هتل پارس جزو اولین هتلهای شهرمان است که در سال۱۳۱۶هجری توسط یک معمار روس به سبک هتلهای غرب ساخته شد و تا امروز از میهمانان پذیرایی میکند.
محله جنت میراثدار دو محله مهم و هویتی سراب و ارگ است. سراب که نامش برگرفته از سرِآب قنات قریه سناباد است پس از نوغان، قدیمیترین محله مشهد است که در اراضی روستای سناباد قرار دارد. محلهسراب بهخاطر قداستی که داشته از همان آغاز محلهای حکومتی، اعیاننشین و محل تجمع سادات و بزرگان مشهد بوده است.

یکی از دلایلی که ساختمان اداره دارایی بهسرعت ساخته شد و کمترین تزئینات را در نمای خارجی داشت، تصمیم مسئولان برای افتتاح آن همزمان با هزاره فردوسی بود.
اولین کسانی که اعلامیههای حکومت نظامی را زیر پا گذاشتند، دانشآموزان دبیرستانهای شاهرضا (دکتر علی شریعتی) واقعدر کوچه باغعنبر و دبیرستان فیوضات واقعدر کوچه سجادیه بودند که در گروههای کوچک حرکت میکردند و شعارهای ضدسلطنت سر میدادند. همین موضوع سبب شد تعداد نیروهای ارتش در خیابانهای مشهد بیشتر شود.
خیابان گلستان ازجمله معابر پررفتوآمد منطقه8 است. این خیابان که حدود هشتدهه از ساختش میگذرد، در نقشه سال1325 نیز به همین نام بوده است. خیابان گلستان این روزها به یکی از مراکز درمانی تبدیل شده و با تأسیس مطب پزشکان در آن، چهرهاش تغییر کرده و ترافیکش بیشتر از قبل شده است. باوجود ساختوسازهای جدید هنوز هم درختان کهنسال و خانههای ویلایی قدیمی در آن حرفی برای گفتن دارند.
خیابان ابنسینا یکی از معابر قدیمی منطقه8 است که در نقشه سال1325 هم با نام خیابان سینا ترسیم شده است. این خیابان که بخشی از آن در حریم منطقه 8 قرار دارد(از میدان امامرضا(ع) تا چهارراه دکترا) در همین نقشه، شامل سه معبرفرعی به نامهای نراقی، میردامادی و دولتشاهی و یک معبر بینام بوده است که این روزها تابلو ابنسیناهای فرد روی آن حک شده و مزین به نام شهداست.
کوچه بازارچه سراب10 که بیشتر در بین اهالی به کوچه مدرسه آیتالله خویی معروف است، در نقشه سال1325 به نام کوچه «طاهر» ثبت شده است. در یکی از کتابهای تاریخی نام این کوچه «عنصری» است که وجهتسمیه خود را از ابوالقاسم حسن بن احمد بلخی مشهور به عنصری گرفته است. در این کوچه بهدلیل وجود مدرسه آیتالله خویی رفت و آمد بسیاری میشود و اتصال آن به خیابان آیتالله شیرازی سبب شده تا بیشتر عابران، این مسیر را برای تردد انتخاب کنند.
محمدزاده از 9سال قبل که به بیمارستان منتصریه آمده است، کارش کمی متفاوتتر از سایر پرستاران بوده. او مرگ و زندگی را بارها در این سالها دیده است. محمدزاده میگوید: ابتدای ورودم به این بیمارستان در بخش ICUمرگ مغزی کار میکردم. آنها بیمارانی هستند که خانواده برای اهدای عضوشان رضایت دادهاند. چند روزی در بخش میمانند و بعد برای اهدا به اتاق عمل میروند.