محله هفده شهریور - صفحه 2

محله

هفده شهریور

محله هفده شهریور

هفده شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع می‌شد. به‌ تدریج ساختمان‌های‌ مسکونی و اماکن تجاری جایگزین شدند. میدان ۱۷شهریور پیش ازانقلاب به «کوروش» معروف بود، اما سال ۱۳۵۸ به‌دلیل واقعه جمعه سیاه،به۱۷شهریور تغییرنام پیدا کرد. برج‌های تجاری مزیت‌های گردشگری این محله است.

محله هفده شهریور
زکیه لسانی مبلّغ و سخنوری است که در سال‏‌های پیش از انقلاب بار‌ها دستگیر شد و پروندۀ سیاسی و سابقه حبس‌اش در زندان‏‌های برخی از شهرستان‏‌های خراسان موجود است.
محمدحسین فلاحتی‌نژاد، سرود را از یک سرگرمی ساده در دوران دبستان آغاز کرد، اما حالا برای او بعد‌از درس به بزرگ‌ترین دستاورد زندگی‌اش تبدیل شده است. او در دوران دبستان سه بار به همراه گروه سرود مقام ناحیه‌ای در مسابقات کسب کرده است.
فهیمه ایرجی نه‌تنها به آموزش نسل جدید ازطریق روش‌های نوین می‌پردازد، بلکه سه جلد کتاب آموزشی و چهار جلد رمان مذهبی تألیف کرده است و تلاش می‌کند ارزش‌های دینی را با زبانی جذاب به نوجوانان منتقل کند.
مسجد عباس‌بن‌علی (ع) در خیابان یاران‌۹ پایگاهی برای همسایه‌های این کوچه است. آنها د‌رکنار اینکه سال‌هاست یکدیگر را می‌شناسند، در کار‌های فرهنگی محله‌شان مشارکت می‌کنند و مرکز کارشان در مسجد است.
حدود ۱۰ سال پیش بود که میان شلوغی‌های بازار و رفت وآمد زائران در خیابان ۱۷ شهریور نخستین جرقه‌های احداث مسجد الحمید زده شد. جرقه‌ای که حالا تبدیل به چراغی بزرگ برای روشنایی راه بازاریان شده است.
شهید علی سلیمان‌منش خادم حرم بود که با اصرار سال ۶۱ به جبهه رفت، او ترک تحصیل کرد و کمک خرج خانواده بود، پدرش می‌گوید علی همه‌فن حریف بود! ابتدا آرماتوربندی می‌کرد و بعد از آن شیشه‌بری.
حاج هاشم نصر از قدیمی‌های محله هفده شهریور است، حسینیه هیئت محبین قرآن و اهل‌بیت (ع) یعنی همان خانه محل سکونت و بر گردن خیلی از اهالی حق پدری دارد.
سیدمجتبی یاهوئی بعد از اینکه در سال ۸۴ از کار در نیروهای مسلح بازنشسته می‌شود با گرفتن دو کارآموز و جدیت زیاد، تمام وقتش را در کارگاه صرف تراشیدن فیروزه می‌کند.
فهیمه رمضانی‌اهوازی می‌گوید: دوست دارم به جای استفاده از کلمات و صحبت کردن، احساساتم را با نقاشی برای مخاطبانم بیان کنم؛ به همین دلیل گاهی که در روابطم دچار مشکل می‌شوم با تصویر‌سازی و نقاشی عذر‌خواهی می‌کنم.
تعدادی از کارمندان و پزشکان بیمارستان طالقانی که درد و رنج بیماران را از نزدیک دیده بودند انجمنی برای حمایت از مسلولین تشکیل دادند و به مرور زمان تعداد زیادی از مسلولین استان خراسان را تحت پوشش قرار دادند.
افزایش نرخ دلار، بند شدن سرمایه مردم در بنگاه‌های سرمایه‌گذاری، بی‌پول شدن و در نتیجه کاهش قدرت خرید مردم از جمله مواردی است که بیشتر کسبه هفده شهریور آنها را دلیل هیاهوی بی‌مایه این روز‌های کاری‌شان عنوان می‌کنند.
این ورزشکار موفق از شش‌سال قبل رشته کیک‌بوکسینگ را انتخاب کرده و در این مدت ۱۰ مدال طلای استانی و یک طلای کشوری به دست آورده است. او امید دارد همراه با این تیم به المپیک برود و از مدال‌آوران باشد.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی می‌داد، اما به کارگرانش می‌رسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
شهید محمدعلی حنایی که در غائله ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در مشهد، مصدوم و مجروح شده بود، در روز راهپیمایی ۱۲ آذر ۵۷ با شلیک مستقیم سرهنگ معین‌طباطبایی به شهادت رسید.
برای دیدن یا شرکت کردن در مراسم تشت‌گذاری لازم نیست هزارو‌چندصدکیلومتر راه را طی کنیم تا به اردبیل برسیم. بیش از ۴۰ سال است که خانواده نباتی‌مقدم این رسم چندصدساله را در مشهد به‌پا می‌دارند.
وقتی حاج‌غلام‌حسین رمضانی بهترین قسمت باغ خود را به ساخت نخستین مسجد در روستای تقی‌آباد اختصاص داد، فکرش را نمی‌کرد وقفش بعد از هفتاد سال بشود نقطه‌عطف و اتصال اهالی محله هفده شهریور.
احمدصادق‌زاده یزدی که در نوجوانی عازم جبهه می‌شود سال ۶۱ به اسارت عراقی‌ها درمی‌آید و بیش‌از هشت سال از بهترین سال‌های عمرش را در اردوگاه‌های این کشور به سرمی‌برد.
حسین کریمی، که نیم قرن است در گود زورخانه ورزش می‌کند، حکم زنگ از در را که آخرین حکم در این ورزش محسوب می‌شود، دارد و به‌اصطلاح صاحب‌زنگ است.
در سال ۱۳۱۳ کارخانه نخریسی تاسیس می‌شود و بوق آن به صدا درمی‌آید. بوقِ کارخانه، هم خیلی طولانی بود هم قوی. صدای کشدارش که از دیگ بخار درمی‌آمد، یک شهر را اجیر می‌کرد.
ابوالقاسم عرب‌زاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.