شروع کرد اما بعد از مدتی این حس تبدیل به حس رقابت و کسب مقام شد.
داستان نوجوانان در حماسه هشت‌ساله، داستانی شگفت‌انگیز است. اعداد و ارقام آن‌قدر بزرگ است که نمی‌‌توان به‌همین‌راحتی از کنارش عبور کرد و آن را نادیده گرفت. جنگ که مردان خانواده، برادرهای بزرگ‌تر و پسرهای فامیل و همسایه را به جبهه کشاند، مادران را مضطرب کرد و نقش نان‌آور به آن‌ها داد، روی نوجوانان خانه نمی‌توانست بی‌اثر باشد. پسرهای کوچک خانه هم که هنوز محاسن به صورتشان ندویده بود، دنبال نقش در این دفاع گسترده بودند. آن‌ها نمی‌توانستند بنشینند و نگاه کنند. همین شد که داستانی مکرر در محل‌های ثبت‌نام و اعزام شکل گرفت.
کسب مقام دوم مسابقات چرتکه استان برای او و خانواده‌اش غیرمنتظره بود اما باعث شد به این باور برسند که محمدطاها بااستعداد است. او از هفت‌سالگی رشته تکواندو را انتخاب و فعالیت ورزشی‌اش را تحت مربیگری استاد رحیم حامد آغاز می‌کند. از آنجایی که رشته ورزشی تکواندو مثل سایر رشته‌های رزمی‌ نیاز به تمرکز زیادی دارد، محمدطاها رستمی توانست به‌سرعت عملکرد موفقی داشته باشد و مورد تشویق استادش قرار بگیرد.
طراوت و سوفیا دو دانش‌آموز چهارده‌ساله محله سجاد هستند. آن‌ها در کمتر از دو سال‌ موفق شدند به خاطر اختراع دستگاه«دستیار چشم مادر» دو مدال طلای جهانی را از آن خود کنند و به عضویت انجمن نخبگان ژنو سوئیس درآیند. آن‌ها همچنین در جشنواره ابن‌سینا مقام اول و در جشنواره خوارزمی مقام دوم استانی را کسب کرده‌اند.
علیرضا هنوز یک‌سال نداشت که با خانواده‌ در یکی از اتاق‌های مسجد‌ حجتی ساکن می‌شوند. حضور شبانه‌روزی در مسجد و حشر و نشر با مردمان مسجدی، کم‌کم سبب انس و الفت او با این‌گونه محافل می‌شود؛ «از آنجا که پدرم خاد‌م بود و پای ثابت برنامه‌ها و مراسم قرآن، من هم از همان کودکی در کنار پدر ‌بودم.
امیرحسین نبی‌زاده سیزده‌ساله و ساکن محله ایثار است. آوای خوش قرائت او از آینده درخشانش خبر می‌دهد. شاید بتوان به‌واسطه علاقه‌ و ارادتی که به کتاب الهی در خانواده نبی‌زاده هست، گفت این یک عشق موروثی است و از پدر به فرزند رسیده است. امیر‌حسین وقتی به علاقه‌اش پی برد، مانند پدرش دیگر روزش بدون تلاوت قرآن شب نمی‌شد.با پایان اولین سال تحصیلی امیر‌حسین، پدرش که شاهد اشتیاق فرزندش برای یادگیری قرآن بوده است، آموزش او را شروع می‌کند.
دختر هنرمند محله الهیه تا ده‌سالگی تعزیه‌خوان بوده و بعد از آن ارادتش به آستان حضرت دوست را طور دیگری نشان داده است. مونا پهلوان پنج‌سالی می‌شود که پای کار دوخت لباس‌های تعزیه‌خوانی است و بیشتر وقتش را پای چرخ می‌نشیند و لباس های اولیا و اشقیا را سردوز می‌زند. لباس‌هایی که برای اهالی محله متبرک است و از سرقیچی پارچه‌ها برای خودشان می‌برند.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
مبینا محمدزاده یازده سال دارد و داستان کوتاهش در کتاب «پرواز بادبادک‌ها» چاپ شده است. با آنکه یازده سال دارد بسیار روان صحبت می‌کند و دایره واژگانش فراتر از بسیاری از هم‌سن و سالانش است. در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که کتابخانه‌ای با 150کتاب داستان دارد که همه آن‌ها را بارها خوانده است. خودش معتقد است کتاب خواندن سبب شده تا او از سایر هم‌سن و سال‌هایش یک سر و گردن بالاتر باشد.نوشتن را از کلاس سوم دبستان شروع کرده و حالا بیش از 80داستان کوتاه در زمینه‌های مختلف دارد. علاقه زیادش به خواندن او را به سمت نوشتن هدایت کرده است.
رقابت پایانی سیزدهمین دوره فوتسال محلات منطقه3 هیچ شباهتی به یک رقابت محلی ساده نداشت: از تعداد تماشاگران نشسته یا ایستاده در سکوهای سالن ورزشی یاس گرفته تا کیفیت بازی‌ها و بازیکنانی که از سه رده سنی در قالب 51 تیم مقابل حریف 104 بار صف‌آرایی کردند. هریک از بازی‌ها جذابیت خاص خود را داشت و کری ورزشی بین بازیکنان و تماشاگران آن را زیباتر می‌کرد.
تا اواسط دهه 70 بیشتر اراضی خیابان سوختانلو8 را زمین‌های بایری تشکیل می‌داد که نمای این محدوده در بولوار طبرسی را نازیبا کرده و برای ساکنان مشکل‌ساز شده بود. با گسترش ساخت‌وساز‌ها این محدوده رونق گرفت. دسترسی آسان به دو ایستگاه قطار شهری ولایت و فجر و احداث مراکز آموزشی متعدد، سالن و زمین‌های ورزشی، فضای سبز و ... اکنون خیابان سوختانلو8 را پرتردد کرده است.
مصطفی دهنوی متولد سال1386 در محله احمدآباد است. او ورزش تکواندو را از هشت‌سالگی شروع می‌کند. به گفته خودش بهترین حامی و پشتیبان او در ورزش کاراته پدرش است. می‌گوید: پدرم با وجود مشغله کاری‌ای که داشت هر روز من را از خانه به باشگاه ورزشی توحید که در محدوده میدان سناباد بود می‌برد. در گوشه‌ای از فضای باشگاه می‌نشست و با تشویق‌هایش به من روحیه می‌داد.از همان ابتدا پابه‌پای من در تمرینات و همه مسابقاتی که شرکت کردم حضور داشت.
محمدمتین قاسمی، نوجوان چهارده‌ساله محله ایثارگران، مدال‌های رنگارنگ کشوری در رشته بدمینتون دارد و اواخر مرداد امسال هم در رده سنی زیر 15سال در مسابقات آسیای میانه در تاجیکستان مدال طلای این مسابقات را به دست آورد و در این رشته خوش درخشید. تمام حواسش به تمرین و حرکات یار تمرینی است. کسب مدال‌های رنگارنگ باعث نشده است تا دست از تلاش بردارد.روزی حدود 8ساعت تمرین می‌کند. فیلم مسابقات مختلف را می‌بیند و تجزیه و تحلیل می‌کند تا از بازی بزرگان این رشته بیاموزد. سالن راستی برای او مثل خانه است.
مونا لوخی متولد 1389 و ساکن محله شهید قربانی است و دبستان غیردولتی شکوفه‌های انتظار درس می‌خواند. او یک برادر دارد که پنج سال از خودش بزرگ‌تر است و در رشته‌ مکاترونیک هنرستان مشغول تحصیل است. هم‌چنین دو خواهر دوقلو دارد که پنج سال از خودش کوچک‌ترند. می‌گوید: «عاشق شعر خواندن هستم و این عشق سبب شده است در نقالی هم موفق باشم. معلم‌ها هم بی‌تأثیر نیستند. خانم بیات، معلممان، هم تشویقم کرد تا در مسابقات در رشته نقالی شرکت کنم.»
نه‌تنها زیرزمین کیف‌دوزی سید در نقطه شروع خیابان وحید، که همه کارگاه‌های این محدوده و بازارهای اطراف در تابستان‌های بلند یک جور کلاس تعلیمی بود برای آن‌هایی که در این سه ماه افسانه‌ای، می‌خواستند خرج یک سال تحصیلشان را به دست بیاورند، دانش‌آموزانی که فصل کیف و کتاب برایشان به پایان رسیده بود و به میدان کار آمده بودند. کارگاه‌ها محل استعدادیابی به حساب می‌آمد. یکی نجاری دوست داشت، یکی تعمیرات لوازم برقی. بعضی‌ها هم عاشق معماری بودند و کار بنایی را با جان و دل انجام می‌دادند.
سالن ورزشی امام علی(ع) نوده، تنها سالن ورزشی فوتسال در بولوار توس است که بخشی از اوقات فراغت دانش آموزان در آن پر می شود. در این مجموعه ورزشی تیمی به شکوفایی رسیده است که توانسته نقش زیادی در شناسایی استعدادهای کودکان و نوجوانان این محدوده داشته باشد و آن ها را از آسیب های اجتماعی دور نگه دارد.حسین حاجی پور، مسئول سالن ورزشی امام علی(ع) می‌گوید: برای یک ساعت ونیم 120هزارتومان هزینه اجاره زمین است. این کمترین میزان هزینه ای است که باشگاه ها دریافت می کنند. از طرف دیگر چون سالن مناسب و استاندارد دیگری در این محدوده وجود ندارد، تقاضا برای اجاره بسیار زیاد است. ظرفیت ما هم محدود است.
یگانه رفاهی مبارز پانزده‌ساله محله مجیدیه است که در رشته کاراته فعالیت می‌کند. نوجوان بااستعداد و پرتلاشی که به‌واسطه مادر ورزشکارش به این رشته رزمی علاقه‌مند شد. یگانه در ده‌سالگی کاراته را آغاز کرد، ورزشی که هیجان روزهای کودکی‌اش را بیشتر کرد و همان‌طور که در مسابقات کشوری و استانی درخشید، این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات انتخابی تیم ملی که هفته آینده در تبریز برگزار می‌شود، آماده می‌کند.