نیکوکاری - صفحه 29

ریحانه بهشتی شد. این بهترین تیتری است که می توان برای «ریحانه بهشتی» استفاده کرد. بانوی ورزشکار مشهدی که پس از مرگش با اهدای اعضاء بدنش بسیاری را از مرگ نجات داد.
محمدعلی نصری دعا‌ها و اذکار معروف را کپی گرفته و در بسته‌های مختلف در مغازه‌اش قرار داده است تا هرکس تمایل داشت به‌صورت رایگان، نسخه‌ای از آن را بردارد.
دوازده‌سال قبل که مرجان کلامی با یک وانت خوار‌بار به خیریه مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) رفت، قرار نبود یک اتاق کوچک در گوشه‌ای از این مسجد، خانه دوم او شود.
کلاس قرآن علی امیری‌دلوئی، استاد قرآنی که بار‌ها صوت او را در حرم مطهر و از شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیون شنیده‌ایم، نزدیک بیست‌سال است که در مسجد محل زندگی‌اش پابرجاست.
جعفر شاهرخی و خانواده‌اش از شهروندان خوش‌سلیقه‌ای هستند که با کاشت انواع درختان مثمر و گیاهان، رنگ دیگری به کوچه پروین اعتصامی‌۴۱ داده‌اند. آن‌ها سرسبزی و سرزندگی را به همسایه‌ها هدیه داده‌اند.
۵۰ سال پیش درختان کوچه پروین اعتصامی ۴۱ به دست محمدعلی وکیلی، یک هم‌محله‏‌ای سبز کاشته شد.
خیریه رویش در بن‌بست یکی از کوچه‌های یک‌متری انتهای جاده‌سیمان (قرقی) قرار گرفته، اما گشاینده بن‌بست‌های زندگی مردم منطقه و رویش دوباره آن‌ها از دل مشکلات است.
اهالی مهرگان خشت‌خشت این بنا را با دستان خود گذاشته‌اند. بنایی که مثل گوهر در شهرک می‌درخشد و نام زیبای «فاطمه‌الزهرا (س)» را به خود اختصاص داده است.
۲۱ سال پیش بانوان محله فردوسی، جلسات قرآن خانگی برپا کردند و همان‌جا تصمیم گرفتند مکتب حضرت‌زینب (س) را برای بانوان محله راه‌اندازی کنند. پول خرید زمین را از همین جلسات جمع کردند و خریدند.
یکی از ساکنان محله سرشور از ماجرای دعای خیر دیگران در زندگی‌اش می‌گوید: تأثیر دعای خیری را که از ته دل در حق آدم می‌شود، نباید دست‌کم گرفت.
بازنشسته‌های محله کارمندان دوم به‌واسطه سال‌ها همسایگی نه‌تنها خیلی خوب یکدیگر را می‌شناسند که به یک خانواده بزرگ شبیه شده‌اند و پیوند همسایگی خود را از گذشته تا امروز حفظ کرده‌اند.
خیرانی از محله ثامن و دیگر محلات اطراف پای کار آمده‌اند و با دارایی یا کالای تولیدی خود یک فروشگاه متفاوت را ساخته‌اند به نام «فروشگاه مهربانی» که در‌قبال خرید هیچ‌کدام از کالاهایش پولی دریافت نمی‌شود.
دختران موسسه توانبخشی فتح‌المبین با تلاش و پشتکارخلاقیت و هنر آفریده‌اند، آن‌ها نشان دادند هر ذهنی با تمرین و پشتکار توانایی ابتکار و خلاقیت را دارد.
غلامحسین خوش‌عاطفه، کارگر شهرداری با‌وجود هزینه سخت بیماری فرزندش در‌برابر مبلغی که پیدا کرد، وسوسه نشد. او می‌گوید: دوست دارم وقتی زائری به شهرش برمی‌گردد به همه بگوید چه بچه‌مشهدی باحالی!
نام منتصرالملک، نخستین شهردار مشهد به‌دلیل وقف‌های بزرگش در خاطره‌ها ماندگار شده است.
«اگر بنای تعطیل‌کردن مغازه‌تان را داشتیم، از شما دعوت نمی‌کردیم اینجا تشریف بیاورید.» این جمله، آغاز تلاش اعضای شورای حل اختلاف است که رویه دیگری برای رسیدگی به پرونده‌های ارجاع‌شده در پیش گرفته‌اند!
سمانه عرفانیان متولد تهران است. او و همسرش سعید عطاردی بیش‌از ۱۰ سال است که در کار‌های فرهنگی و اجتماعی فعالیت دارند آن‌ها زندگی خود را صرف شکوفایی استعداد‌های محروم محله نوده کرده‌اند.
آرایشگران جوان محله خاتم‌الانبیا (ص) یک روز در ماه را صرف اصلاح رایگان کودکان کم‌توان ذهنی و جسمی می‌کنند. داوود گرمرودی که چهار انگشتش قطع شده، بانی این کار خیر است.
دکتر شاهین‌فر می‌گوید: ساخت بیمارستان را واقعا از صفر شروع کردم. ابتدا خانه‌مان استیجاری، ولی بزرگ بود. بعد، آن را از صاحبش که از بستگان همسرم بود، با قیمت مناسب خریدیم. همان‌جا کار و زندگی می‌کردم.
کتابخانه عمومی قلم در گذشته منزل «حاج علی‌اکبر شگفتی» بوده است که بعد‌ها توسط پسرانش حاج‌خلیل، یوسف و یونس شگفتی، وقف مکان فرهنگی شده و برای استفاده‌از این فضا دومنزل دیگر هم خریداری شده است.