محله هفده شهریور - صفحه 3

محله

هفده شهریور

محله هفده شهریور

هفده شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع می‌شد. به‌ تدریج ساختمان‌های‌ مسکونی و اماکن تجاری جایگزین شدند. میدان ۱۷شهریور پیش ازانقلاب به «کوروش» معروف بود، اما سال ۱۳۵۸ به‌دلیل واقعه جمعه سیاه،به۱۷شهریور تغییرنام پیدا کرد. برج‌های تجاری مزیت‌های گردشگری این محله است.

محله هفده شهریور
تعدادی از کارمندان و پزشکان بیمارستان طالقانی که درد و رنج بیماران را از نزدیک دیده بودند انجمنی برای حمایت از مسلولین تشکیل دادند و به مرور زمان تعداد زیادی از مسلولین استان خراسان را تحت پوشش قرار دادند.
افزایش نرخ دلار، بند شدن سرمایه مردم در بنگاه‌های سرمایه‌گذاری، بی‌پول شدن و در نتیجه کاهش قدرت خرید مردم از جمله مواردی است که بیشتر کسبه هفده شهریور آنها را دلیل هیاهوی بی‌مایه این روز‌های کاری‌شان عنوان می‌کنند.
این ورزشکار موفق از شش‌سال قبل رشته کیک‌بوکسینگ را انتخاب کرده و در این مدت ۱۰ مدال طلای استانی و یک طلای کشوری به دست آورده است. او امید دارد همراه با این تیم به المپیک برود و از مدال‌آوران باشد.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی می‌داد، اما به کارگرانش می‌رسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
شهید محمدعلی حنایی که در غائله ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در مشهد، مصدوم و مجروح شده بود، در روز راهپیمایی ۱۲ آذر ۵۷ با شلیک مستقیم سرهنگ معین‌طباطبایی به شهادت رسید.
برای دیدن یا شرکت کردن در مراسم تشت‌گذاری لازم نیست هزارو‌چندصدکیلومتر راه را طی کنیم تا به اردبیل برسیم. بیش از ۴۰ سال است که خانواده نباتی‌مقدم این رسم چندصدساله را در مشهد به‌پا می‌دارند.
وقتی حاج‌غلام‌حسین رمضانی بهترین قسمت باغ خود را به ساخت نخستین مسجد در روستای تقی‌آباد اختصاص داد، فکرش را نمی‌کرد وقفش بعد از هفتاد سال بشود نقطه‌عطف و اتصال اهالی محله هفده شهریور.
احمدصادق‌زاده یزدی که در نوجوانی عازم جبهه می‌شود سال ۶۱ به اسارت عراقی‌ها درمی‌آید و بیش‌از هشت سال از بهترین سال‌های عمرش را در اردوگاه‌های این کشور به سرمی‌برد.
حسین کریمی، که نیم قرن است در گود زورخانه ورزش می‌کند، حکم زنگ از در را که آخرین حکم در این ورزش محسوب می‌شود، دارد و به‌اصطلاح صاحب‌زنگ است.
در سال ۱۳۱۳ کارخانه نخریسی تاسیس می‌شود و بوق آن به صدا درمی‌آید. بوقِ کارخانه، هم خیلی طولانی بود هم قوی. صدای کشدارش که از دیگ بخار درمی‌آمد، یک شهر را اجیر می‌کرد.
ابوالقاسم عرب‌زاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.
مدال طلای غرب آسیای حدیثه رئوف، به آسانی به‌دست نیامد. می‌گوید: هنگامی‌که از خط پایان عبور کردم، تمام سختی‌هایی که برای به‌دست‌آوردن این مدال کشیده بودم، در یک لحظه از مقابل چشم‌هایم گذشت.
محله ۱۷ شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع می‌شد. حدود پنجاه سال جای مزرعه و روستا را به‌مرور ساختمان‌های مسکونی و اماکن تجاری گرفتند.
عطایی‌خراسانی می‌گوید ارتباطش با شهید رئیسی به دوران کودکی، مدرسه جوادیه، کوچه جوادیه و محله نوغان برمی گردد.
رمضان بن‌ناری می‌گوید: صبح می‌آییم، می‌نشینیم اینجا تا دم غروب؛ باری بهمان بخورد یا نخورد! الان بعضی مغازه‌دار‌ها چرخ دستی خریده و شاگرد گرفته‌اند تا بار را جابه‌جا کند. برای همین خیلی روز‌ها بیکارم.
محمد بافندگان‌سمائی می‌گوید: روزگاری بیشتر از پانصد‌فیروزه‌تراش در مشهد مشغول به کار بودند. در بازار ناصریه ۲۰۰ تا ۲۵۰مغازه فیروزه‌تراشی بود. در خیابان خسروی نو هم روبه‌روی بازار سرشور کار می‌کردند.
بازارچه بانوان محله هفده‌شهریور با همه بازارچه‌هایی که تا به حال دیده‌اید، متفاوت است. بازارچه در یکی از خانه‌های قدیمی و باصفای محله هر سه‌شنبه از ساعت‌۱۰ صبح تا ۱۴ ظهر با همت و پشتکار زکیه کریمی برگزار می‌شود.
کوچه نسترن‌۱۵ یکی از فرعی‌های خیابان نسترن است. حدود یک‌سالی می‌شود که تابلو ورودی این کوچه به سرقت رفته و هنوز جای آن پر نشده است. این کوچه بن‌بست است و فقط سه پلاک مسکونی دارد.
محمدتقی مجتهدزاده غواص ۱۴ ساله‌ای بود که بین دوستانش به «ماهی سیاه کوچولو» معروف بود و تقدیرش به‌گونه‌ای رقم خورد که سوم دی سال‌۱۳۶۵ و در عملیات کربلای‌۴، پشت جزیره ماهی در اروند‌رود به شهادت رسید.
نوید رضاخانی و زهرا ولیخانی، زوج هنرمند، زندگی مشترکشان را زیر سایه اعتقاداتشان شروع کرده‌اند و معتقدند تولید محصولات فرهنگی در این برهه از زمان یک مبارزه است.