سال پیش مریم محمدی در پایه سوم دبستان شهید میراب شهرک طرق مشغول به تحصیل شد. او در سال تحصیلی گذشته با مشاهده رفتار پرخاشگرانه یکی از دانشآموزان خود تصمیم میگیرد به او کمک کند و پس از 5 ماه تلاش و پیگیری مستمر، نتیجه میگیرد. پس از آن این معلم تصمیم میگیرد درقالب یک پژوهش ماحصل اقداماتی که برای دانشآموزش انجام داده است به نگارش در بیاورد.
نام تروغ، تروق یا طرق بهعنوان یکی ازقدیمیترین روستاهای همجوارمشهد، دستکم از سال۵۰۳ قمری در متون تاریخی آمده است. این مزرعه که تا حدود سال ۱۳۸۷در پیرامون مشهد بود از آن زمان به شهر پیوست. طرق بهمعنای «راه» مسیر زائران از نیشابور به مشهد بوده است. بیشتر طرقیها از گذشته کشاورز و دامدار بودهاند.

طرح «آقا حساب کردند» آستان قدس رضوی و خبر مشارکت شهرداری در پرداخت اجارهبهای مستأجران نیازمند با همکاری سپاه زمینهساز تشکیل کارگروهی متشکل از معتمدان و خیران در شهرک طرق شد تا آنها پیش از همه دست به کار شوند و با جذب مشارکتهای مردمی و شناسایی نیازمندان برای کمک به همسایگان خود آستین بالا بزنند.
من رفتم کف پای شهید را بوسیدم. پوتین نداشت. گفتند چون خط شکن بوده با پای برهنه بوده است. بعدها پوتینهایش را همراه ساکش برایمان آوردند. پیکرش سر نداشت. خمپاره سرش را برده و دستش را قطع کرده بود. یادم هست روز تشییع در بلندگو اعلام کردند امروز یک شهید داریم که به تبعیت از امام حسین(ع) سر در بدن ندارد و به تبعیت از حضرت عباس(ع) دست در بدن ندارد و به نشان حضرت قاسم ابن الحسن(ع) دستهایش را حنا بسته است.
خانواده ساعیها در طرق که اکنون بیشتر به نام شهیدشان معروف هستند، پیشتر به نام صابونپزها شناخته میشدند. خانوادهای که صابونپزی خانگی و سنتی نسل به نسل در میان زنان آن گشته است تا به حاجیه خانم علیتنه، مادر شهید ساعی، برسد. تا پیش از اینکه صابونهای صنعتی در میان مردم رواج پیدا کند هرکس در طرق صابون میخواست خانواده صابونپزها را میشناخت. مهارتی که حالا به یکی از فامیلهای دورشان رسیده است تا همه مادر محمد را در طرق به صابونهایش بشناسند.
سید حسن موسوی، فرهنگی بازنشسته شهرک طرق که مسئولیت اجرای طرح پویش را به عهده دارد، معتقد است این طرح برای پیشرفت و ارتقای سطح علمی دانشآموزان شهرک طرق به اجرا در آمده است.
پیش از ورودم به دانشگاه در کارگاه پدر تجربه اندوختم. نشستن در کلاس درس دانشگاه باعث شد علم به کمک تجربهام بیاید و من را در مسیر کارم یاری کند. من جزو دانشجویانی بودم که هرچه از دانشگاه میآموختم به محل کار میآوردم یا مشکلهای کار را به دانشگاه میآوردم تا حل کنم. به همین علت از دانشجویان دیگر تجربیتر بودم و وقتی از دانشگاه به کار برگشتم، نگاهم تفاوت کرده بود و مسائلی را مطرح میکردم که پیش از آن نبود.
19مدرسه در استان ویژه هفتگروه دانشآموزان شامل کمتوان ذهنی (بیشترین آمار را دارند)، دانشآموزان نابینا، دانشآموزان ناشنوا، دانشآموزان با مشکلات جسمی و حرکتی و هوشبهر معمولی، دانشآموزان چند معلولیتی، دانشآموزان با اختلالات رفتاری هیجانی یا طیف اوتیسم و دانشآموزان دارای مشکلات ویژه فعالیت میکنند که سهم منطقه 7از این تعداد مدارس تنها دو مدرسه و منطقه8 نیز به یک مدرسه و یک پیشدبستانی ختم میشود.